۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
19:45
کد خبر : 8900033
۲۰:۲۶

۱۳۹۶/۰۵/۱۹
به استقبال جشنواره سراسری شعر بسیج در قُم

با ولایت تا سعادت با شجاعت در ره اند ...

اهمیت فرهنگ بسیج و ویژگی‌های منحصر به فرد بسیجیان در شعر شاعران ایران زمین جلوه‌گر است که مرور آنها به مناسبت هفتمین جشنواره سراسری شعر بسیج در قم خالی از لطف نیست.


به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، روزهای نوزدهم و بیستم مرداد ماه، فصل نخست هفتمین جشنواره سراسری شعر بسیج با عنوان "زلال رضوی" به همت بسیج هنرمندان سپاه علی بن ابی طالب (ع) در قم برگزار می‌شود که نخستین برنامه آن هم، زیارت حرم مطهر حضرت کریمه اهل بیت (س) خواهد بود.

در این میان، شاعران مختلفی هستند که با اشعار خود و با برشمردن اوصاف و ویژگی‌های بسیج و بسیجیان، از نقش ویژه آنان در تاریخ انقلاب و جمهوری اسلامی یاد کرده و می‌کنند.

یکی از این اشعار و سرودها، سرودی است که با نوای محمد گلریز، جاودانه شد و بعید نیست اگر بگوییم که در اذهان همه ایرانیان حکّ شده است:

ای بسیج، ای سرافرازان، افتخار میهنید
مایه امن و امان و اعتبار میهنید
در مطاف کعبه دل، در کنار رهبرید
در مصاف خصم کافر چون حصار میهنید
جان ما، هستی جان شما
شمع ما، چهره رخشان شما
با خدا، عهد و پیمان بسته‌اید
ای خوشا، عهد و پیمان شما
ای ظفرمندان کنون چشم جهان سوی شماست
حامی مستضعفان، نیروی بازوی شماست
جانتان در انتظار بوسه گاه کربلا
کربلا در انتظار دیدن روی شماست
ای خوشا دیدن روی حسین
بوسه بر خاک گلبوی حسین
هر دم از جبهه حق می‌رسد
مژده بوسه بر کوی حسین
فخرتان بادا که رزم از عزمتان زیور گرفت
میهن از نام شما آوازه دیگر گرفت
بر شما بادا مبارک کسوت جُندُاللَّهی
سرفراز آنکس که این چتر هما بر سر گرفت
تا ابد زنده باشد نامتان
جاودان می‌شود ایامتان
دشمن فنته می‌لرزد چو بید

بشنود چون طنین گامتان
آفرین بر همت و بر عزم و ایمان بسیج
بر خداجویان و جانبازان و یاران بسیج
بگسلد شیرازه دشمن به میدان بسیج
نگسلد هرگز ز رهبر، عهد و پیمان بسیج
عهدتان با خدا پاینده باد
جمعتان محکم و پاینده باد
تا رسد مهدی صاحب زمان

رهبر ما خمینی زنده باد.

و این نیز شعری است جاودان از محمدحسین بهجت تبریزی، مشهور به شهریار که آن را در جمع بسیجیان و با حضور رهبر معظم انقلاب، خواند و تصاویر آن در حافظه تاریخ ایران و انقلاب ثبت شده است:

