۱۷ / خرداد / ۱۴۰۵ - 07 June 2026
05:27
کد خبر : 8933053
۰۹:۳۳

۱۳۹۶/۰۷/۲۲
گزارش..

نمونه‌ای از گویش‌های محلی در منطقه جنوب کرمان

در کشور ما یک زبان مشترک وجود دارد که فارسی نام دارد و زبان رسمی این سرزمین است و وقتی از زبان و گویش محلی سخن گفته می‌شود زبان و گویشی است که هم اکنون مردم منطقه به آن تکلم می‌کنند.
به گزارش خبرگزاری بسیج ازکرمان؛حروف به هم پیوسته و حرف‌ها را ویا کلمات را و از جمع آن‌ها جملات و مفاهیم ویا وسیله‌ای را می‌سازنند که انسان‌ها با آن با هم ارتباط برقرار می‌کنند و جمع آن‌ها زبان و گویش و لهجه‌ی مردمی را که در ارتباط با هم هستند بوجود می‌آورد.

در کشور ما یک زبان مشترک وجود دارد که فارسی نام دارد و زبان رسمی این سرزمین است و وقتی از زبان و گویش محلی سخن گفته می‌شود زبان و گویشی است که هم اکنون مردم منطقه به آن تکلم می‌کنند.

در منطقه جنوب کرمان مردم منطقه به زبان یا گویش محلی سخن مى‏ گویندنمونه‌ای از اصطلاحات رایج در این مناطق چنین است:

لهر (دوار): خانه Lahar

اور: باران Owr

دون: دانه Don

مگ: نخل Mog

پلگ: خاک Poleg

چپت: دمپائی Chapat

مهی: عمه Mahi

خالو: دائی Khalo

چوک: پسر Chok

دهت: دختر Doht

ضیفه:ضعیفه، زن Zaifah

خوه: خواهر Khoh

باوا: پدر Bava

ننه: مادر Naneh

نیستا: نیست Nista

کچو: النگو Kacho

روتن: رفتن Roten

شهین: پیراهن Shahin

موز: خسیس Muz

گوزیک: زنبور Guzik

گلیف: دیگ Gelif

گلوپ: لامپ Golup

مو: مادر Mu

بائی: پدربزرگ Baei

گروگ: عروس Gorug

چوکیدن: بوسیدن ‍Chokiden

یوکوتن: حمام رفتن Yo Koten

دروگ: دروغ Dorug

بیتال: شکسته بند Baital

مونت:دختر مجرد Munat

استون: رعد و برق Estuk

روخونه: رودخانه Rukhona

مش: مگس Mash

کلپک: مارمولک Kalpak

ناواتی: نمی‌خواهد Navati

کتوک: خانه Kotuk

گوهتی: گفتن Gohti

موریک: مورچه Muorik

متگ: ملخ Mateg

کروس: خروس Koruous

واستن: خواستن Vasten

خوسوگ: مادر همسر Khosug

گنوگ: دیوانه Ganoug

منال: مژه Menal

دماگ: بینی Damag

خوسرک: پدر همسر Khouserk

چمکی: رقاص Chamaki

مشک: موش Moshk

کوند: زانو Kound

استال: ستاره Estal

موشنگ: جارو Mosheng

بخوس: بخواب Bokhous

شونگ: شانه Shoneg

لوک: کوتاه Lok

گود: پائین goud

لته: پارچه Latea

سومهک: خارش Sumahk

گبل: بغل Gabal

چاپرک: سیلی Chaparak

گوک: قورباغه gouk

پنج: ناخن peng

تهار: تاریک tahar

لو: شکم low

سر: لب Sor

چش: چشم Chesh

کوترک: بچه Koterk

استک: استخوان Estak

بج: پشت Bag

خاگ: تخم مرغ Khag

گوچگ: بچه Goucheg

مجمع: سینی Magomae

شهاز: دنبال Shahaz

کلنچ: انگشت Kelench

گاهستگ: خمیازه Gahestag

دلاله: خوشگل Dalala

ساگ: سایه Sag

اولگ: آبله oleg

کوت: سوراخ Kot

خوهزار: خواهرزاده Khohzar

برازار: برادرزاده Berazar

کزوک: سوسک سیاه Kazuk

غینظ: قهر Gainz

خو: خواب Khow

یو: آب yow

پچیل: سوار Pechil

منا: بدگوئی Mana

چورو: چوپان Chorow

اشتر: شتر Eshter

چو: چوب Chu

پیرزال: پیرزن Pirazal

شو: شب Show

چاشت: نهار Chsht

شم: شام Shom

شل: خسته Shal

شیشک: سوت shishak

انباء: انبه Anbae

دوش: دیروز Dush

سی کن: نگاه کن Say Kan

کو: افتاد Kow

مارانگروش: هزارپا Marangorush

کچک: بچه سگ Kochak

اتی: اینجا Eti

آتی: آنجا Ati

توار: صدا کردن Towar

بیچه: چرا Baicheh

کلگ: سرفه Kolag



گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید