خبرگزاری بسیج قزوین: حضور اقشار مختلف و مسئولان استانی در یک جبهه متحد بنام بسیج چشم نوازی می کرد.
پرچم های یا حسین و یا ابوالفضل بسیار جالب بود، کودکان نونهال،پیرو جوان به عشق نظام و انقلاب در صحنه حاضر شده و خبرنگاران، عکاس ها با هیجان خاصی به مخابره خبر می پرداختند.
پیرمرد بسیجی گفت: آقا چرا از من عکس نمی گیری؟ حتما استاندار یا بخشدار بودم الان شاتر دوربین جنابعالی ول کن ما نبود. دیدم حرف حساب جواب ندارد.
چند تا عکس از وی گرفتم با روبوسی از هم خداحافظی کردیم.
جلوتر که رسیدم یکی از بهترین کارمندان تامین اجتماعی بنام ولی چگینی با فرزندش با بنده همکلام شدند، وی معتقد بود بسیج شناسنامه انقلاب بوده، حفظ این نیروی مخلص بر همگان واجب است،بسیج برای عبور از بحرانها و نا ممکن ها به وجود آمده است. وقتی رهبر انقلاب چفیه به گردن می اندازد یعنی هروز و همیشه عملیات است، این روحیه را باید همیشه حفظ کرد.
داخل ورزشگاه برای گرفتن خبر و تصویر به نقاط مختلف سر می زدم، در کنار پیست به جانباز ویلچری دفاع مقدس رسیدم پس از ادای احترام به وی چند دقیقه ای به سخنانش گوش دادم.
خندید با روحیه مثال زدنی گفت؛ انقلاب مستضعفین با تشر بیگانه و منافق تعطیل نمی شود. فکر کن وقتی دلار و کالاهای ضروری گران شد هیچ فقیری خودکشی یا خودسوزی نکرد اما همین که خبر ارزانی دلار رسید شکم سیر ها خودکشی می کنند. نشانه های انقلاب را باید در قلب های مستضعفین یافت. اگر جنگ شود و من به روزهای جوانی برگردم باز هم گوش به فرمان امام مستضعفان خواهم بود.
چند تن از برادران یگان حفاظت هم با خنده و شوخی بنده را تفتیش کردند که دوربین شما را ضبط خواهیم کرد.وقتی گفتم برای روابط عمومی و خبرگزاری سپاه خبر تهیه می کنم چند دقیقه ای مرا همراهی کردند.
ورزشکاران باستانی با روحیه عالی به ورزش می کردند که ذکر یاعلی در فضای ورزشگاه با ضرب مرشد طنین انداز شد.
گروسی فرماندار البرز مانند همیشه خوش رفتار به دوربین لبخند زد و شهردار محمدیه هم در ورزشگاه حضور یافته بود.
یزدی تصویر بردار صدا و سیما هم برای گرفتن تصویر نیاز به یک محافظ داشت تا مردم را از کاد خارج کند.برخی با شعار لبیک یا حسین تجمع عاشورایی بسیجیان را با نام ابا عبدالله تبرک کردن .
جوانی شوخ که چفیه به گردن داشت، گفت: با یک ندای رهبری فقط در قزوین ۶تای ارتش امارات،بحرین نیروی آماده شهادت جمع شده است، بابا مردیم اینقدر التماس کردیم که ما را هم به سوریه ببرید!
گفتم؛ سوریه چه ربطی به ما دارد ما که مشکلاتمان زیاد است! گفت؛ اتفاقا برای اینکه مشکلات امنیتی هم به دیگر مشکلات اضافه نشود باید در سوریه عراق لبنان یمن وارد شد.
یکی از عکاسان خبری با عصبانیت بنده را صدا زد که چرا مثل پیام بازرگانی جلوی عکاسی را می گیری!همیشه تو کاد قرار داری؟ گفتم؛ خارج از کاد هم بگیری تصویر و سوژه زیاد است.
چند برادر بسیجی با شعار کلنا عباسک یا زینب! از کنار من رد شدند و لبخند بنده با جمله زیبای نوجوان بسیجی جالب شد.
امروز ترامپ منتظر ۷۲ نفر است اما سپاهیان محمد تا ۷۲میلیون نفر پیش خواهند رفت،فردا اربعین ۳۵میلیون نیروی سربدارخواهد داشت.
کربلا با ۷۲ تن چراغ راه است که ما را از گردنه ها عبور دهد.بسیج طلاب هم با شورو هیجان خاص حجت الاسلام مصطفایی در برنامه حضور یافتند.
مسئولان در وی آی پی گویا منتظر خبرنگاران بودند تا اعلام حضورشان را به مردم ابلاغ نمایند.
به جایگاه رفتم و از لایه های حفاظتی گذشتم و چندین عکس گرفتم.
صدا و سیما با واحد سیار بیشترین و سنگین ترین کار خبری را انجام می دادند.
محمدرضا جباری پیشکسوت خبر و رسانه مظلومانه و جهادی به ارسال خبر مشغول بود. به وی خسته نباشید گفتم و با لبخند همیشگی به کارش ادامه داد.
بانوان پر شور تر از همیشه در جایگاه مستقل فریاد لبیک یا حسین سر می دادند.
عبور بسیجی پرچمدار آقای رضایی نیارکی در ورزشگاه از جلوی جایگاه های مختلف با شور و هیجان و شعارهای انقلابی بسیجیان فضا را متحول کرد.
کفش یکی از بسیجیان که در سکوهای روبروی وی آی پی نشسته بود پایین افتاد و از من خواست تا کفش را به وی بدهم. من هم با تمام قدرت کفش را پرت کردم و برای اینکه به وی اصابت نکند جا خالی داد.
خندید و با فریاد گفت؛برادر! مگر برای ترامپ پرتاب می کنی؟منم هموطن! چرا عصبانی هستی؟ گفتم کفش پرتاب کن نه موشک! خنده حاضرین هم بسیار جالب بود.چند نفری هم آقای دوربینی بودند و به دنبال عکاس خبری می دویدند.
پیرمردی با مشت های گره کرده شعار الموت الاسراییل می داد که من هم با وی تکرار کردم اما بطری آب از دست ردیف بعدی افتاد و ریخت توی سرش که تمرکزش را از دست داد.خندید و گفت؛آقا هر وقت برای اسراییل نسخه پیچیدیم یکی پیداشد که ضد حال بزنه! اما مرگ بر اسراییل.
1002/ت30/ب