به گزارش خبرگزاری بسیج، روزنامه «حمایت» در یادداشتی از «رضا تقیپور» نوشت:
با فرارسیدن فصل سرما، هرساله شهروندان کلانشهرها شاهد پدیدهای آزاردهنده و خسارتبار به نام «آلودگی هوا» هستند که گویا فقط به هنگام عبور از مرز خطر به موضوعی برای رسیدگی مسئولین تبدیل میشود و با پایان یافتن بحران وارونگی هوا، این مسئله نیز به فراموشی سپرده میشود.
در سالهای گذشته، بیشتر شاهد آلودگی هوا در زمستان بودیم ولی امروزه شاهدیم که وارونگی هوا در پاییز رخ میدهد و حتی در تابستان نیز روزهای آلوده را تجربه کردهایم. این اتفاق خطرناک که مستقیماً بر سلامت مردم بهعنوان سرمایههای اصلی کشور و بر اقتصاد سایه انداخته است، با استفاده از تجربه دیگر کشورها و ابتکاراتی که دانشمندان و محققان کشورمان مطرح کردهاند، یقیناً قابلحل است اما سستی برخی مسئولان ذیربط و جریانهای خاص که منفعت خود را درگرو آلوده بودن هوا میدانند، نفس تهران و دیگر کلانشهرها را به شماره انداخته است.
راهکارهایی هم که در این میان ارائه میشوند، هیچکدام مبنایی و ریشهای نیستند و تنها به تسکین شرایط وخیم موجود منتهی میشوند. بهعنوان نمونه، راهحلهایی مثل جریمه خودروها و ایجاد محدودیتهای بیشتر در تردد آنها، تعطیلی چندروزه مدارس، هشدار به مردم در خصوص عدم خروج از منزل، توصیههای بهداشتی و تغذیهای و ... همه و همه به نوشدارو پس از مرگ سهراب شباهت دارند تا راهکارهای اساسی.
در هیچیک از این بهاصطلاح طرحها، محدودیت یا جریمهای برای دستگاهها و افرادی که متصدی مسأله آلودگی هوا بودهاند و با کوتاهیهای خود در حل این معضل، آن را تشدید کردهاند، مشاهده نمیشود و این در حالی است که مردم، مثل بسیاری از موارد، اولین قربانی سوء تدبیرهای مدیران کلان و مسئول در این حوزه هستند. مردم البته در کاهش آلودگی هوا نقش بسیار مهمی دارند اما فراموش نکنیم که ایفای نقش مردم در این میان، بازهم به فراهم کردن تسهیلات و امکاناتی بازمیگردد که آنهم وظیفه مقامات مسئول است.
بزرگترین دلیل آلودگی هوا طبق نظر کارشناسان، از جانب خودروها است؛ همان خودروهایی که عموماً در داخل کشور، بدون رعایت استانداردهای محیط زیستی تولید میشوند و انحصار در تولید آنها، راه هرگونه نوآوری و ورود شرکتهای دانشبنیان که در این بخش، ابداعاتی همسطح با نوآوریهای جهانی داشتهاند را مسدود میکند. با این شرایط و با عرضه خودروهای بیکیفیت آیا این مردم هستند که باید تاوان آلودگی هوا را بدهند؟ بهجای پرداختن به راهحلهای مقطعی، بهتر بود که شرکتهای تولیدکننده خودروی داخلی تشویق میشدند تا خودروهای ارزانقیمت برقی تولید کنند و در محیطهای آلوده شهری فقط همین خودروها حق تردد داشته باشند.
از طرفی، مسئولین مردم را ترغیب و تشویق میکنند که از وسایل حملونقل عمومی برای ایاب و ذهاب خود استفاده کنند. این در حالی است که اگر مسئولین توصیهکننده، روزهایی از ایام هفته را با ناوگان حملونقل عمومی تردد کرده و به محل کار خود بروند، درخواهند یافت که چرا بسیاری از مردم نمیتوانند - نه اینکه نخواهند - از حملونقل عمومی استفاده کنند.
مردم این نگرانی را دارند که در صورت عدم استفاده از خودروی شخصی، به دلیل شلوغی و کمبود وسایل عمومی نتوانند بهموقع در محل کار خود حاضرشده یا دچار زحمت شوند و ازآنجهت که ناوگان حملونقل شهری به شرایط مطلوب نرسیده، شهروندان هنوز در خصوص استفاده از مترو و اتوبوس، به اطمینان خاطر نرسیدهاند. افزایش اتوبوسهای بی.آر.تی که با سوختهای فسیلی تردد میکنند هم شاید چندان نتواند به کاهش آلودگی هوا کمک کند و از طرفی، خطوط مترو در ساعات پرترافیک، با کمبود واگن مواجه هستند. ضمن اینکه باید به توسعه خطوط مترو هم توجه کرد تا ناوگان حملونقل عمومی آنچنان گسترده، سهلالوصول و ارزان باشد که مردم بهراحتی و با آسودگی خیال، نیازی به خارج کردن خودروهای خود از پارکینگ نبینند.
چند سالی هم هست که بحث تولید موتورسیکلتهای برقی مطرحشده ولی فقط در حد حرف باقی ماند و اقدامی در فراهم کردن زیرساختهای آن انجام نشد؛ درحالیکه استفاده از موتورسیکلتهای برقی یا کممصرف، در بسیاری از کشورهای دنیا، یک راهکار مهم بوده و به آن توجهی خاصی شده است.
اما مشکل آلودگی هوا، فقط با این شیوهها حل نمیشود و افزون بر این موارد، نیاز است که ساختارهای شهری به نحوی طراحی شوند که قطبهای صنعتی، علمی، اداری، پزشکی و ... در نقاط مشخصی متمرکزشده و ضرورت تردد در قسمتهای مختلف شهر از این طریق برطرف شود. تمرکز همه مؤسسات و سازمانهای فعال در یک حوزه چندین حسن دارد. اول اینکه، میتوان هزینه استفاده از وسایل تردد شخصی را بالا برد و کارمندان را در بهرهگیری از وسایل نقلیه عمومی مثل سرویس ادارات تشویق کرد.
مثلاً اگر دستگاه حضوروغیاب در سرویسها نصب شود، کارمندان دیگر نگران تأخیر در ورود به جهت استفاده از وسایل شخصی نخواهند بود و حتماً خودروهای عمومی اداره و ارگان خود را به خودروی شخصی و گرفتار شدن در ترافیک و دیر رسیدن به محل کار ترجیح میدهند؛ ضمن اینکه در هزینههای حملونقل نیز صرفهجویی شایانی خواهد شد. مزیت دوم این است که به جهت تمرکز سازمانها و ادارات در یک محدوده خاص، بکارگیری وسایل حملونقل عمومی ارزان یا رایگان در همان محدوده میتواند همه مراجعینی که با دستگاههای مختلف کار دارند را ترغیب کند که از وسایل شخصی برای تردد استفاده نکنند.
علاوه بر این، در حال حاضر در تهران دهها دانشگاه و دانشکده پراکنده هستند که دانشجویان ناچارند شرق تا غرب و شمال تا جنوب شهر را طی کنند تا به محل تحصیل خود برسند. آیا بهتر نیست که یک شهرک دانشجویی ایجاد گردد و همه دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی به آنجا منتقل گردند تا هم امکانات جدید و بهینه آموزشی برای همه آنها فراهم شود و هم اینکه هزاران دانشجو روزانه مجبور نباشند در میان دود و ترافیک، خود را به محل تحصیل برسانند ؟
یکی دیگر از معضلات شهر تهران که تا حد زیادی در آلودگی هوا دخیل است، هزینه سنگین سرویسهای مدارس است که اولیاء دانشآموزان را مجبور میکند با خودروهای شخصی، فرزندان خود را به مدرسه برسانند. اگر فکر کارشناسی پشت سر تجمیع مدارس یا چندقطبی کردن آنها در چند نقطه مشخص باشد، میتوان در مناطق مختلف شهری سرویسهای عمومی برای دانش آموزان راهاندازی کرد که بهصورت رایگان یا شبه رایگان دانشآموزان را به مدارس برسانند. ازنظر آموزشی ایجاد چنین مدارسی کمک خواهد کرد که امکانات ورزشی و آموزشی بهتر و همسان برای همه دانش آموزان تأمین گردد و حتی هزینههای آموزشوپرورش نیز کاهش یابد.
بدیهی است که دهها طرح دیگر مانند تمهید و تسهیل تجارت الکترونیک، ایجاد شهرکهای درمانی، کاشت درختانی که رشد سریع دارند و … را میتوان ارائه داد که درنهایت میتوانند این زخم کهنه را درمان کنند اما مهم آن است که عزم جدی برای رفع این معضل در مسئولین شکل بگیرد و همه یقین کنند که معضل آلودگی هوا در پیچوخم رقابتهای سیاسی به فراموشی سپرده نمیشود.