یا علی باز از خدا دستی به همراه بسیج
جاودان کن در جهان این جلوه و جاه بسیج 

یا علی خون حسینت کِی رود از یادها
گو ببیند زینب این غوغای خونخواه بسیج 

تا علمدارش گشاید بال شاهین علم
می‌دهد فرمان حسینت کو بُوَد شاه بسیج 

اشک و خون می‌بارد از آفاق آذربایجان
خود به مژگان رفت آذربایجان را بسیج 

می‌زداید دود آه خیمه‌های سوخته
خیمه و خرگاه زد در کربلا آه بسیج 

کوردل بودند اهل کوفه و بیعت شِکن
قوم سلمان است این قوم دلاگاه بسیج

غرش ای شیر خدا ببر و پلنگ خفته را
تا شود صدامیان خرگوش و روباه بسیج 

لشکر اسلام شد چون سیل و طوفان در خروش
کفر اگر خود کوه باشد می‌شود کاه بسیج 

روز کین و انتقام است از گروه حرمله
چند باشد داغ اصغر زجر جانکاه بسیج 

رهبر از نصرٌ مِنَ اللَّه داد فرمان جهاد
تا رسد فتح قریب از نصرت الله بسیج

او در ادامه این شعر، به ارتش بیست میلیونی کشور اشاره می‌کند و می‌سراید: 

صد هزار از بیست میلیون رهسپار جبهه‌هاست
تا بیفتد خرمگس در دام جولان بسیج 

رغبت و شوق شهادت خرمنی انباشته ست
حاشَ لِلَّه نیست یک جو، هرگز اکراه بسیج 

کربلا تشنه ست و بر سقای خود چشم انتظار
طلعت ماه بنی‌هاشم بود ماه بسیج

با شعار یا محمد، شیعه و سنی یکی ست
نیست جز قرآن و حق ذکری در افواه بسیج 

این سفر با فتح پایان باز می‌گردد سپاه
می‌دهد پایان به فتح گاه و بی گاه بسیج 

سر به درگاه خدا می‌ساید این جهد و جهاد

شهریارا! تا بِسایی سر به درگاه بسیج

این هم شعری دیگر از زبان بسیجیان سرافراز است که در آن به شهدای بسیجی هم اشاره شده است:

در زمین خلق حماسه می‌کنیم

دشمنان را زیر پا له می‌کنیم

عشق تفسیر بسیجی بودن است

تحت تاثیر بسیجی بودن است 

ای بسیجی‌های صاف و بی ریا

پس کجا رفتند مردان خدا؟

باز شعرم سوی جبهه می‌رود

سوی بانه، سوی فکه می‌رود 

سوی مردان دلیر و با خدا

آن شهیدان که شدند از ما جدا 

در میان خیمه بی سر می‌شدند

توی سنگرها کبوتر می‌شدند 

روزها در جبهه مشغول عدو

نیمه شبها با خدا در گفت و گو 

یکه تازی توی سنگر کرده‌اند

با گلوله عشق بازی کرده‌اند

بی سر و بی دست و بی پا می‌شدند

در میان دجله پیدا می‌شدند

وای از وقتی که سرها می‌رسید

آن زمانی که خبرها می‌رسید 

جمله‌ها دارند غم می‌آورند

واژه‌ها دارند کم می‌آورند 

باز ما ماندیم و یک دل خاطرات

دست و پاهایی که مانده در فرات

اکنون شعر دیگری را از نظر می‌گذرانیم که در آن، ویژگی‌های بسیجیان مورد توجه و دقت نظر قرار گرفته است؛ شعری که عنوان "بسیجی، بنده خاص الهی" را بر خود دارد:

بسیجی گلشن دین را گلاب است

بسیجی آرمان شیخ و شاب است

بسیجی پاک از هر نقص و عیب است

بسیجی صاف از هر شک و ریب است

بسیجی را توقع نیست در کار

بسیجی نه تشریفات می‌خواهد نه دستار

بسیجی بنده شایسته اوست

بسیجی سر به سر وابسته اوست

بسیجی دل به این عالم ندارد

دلش را بر خدای خود سپارد

بسیجی سنگرش سجاده اوست

وصالش در شراب باده اوست

بسیجی مخلص دین مبین است

بسیجی پیرو مولای دین است

بسیجی فانی اندر انقلاب است

بسیجی حامی اسلام ناب است

بسیجی نی به فکر ملک  و مال است

نه اندر غصه اهل و عیال است

بسیجی شعله‌ای از نار عشق است

بسیجی سنبل گلزار عشق است

نه دل بسته به این دنیای فانی

نه غمناک است از بهر زندگانی

خدایا حق پیغمبر و آلش

بسیجی را نگهدار از زوالش

بسیجی آرزوی مومنین است

بسیجی نور چشمان امین است

امیر عاملی هم از دیگر شاعرانی است که درباره بسیج و بسیجیان شعر دارد و آنان را سرباز پاکباز ولایت می‌داند:

دل می‌سپرد جانب دلدار و می‌‌نوشت
روی شقایقی که مرید امام بود
فهمیده بود پیچ و خم راه عشق را
کم سن و سال، لیک به عرفان تمام بود
نه در پی مقام و نه پست و نه منصبی
ایثار می‌‌نمود دل و جان خویش را
چون کوه استوار، زمان هجوم خصم
تنها توقعش که بماند رضا، خدا
از هرچه غیر حضرت حق خوب می‌گذشت
دلبسته خدای جهان بود و پیر خویش
چون سر فرو نبرده به جز نزد کردگار
او بود هر کجا و همه دم امیر خویش
نامش سوال کردم و گفتم: که ای؟ بزرگ
فرمود: ای که گفته ‌ای این بنده کیستم؟
سرباز پاکباز ولایت تمام عمر
یعنی اگر خدا بپذیرد بسیجی‌ام

اینک نوبت شعر دیگری است از شاعر حسینی که این شعر هم با تنظیم موسیقایی، جاودانه شده است:

بسیجی دیده بیدارِ عشق است

بسیجی زنده هُشیار عشق است

بسیجی یاور و دلدار دین است

 بسیجی مایه بازار عشق است

بسیجی طالب بازار فیض است

 بسیجی پیرو کرّار عشق است

محل کار خویش یا جبهه جنگ

 تلاشش دائما در کار عشق است

نگیرد لحظه ای آرام در دین

همیشه دیده اش پُر بار عشق است

چراغ افروزِ محفل‌های تاریک

تمام همتش دیدار عشق است

به جنگ با عدو چون شیر جنگید

طریق عشق و هم اسرار عشق است

ننوشد آب حیوانی به عالم

چرا که تشنه جویبار عشق است

امامش بوسه بر بازوی او زد

یقینا همتش پیکار عشق است

بنازم همت آن مرد دین را

گدای رحمت دیندار عشق است

به هنگام نبرد با اجانب

به هرجایی که نام از یار عشق است

کمر بر بسته و بازو گشاده

به دیوان عمل دلدار عشق است

بگفتا، رهبرش، روح خدا این

بسیجی زنده بیدار عشق است

به مستوران نگفت اسرار مستی

حدیث جان پی دیوار عشق است

نباشد متکی بر این و بر آن

خداجویی که استظهار عشق است

جوانمرد ره ایثار و اخلاص

به لفظ اندک ولی بسیار عشق است

بسیجی بلبلِ گویای اسرار

به سنگر روز و شب همکار عشق است

فلسطین و به لبنان و دلیران

دعای جملگی، همیار عشق است

درخت خرم و سرسبز دین است

چو شاهین طائر گلزار عشق است

سرت سبز و دلت خوش ای بسیجی

حبیبت همچو تو بیمار عشق است

ابوالفضل هم بسیجی بود برادر

حسین در کربلا سردار عشق است

خدایا رهبر ما را نگه دار

که او سرحلقه انصار عشق است

به پاس و همت و نام بسیجی

حسینی ناظم اشعار عشق است

و اینک این گفتار را با شعری از اکبر پورآقا به پایان می‌آوریم:

مبدأ سِیری به سوی آسمان باشد بسیج

مقصد و دیری برای بیدلان باشد بسیج

گشته طوبای رشادت، سایه دار کربلا

منبع خیری برای همرهان باشد بسیج

با ولایت تا سعادت با شجاعت در رهند

معبد جان برکفانِ این جهان باشد بسیج

هم دیانت هم بصیرت هم بلاغت حاصلش

مهبط النّوری برای سالکان باشد بسیج

عاشقان سینه سرخ شهادت را بگو!

بستر عیشی برای عاشقان باشد بسیج.


امیرعلی عفیف نیا

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید