
به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از قم، در یادداشت «صدیقه انجم شعاع» به مناسبت وقوع زلزله های اخیر در کشور بخصوص در کرمان و کرمانشاه آمده است: وقوع زلزله در مناطق مختلف جهان، از جمله ایران که روی خط زلزله است و گسلهای زیادی در آن شناسایی شده اند، در اختیار و تدبیر بشر نیست و یک بلای طبیعی و حادثه غیر پیش بینی شده محسوب میشود. با این حال فکرکردن به این سوال که آیا زلزله خوبست بیاید یا نیاید، خالی از لطف نیست.
با یک بررسی پیرامون اتفاق زلزله و اقدامهای مسئولین شهری، استانی و کشوری میگوییم بهتر است زلزله بیاید. اما زلزله یک اتفاق سیاسی یا حزب یک شبه تشکیل شده و یا بروز یک تئوری ذهنی نیست.
وقتی زلزله میآید هدف مشخص است؛ حرکت به سمت مناطق آسیب دیده؛ خبر و خبر رسانی، کمک و امداد، همدردی و تلاش برای رفع دردها و آلام و پس از همه این ها، بازسازی و بهسازی و مقاوم سازی.
زلزله بی خبر و در زمانهایی نامشخص میآید و ما باید آماده باشیم، ولی نیستیم. یعنی از جهت مقاوم سازی خانهها خصوصاً در روستا در همهی جای کشورمان کار نشده و آمادهی استقبال ازتکانههای زمین نیستیم. چه خوب است زلزله که میشود مردم با خیالی آسوده در همان ساختمان هایشان که مقاوم سازی شده است، در محلهای امن قرار گیرند و به جای فریادهای ترس آلود، خدا را بخوانند و به یکدیگر آرامش بدهند.
زلزله ترس و هراس دارد و هر اتفاقی که قرار است بیفتد در همان ثانیههای اولیه رخ میدهد، بنابر این اگر مردم مناطق زلزله خیز از امن بودن مکانهای زندگی شان خیالشان راحت باشد، کمتر به اقدامهای خطرناک مثل فرار به سمت درهای خروجی و احتمالاً خطرهای بیشتر میکنند.
در عرض کمتر از یک ماه در نقاطی دور از هم دو زلزلهی شدید رخ داد و هموطنان ما در حال امداد به حادثه دید گان هستند. کرمانشاه و کرمان.
فکرش را بکنید این زمین لرزهها در اثنای روز اتفاق بیفتد؛ ـ. که هفته گذشته افتاد؛ ساعت دوازده ظهر ـ. آن وقت معلوم نیست و نخواهد بود که برای بچههای مدرسه ای، برای ماشینهای در حال حرکت، برای کارمندان و ... چه اتفاقاتی ممکن است پیش بیاید. حال اگر شهرهای بزرگتر در کانون اصلی زلزله باشند، هنوز این اماکن عمومی و پر جمعیت امتحان خود را پس نداده اند. آیا مدیریت بحران برای این اتفاقات هم نقشههای خوب و قابلی دارد یا خیر؟!
در استان کرمان زلزله در طول سال مرتب مردم را میلرزاند، اما چند سال یک بار هم زلزلههای شدید رخ میدهد که نیاز به امداد و نجات است. زلزله بم در سال ۸۲ به خاطر شدت آسیب رسانی مالی و جانی هنوز از یادها نرفته و با هر بار زمین لرزه باز در ذهنها یاد میشود. اما آن زلزلهی مخوف و بعد از آن در سال ۸۳ زلزله در زرند، باعث شد مقاوم سازی جدی گرفته شود. حال اگر از کنار روستاهای کرمان بگذرید، سقفهایی با رنگهای آبی و قرمز زیاد میبینید که بر فراز خانه ها، نشان دوباره سازی و مقاوم سازی برای مقابله با زلزلههای شدید منطقه هستند.
زلزله ۱۰ آذر و دو زلزله در روزهای بعد در کوهساران راور و روستای هجدک، به شدت ۱ / ۶ و ۲ / ۶ ریشتر، و بر جا ماندن خانههای بسیاری از این دست، نشان داد که میشود مقاوم سازی کرد البته از روی دلسوزی و با استانداردهای تعریف شده و نه خدای نکرده با ترفند و نقشههای غیر انسانی. یعنی اینکه پیمانکاران متعهد که نسبت به جان عزیزان هموطن احساس مسئولیت میکنند و با بهترین مصالح خانهها و اماکن عمومی را میسازند و از کنار ساخت و سازها با استفاده از مصالح نامرغوب با جان مردم بازی نمیکنند و مردم عزیز هم اگر تسهیلاتی با این عنوان در اختیارشان قرار میگیرد، نسبت به مقاوم سازی خانه هایشان اقدام کنند و وام را خرج مصارف دیگر ننمایند؛ که البته در این زمینه حتماً مسئولین تمهیداتی اندیشیده اند.
و، اما اگر همین اموری را که هنگام وقوع زلزله همه با هم انجام میدهیم در فواصل بین رخداد زلزلههای شدید با همدلی و یکرنگی انجام دهیم، از آسیب رسانی به مردم و اموال و سرمایههای ایشان و زیرساختهای عمومی شهرها و روستاها به خوبی جلوگیری میشود. به این معنی که:
ـ. خیرین همیشه خیر خود را روانهی کمک به مردم درهمهی اقصی نقاط کشور نمایند. مکانهای مورد نیاز را بشناسند و یاری رسان دولت در زمینهی اجرای برنامههای مقاوم سازی و بالا بردن کیفیت زندگی در مناطق دوردست باشند.
ـ. دولتیها همیشه یک برنامهی بازدید ثابت، دقیق و کارشناسی شده از مناطق در معرض آسیب داشته باشند. خوب نیست زلزله بشود تا معلوم شود باز روستاهای دورافتادهای هست که حتی گاه مسیر جادهای آنها هم مشکل دارد.
ـ. بانکها همیشه و در همه حال کمک رسان مردمی باشند که میخواهند خانه هایشان را با وامهای ارزان، به آسانی قابل دریافت و با فشار کمتر مالی بسازند. خوب نیست زلزله بشود بعد بانکها به پرداخت وامهایی اقدام کنند تا زودتر در اختیار آسیب دیدهها قرار گیرد. چرا نشود از این وامها با اقساط راحتتر و به دور از موانعی مانند سختگیری در ضامن و ... در طول سال، نیازمندان خصوصاً روستانشینان در مناطق زلزله خیز به نحو مطلوب بهرهمند شوند؛ و زبان سپاس داشته باشیم. اگر کار درست انجام شود قابل سپاس است؛ نایستیم و اشکالی را پیدا کنیم و به رخ بکشیم و سیاسی اش کنیم و با معرکه و مغلطه، به دنبال تقصیر و مقصر بگردیم. وقتی کار خوبی انجام میشود که نتیجه تحقیق و تلاش و پیگیری گروههای بسیار مسئول چه دولتی و چه غیردولتی است، آن را تبلیغ کنیم و از عاملانش تقدیر نماییم حتی اگر در طرف مقابل سیاسی و اجتماعی همدیگر باشند.
این حزب از آن حزب، این قشر از آن قشر، دارا از ندار، کم بضاعت از با بضاعت و فرهیخته از جمعیت عادی جامعه تشکر کنند و بر این خصلت پاک مفتخر باشند.
امام (ره) میفرمودند: نگویید «من» بگویید مکتب من.» اجرای این دستور یعنی تواضع و دوست داشتن یکدیگر در زیرپرچم دین و مکتب که دستور پروردگار است. یعنی خداخواهی، یعنی خدامحوری، یعنی خداپسندانه. اگر هر کسی بگوید «من» و بر اثبات آن اصرار ورزد، کینه و غیض جایش را به مهرورزی و دلسوزی و صفات خوب خداخواهی میدهد و البته آن چه میماند همان همت برای عزیزان بی ادعایی است که سالها در روستاها با مشقت روزگار میگذرانند و صبرشان زیاد است تا زلزله بشود و چشمشان به جمال مسئولی بیفتد. مسئولانی که وقت انتخابات چشم امیدشان به مرکبهایی است که به سمت دورافتادهترین نقاط کشور میتازند و رأییهایی را جمع میکنند که اهالی آن مناطق با کوچکترین چشمداشتی به وعده ها، به عکسهای شناخته شده و ناشناس میدهند و بر دروازه دیارشان انتظار رویت صاحبان پیروزشان را میکشند. شاید بیایند روزی شاید، اما با زلزله حتماً خواهند آمد! پس خوب است زلزله بیاید!