به گزارش خبرگزاری بسیج، محمد حسین ملایری در رسالت نوشت:
1-نطفه ترامپیسم در سال 2007 در نشریه ای افراطی به نام«بریت بارت» بسته شد.دو ویژگی مشخص این نشریه (و ایدئولوگ های آن نظیر بانن) نخست تبلیغ گسترده تئوری توطئه و دیگری زنده نگه داشتن برتری جنبش نژاد سفید است.آنان محور اول را بهنحو علنی به انجام می رسانند و محور دوم را بصورت نامحسوس تبلیغ می کنند. حلقه«بریت بارت» که بعداً ترامپ را تغذیه فکری و تبلیغاتی نمود،اولین نکته را که به ترامپ آموخت آن بود که رسانه های آمریکا تماماً در تسخیر توطئه گران هستند و بنابراین باید شیوه مستقلی را پیش بگیرد.تقریباً در هیچ سخنرانی یا مصاحبه ای نیست که ترامپ از هجوم «اخبار تقلبی» شکایت نکند.
2-جنبش برتری نژاد سفید بعد از جنگ های داخلی آمریکا تقویت گردید و منجر به پدیده ای شد که «مهاجر ستیزی» خوانده می شود.
حلقه«بریت بارت» که دنبال باز تولید گفتمان«مک کارتیسم» و
برتری نژاد سفید است، با مهاجرت سر ناسازگاری دارد و در این ناسازگاری،علاوه بر ادعای برتری نژادی، گرایش مهاجران به حزب دموکرات نیز نقش دارد.
3- ترامپیسم آن سوی سکه«جکسونیسم» است.ترامپ در واقع نه
واقع گراست،نه انزوا گرا و نه نومحافظهکار؛ اگر چه هر موقع لازم بوده از همه اینها دفاع هم کرده است! جکسونیسم اشاره به تهاجماتی دارد که منجر به کشته شدن یک میلیون اهالی کره شمالی گردید.یا اشاره به میزان بمبی دارد که آمریکایی ها برسر ویتنامی ها ریختند(به حسب اطلاعات نظامی بمبی که آمریکاییها بر سر ویتنام ریختند سه برابر بمبی است که آنها در جنگ جهانی دوم مصرف کردند). ترامپ خیلی دوست دارد یک ماشین عظیم جکسونیستی در پنتاگون راه بیندازد تا هر موقع لازم داشت موتور آن را روشن کند.
4- ترامپیسم ، جهان را هابزی می بیند و معتقد است دشمنان
بی شمارند و دوستان اندک ؛بنابراین سیاست خارجی ، باید سوفکلی باشد تا سقراطی. به عنوان مثال آمریکایی ها در یک چشم انداز صد ساله، ژاپن را تهدید اصلی برای امنیت ملی خود یافته اند و به همین دلیل سیاست نزدیکی به چین را با انتقال سرمایه و تکنولوژی و ادغام بازار آن در کانون توجه قرار دادند . با این سیاست، آمریکا دو نتیجه همزمان را هدف قرار
می دهد : کنترل ژاپن (با توجه به خصومت های تاریخی میان چین و ژاپن)و دور کردن چین از روسیه . ترامپیسم با این سیاست موافق نیست و معتقد است چین در مهار کره شمالی بهقدر کافی همکاری نمی کند و بنابراین باید آنقدر چین را زیر فشار قرار داد که بتوانیم کره شمالی را از قدرت ، ساقط نماییم و رسیدن به این هدف، تنها در سایه «جکسونیسم» میسر است.
5- ترامپیسم ، قشری گرا است . بارزترین نمونه قشری گرایی ترامپ در جریان تظاهرات موافقان و مخالفان تبعیض نژادی خود را نشان داد و مقاومت ترامپ در محکومیت برتری طلبان نژاد سفید تا آخرین دقایق ، روشن نمود که او به گفتمان «بریت بارت»کاملا وفادار است و هزینه های سنگین سیاسی آن را هم می پردازد.
