۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
07:41
کد خبر : 8899094
۱۸:۵۷

۱۳۹۶/۰۵/۱۷
یادداشت/ احسان مهرکش

در مزمت برداشت های نجومی از بیت المال

اگر کسی با اهمّیّت بیت المال آشنا باشد از اساس کار به این قبیل فیش های نجومی و اسراف و تبذیر ها و سپس ورود رسانه ها و شبکه های اجتماعی کشیده نمی شود.
به گزارش خبرگزاری بسیج، حجت الاسلام و المسلمین احسان مهرکش استاد حوزه در مطلبی به موضوع برداشت های نجومی از بیت المال پرداخته است. متن این یادداشت که در اختیار خبرگزاری بسیج قرار گرفته به شرح زیر است: 

1ـ هیچ کس نباید هیچ نوع مالکیّت خصوصی داشته باشد مگر آن چه مطلقا ضروری است.2ـ هیچ کس نباید خانه یا انباری که به روی همگان گشوده نیست داشته باشد و لازم است همگان به صورت مشترک زندگی کنند و در میان توده ها حاضر باشند چنان که در میدان حاضراند. 3ـ آنان در شهر نباید جرأت کنند دادوستدی با طلا و نقره داشته باشند یا حتی طلا و نقره را لمس کنند یا زیر سقف واحدی با آن ها گرد آیند.

آیا این توصیفی از یک نظام دینی مرتاضانه است یا توصیفی از گروهی کمنیستی در تربیت برای ماموریتی سرّی است؟ یا گزارشی علمی ـ افسانه ای از جامعه ای در تدارک برای جنگی فضایی است؟ خیر این مقرارت افلاطون برای طبقه ی حاکمِ جمهوری آرمانی اوست(1). دقیقا مانند برخی از مدیران جامعه ی کنونی ما !!! نه حقوق چندانی در مقابل فعلی که انجام میدهند دریافت می کنند و نه از طریق رانت بر شیئی مالکیت پیدا کرده اند و نه اصلاً می دانند که طلا و نقره چیست. از برخی از اسلاف خود جمله ای را شنیده و مدام تکرار می کنند که همواره از جانب اقشار مختلف، مورد تمسخر واقع شده است: «ما برای خدمت به مردم آمده ایم». اساساً باید گفت این دسته از مدیران فقط برای خدمت به مردم خلق شده اند.

حال سوال این است که جه باید کرد؟ آیا معترضان به فیش های حقوقی برخی از مدیران در برخورد با این مقوله موجّه بوده اند؟ آیا شما باور دارید که می شود با این ناحنجاری مدیریّتی برخورد کرد؟ فکر می کنید برای برطرف کردن این معضل و رسیدن به نقطه ی مطلوب چگونه باید عمل نمود؟ توسل به امور فرهنگی؟ توسل به قوّه ی قهریّه؟ سیل همگان به وجدان خود؟ ارجاع به امور دینی و مذهبی؟

به نظر می رسد با قطع نظر از وجود وجدان، فرهنگ، دین، قوّه ی قهریه و تمام قانون های فراروانی که در این زمینه وجود دارد، دید کلانی که در افراد تاثیر گذار جامع کنونی ما وجود دارد، ضربه ی سهمگین و مهلکی در برخورد با مقوله ی ننگ آور حقوق نجومی می زند. آیا کسی که در سپهر ذهنی و معرفتی خود، وقعی برای بیت المال قائل نیست، می تواند به برطرف شدن چنین مقوله ای کمک نماید؟ آیا کسی که از لحاظ فقهی اصلاً نحوه ی برخورد با بیت المال را نمی داند در برخورد با پدیده موفّق است؟ آیا شخصی که در روح و روانش، مطرح شدن خود و هم مسلکانش، موج می زند، می تواند با برطرف شدن چنین معضلی هماهنگ عمل نماید یا این که عملا در تضاد با آن واقع می گردد؟ تا این نوع نگرش وجود دارد هیچ عملی نمی تواند یه طور جدّی تأثیر گذار باشد و فقط یک سری از امور جزئیِ کم اهمّیّت جا به جا می شود. شاید ادّعای فوق کمی مبالغه آمیز باشد و حال آن که ذره ای مبالغه در آن نیست. به مثال فوق توجه نمایید: شما در سددید تا با فلان مسول در مورد از بین رفتن سرمایه ی ملی در قالب حقوق نا متعارف سخن بگویید.
 
برای او سخن رانی می کنید. از مضرات از بین رفتن بیت المال برای او داد سخن می دهید. از عقل و نقل استدلال اقامه می کنید. آینده ایی روشن و پر فروغی از آن مؤسسه در صورت بر طرف شدن این اسراف ها در مقابل دید او ترسیم می نمایید. حال تمام این سخنان وقتی اثر دارد که آن مسؤل ارزش بیت المال و اهمّیّت آن را درک کرده و قائل باشد از لحاظ فقهی چه حکمی بر این گونه اسراف ها مترتب است و چه ضررهای اخروی می تواند دامن او را بگیرد و الا آن سخنان هیچ تاثیری نخواهد داشت.
 
شاهد ادّعای فوق این است که اگر آن مسؤل با اهمّیّت آن مقوله آشنا بود از اساس خود به رسیدگی و نظارت بر این ناهنجاری ها اقدام می ورزید. به عبارت واضح تر اگر کسی با اهمّیّت بیت المال آشنا باشد از اساس کار به این قبیل فیش های نجومی و اسراف و تبذیر ها و سپس ورود رسانه ها و شبکه های اجتماعی کشیده نمی شود ـ مگر در مواردی اندک ـ و آن شخص اصلاً احتیاجی به این قبیل تذکرات ندارد بلکه خود نظارت و ارزیابیِ زیر مجموعه ی خود را دو چندان می کند، کما این که حضرت امیر «علیه السلام» در نامه ای به حکام خود می نویسند: « قلم های خود را در مکاتبات ریز کرده و فاصله ی بین سطور اوراق را کم نمایید که بیت المال تاب چنین خسارت هایی را ندارد» و یا این که وقتی آن حضرت مشاهده نمودند یکی از حکّامشان در جلسه ی ضیافتِ اشرافی شرکت کرده است او را عزل نمودند.
 
نمونه های اشاره شده قبل از این که شیوه ی مدیریّتی را بیاموزد، اهمّیّت و جیگاه بیت المال را نشانه رفته و به مخاطب می آموزد چگونه باید با بیت المال برخورد نمود.
(ت.ز. لاوین، از سقراط تا سارتر، ص 31)

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید