
آنچه موجب میشود سرپرستی زنان خانوار بهعنوان یک مساله اجتماعی شناخته شود، مشکلات و موانعی است که در دنیای بیرون بر سر راه سرپرستی زنان بهوجود آمده و باعث میشود تا زنان سرپرست خانوار بهعنوان قشری آسیبپذیر شناخته شوند.
زنان سرپرست خانوار از جمله افرادی هستند که بهدلیل مشکلات بسیاری که در زندگی دارند و باید برای تامین معاش خود و فرزندانشان تلاشکنند نسبت به گروههای دیگر زنان آسیبپذیرتر هستند و چنانچه نهادهای حمایتی در جهت رفع مشکلات آنها اقدام نکنند در معرض آسیبهای اجتماعی جدی قرار میگیرند.
برای تهیه گزارش از مادر هنرمند سالخورده سرپرستخانوار در روستای سولقان از توابع بخشمرکزی شهرستان میناب، راهی کوچههای خاکی و ناهمواری شدیم و با صحنههای دلخراشی در منزل این بانوی هنرمند جارو باف مینابی مواجه شدیم که دلآدمی را به درد میآورد.
پیرزنی 52ساله با صورتی چروکیده و دستانی پینهبسته به نام فاطمه با جمعیتی 10نفره در یک اتاق 18متری فاقد هر گونه امکانات اولیه زندگی با سقفیچوبی که هر لحظه امکان دارد بر اثر بارندگی نیز فروریزد زندگی میکند.
این پیرزن سرپرستخانوار، 30سال است که به هنر جارو بافی مشغول میباشد و به غیر از بیمهدرمانی روستایی فاقد هرگونه بیمه تامین اجتماعی است و شوهر خود را 6سال پیش بعلت بیماری از دست داده و حال خود تنها نانآور است.
به گفته فاطمه، درآمد هفتگیاش با فروش جارو به 30هزار تومان میرسد و این درآمد هم پایدار نیست و گاها دو هفتهای یکبار شاید بتواند در جمعه بازار میناب شرکت کند و محصولات دستی خود را به فروش برساند.
در آبانماه امسال براثر اتصال سیم برق خانه این مادر هنرمند در آتش سوخت و دیگر از اسباب منزلش چیزی باقی نماند و حال با اندک پساندازی که داشته و با پولی که قرض کرده بود اقدام به بازسازی خانه خود کرد که این خانه هم بهعلت مشکلات مالی به سرانجام نرسید و نیمه کاره رها شده و همچنان از آن زمان با سهدختر خود در یک اتاق تاریک و نمناک همان منزل زندگی میکند.
با نگاهی به حیاط خانه این پیرزن مینابی شاهد حمام و دستشویی خاکی فاقد سقف با دیواربلوکی بودیم که در کنار آن دوچاه بدون هر گونه حفاظ حفر شده بود واین مادر پیر گفت، حتی توان مسقف کردن این چاه را نیز ندارد.
این مادر پیر قبض اخطار قطع برق را به ما نشان میدهد که از رقم بالای آن نیز گلایه دارد و میگوید با این درآمد ناچیز چگونه باید قبض برق را تامین کنم.
این هنرمند 52ساله مینابی بارها به ادارات مختلف برای کمکگرفتن برای تکمیل منزل نیمهکاره خود مراجع کرده و همیشه نا امید با دلی پر ازاندوه برگشته است و دیگر حاضر نیست به جایی برای کمک مراجعه کند.
اساساً فقر یکی از غمبارترین مصیبتهایی است که در زندگی دامنگیر انسان شده است و تلاشهای بشریت در طول تاریخ دست بدست هم داد تا این آفت را ریشهکن نماید ولی علیرغم این تلاشها فقر همچنان باقی است و تا به امروز قربانیان زیادی را از جوامع بشریت در کام خود فرو برده است.
باید گفت که یکی از شعارهای اصلی و اولیه انقلاب اسلامی حمایت از مستضعفان است و جمهوری اسلامی به سبب دفاع از همین شعار قرآنی، فشارهای سیاسی فراوانی را از سوی استکبار در طول سالیان متمادی تحمل نموده است، درک عمیق و حس دلسوزی بیمثال معمار بزرگ انقلاب نسبت به طبقه محروم و مستضعف به اندازهای بود که نهتنها برای ایرانیان، بلکه برای محرومان و مستضعفان سایر کشورها نیز به عنوان یک حامی بزرگ شناخته شدهاند، از نظر امام، پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مرهون تلاش طبقات پایین اجتماع یعنی همان مستضعفین است.
مقام معظم رهبری نیز در این خصوص فرمودند، مهمترین مسألهى دستگاه ما و نظام جمهورى اسلامى کوشش براى رفع فقر و محرومیت در جامعه، و حمایت و کمک به طبقات مستضعف و محروم است واقعا باید صحت برنامهها را به این سنجید و دنبال این قضیه رفت و کارهاى دیگر را در اولویتهاى بعد قرار داد، کارهاى مربوط به طبقات محروم و مستضعفان جامعه، که تعدادشان هم زیاد است حقا و انصافا یک حرکت اساسى را مىطلبد.
پس امروزه مسؤولان قبل از اینکه مشکلاتی دیگر برای این دست فاطمههای سالخورده پیش نیامده فکری به حال این اقشار محروم از جامعه کنند و دست آنها را بگیریم و به گرمی بفشاریم ومددکار آنها باشیم.