6-پوپولیسم ترامپ، ابزار قدرت مندی را برای اردوگاه او فراهم آورده است . او با پوپولیسم ، نه به عنوان بخشی از حزب جمهوریخواه ، بلکه به عنوان حزب سومی که اپوزیسیون کامل است ، ظاهر گردید. اگر چه ترامپ تمام ثروتش را مدیون نخبگان هر دو حزب آمریکاست . با این حال نخبگان دموکرات را اشخاص متکبر و نخبگان جمهوریخواه را سرمایه داران زد و بند چی ( که در پیوند با سیاست، به ثروت رسیده اند) خواند و فریاد می زد که « به واشنگتن می روم تا سیفون سیاستمداران را بکشم» !در عین حال او آرزو می کند که آمریکاییان مانند او شوند و هر کدام « برج ترامپ» خودشان را داشته باشند !
7- ترامپیسم مترادف ملی گرایی است . ترامپ مخالف « شهروند جهانی »
سقراط است . از دید او آمریکا بهشتی است که حاصل ارزش های استثنای و زحمات طاقت فرسای نسل های گذشته است .
از دید او اگر کشورهای دیگر دچار فلاکت اند ، این ربطی به آمریکا ندارد . اگر مکزیکی ها شغل یا اروپایی ها بازسازی قدرت نظامی می خواهند . نباید روی آمریکا ( که هدف اولش شغل پیش امنیت و رفاه است )حساب کنند . آمریکائیان فقیر و فراموش شده از سوی طرفداران جهانی شدن، در رنجند.از دید او فلان واسطه معاملات ملکی باید خیلی بیشتر از بوروکرات های
بین المللی مورد توجه واشنگتن نشین ها باشند که نیستند .
8- گذشته گرایی صنعتی : ترامپیسم طرفدار صنایعی است که در قرن 19 توسط خیل کارگران پر عضله ، اداره می شدند . ترامپیسم باور دارد که صنایع گذشته (فولاد ، اتومبیل ، ذغال سنگ ، ساختمان ، کشاورزی ، الوار ، معدن کاری و ... )همچنان دارای برجستگی بوده و شایسته حمایت اند . به کار بردن دست و فکر برای خلق یک شی واقعی خیلی مورد نیاز تر و لازمتر است تا یک امر انتزاعی یا فرهنگی .
اساتید دانشگاهی و ایده پردازان « سیلیکون ولی » ( که در دو دهه گذشته بازسنگین احیای توان آمریکا را در عصر جدید بر عهده دارند )معتقدند که صنایع مورد حمایت ترامپ ، دایناسورهای آلوده گر هستند و دوران آنها به عنوان منابع ثروت به سر آمده ، اما ترامپ معتقد است منابع ارزشمند ثروت مادی ملت، همین صنایع هستند . سیاست های صنعتی و اقتصادی ترامپ ظرف همین مدت لطمات خود را در بخش نوین صنعت آمریکا به جا گذاشته است .
9- تقدم پول بر منافع بلند مدت آمریکا ؛ ترامپیسم در مواجهه با هر گزاره با پروژه ای در گام نخست به ابعاد مالی – اقتصادی آن ( با اولویت منافع خودی ها )
توجه دارد . ترامپ با قرارداد 500 میلیاردی ، اگر چه منافع اقتصادی و اشتغالی مورد اشاره را فراهم ساخت، لکن عملا کانون باز تولید بنیاد گرایی خشن اسلامی را که به دست سعودی ها نهادینه شده ، فعالتر ساخت.
نهایت آنکه: ترامپیسم، در بن خود توطئه اندیشی مک کارتیسم را حمل می کند در حالی که که چاشنی قشری گری، نژاد پرستی و گذشته گرایی را در خود دارد .
ترامپیسم نه تنها مشکلی از جهان حل نمی کند که همچون مکارتیسم یک بار دیگر جامعه آمریکا را در کام بحرانی دیگر فرو خواهد برد.