به گزارش خبرگزاری بسیج، حجتالاسلام والمسلمین علیرضا قائمینیا عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در چهارمین کنگره بینالمللی علوم انسانی اسلامی گفت: معماری علم دینی به طور تدریجی صورت میگیرد، علم یک فرایند تاریخی تدریجی است، هیچ گاه نباید انتظار داشت که علم دینی به نحو مطلق و یکجا صورت گیرد، مهندسی علم جزء به جزء و تدریجی صورت میگیرد.
وی با بیان اینکه مهندسی علم به طور مطلق و یکجا امکانپذیر نیست، افزود: شکلگیری پارادایمها، فرضیات، مدلها و غیره هم تدریجی هستند، ما همواره با علمهای دینی روبهرو میشویم. فیالمثل، اقتصاد اسلامی یا انسانشناسی اسلامی واحد ـ بر فرض تحقق این قبیل علوم ـ نخواهیم داشت، بلکه اقتصادهای اسلامی و انسانشناسیهای اسلامی داریم و همواره باید در انتظار باشیم که اقتصادهای اسلامی و انسانشناسیهای دیگری ظهور کنند. تکثر در علم اجتنابناپذیر است.
حجتالاسلام قائمینیا ابراز داشت: دین و علم رابطه مکانیکی و جبری ندارند. بلکه خلاقیت آدمی و روشهای بشری در این میان فاصله افکندهاند. سرشت علم با تکثر عجین شده است. آن گونه که رئالیستهای خام میگفتند، علم آینه تمامنمای واقع نیست، بلکه علم آمیزهای از کاشفیت و خلاقیت است و خلاقیت عالم نیز در علم تأثیر دارد. دانشمند تلاش میکند تا عالمی نزدیک به عالم واقع بسازد. عالم او هرگز انطباق کامل با عالم واقع نخواهد داشت.
وی ادامه داد: سخن فوق معنای «اسلامی» بودن علم را نشان میدهد. اسلامی بودن یک علم هرگز به معنای انطباق کامل آن با دین یا واقع نیست؛ چرا که علم، هر چه باشد، تا حدی حاصل خلاقیت عالم بوده، آمیزهای از کاشفیت و خلاقیت است. دینی بودن بیشتر حدود علم را نشان میدهد تا انطباق کامل محتوا را.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه علم در چارچوبش از حدودی فراتر نمیرود و علم دینی به مثابه شبکهای است که دین در مرزهای آن قرار دارد، گفت: دانشمند درون این شبکه را با خلاقیت خود و از ترکیب اطلاعاتی که از زمینههای دیگر حاصل میآید، پر میکند.
وی افزود: بسیاری از کسانی که در باره علم دینی سخن گفتهاند، رویکردی کلامی به مسأله داشتهاند و از این باب وارد بحث شدهاند که ببینند از دین چه انتظاری باید داشت. اگر دین را پدیدهای حداکثری در نظر بگیریم، به طور طبیعی باید انتظار داشته باشیم که دین جامعهشناسی و اقتصاد و طب و غیره هم به ما بدهد. اگر هم دین پدیدهای حداقلی باشد نباید انتظار داشته باشیم که علومی از این قبیل در دین باشد.
حجتالاسلام قائمینیا تصریح کرد: به اعتقاد نگارنده، رویکرد کلامی در تبیین وضعیت علم دینی از نوعی مغالطه ناشی میشود. برای ایضاح این مغالطه باید به رویکرد بدیل توجه کرد. رویکردی که در این اثر برای تعیین تکلیف علم دینی مبنا قرار گرفته رویکرد معرفتشناختی است. معرفت علمی باید مورد تحلیل معرفتشناختی قرار بگیرد.
وی با طرح این سؤال که این نوع معرفت چه مؤلفههایی دارد؟ و چگونه پیدا میشود؟ تحلیل ساز وکار معرفت علمی و اینکه علم چیست و چگونه شکل میگیرد، گفت: پاسخ به این سؤالات میتواند سرنوشت علم دینی را روشن سازد، پر واضح است که در رویکرد معرفتشناختی وارد حوزه فلسفه علم، به معنای وسیع که شامل علوم طبیعی و انسانی است، میشویم و با انبوهی از مباحث پیرامون سرشت علم جدید و کالبد شکافی آن رو به رو میشویم.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پایان ابراز داشت: برای تبیین علم دینی باید به سرشت علم جدید و مباحث فلسفه علم توجه کرد. خود علم دینی هم مشمول مباحث فلسفه علم میشود و باید به سرشت آن و نحوه شکلگیریاش توجه کرد. فلسفه در این چارچوب ابزاری برای حل مسائل مفهومی بنیادی راجع به علم است.