۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
22:14
کد خبر : 9104535
۰۷:۵۸

۱۳۹۷/۱۱/۰۸

حادثه آمل تابلوی خیانت منافقین بود

حضور گروه‌های حضور منافقین در جنگل گسترده بود و حادثه آمل یک تابلو از خیانت آنها بود. در مقابل حضور مردم با تفنگ شکاری بعد از حمله منافقین به پاسگاه شیرگاه را داریم یک نمونه از مقاومت مردم بود که کمتر گفته شده است. بخش مهمی از جنگل عرصه حضور منافقین است و نباید چنین در نظر گرفته شود که ما با جمعیت قلیلی روبه‌رو بودیم و درک حماسه مردمی آمل که بی نظیر است با شناخت کامل آن میسر می‌شود.

به گزارش خبرگزاری بسیج مازندران، سردار احراری از رزمندگان حادثه آمل در نشست تاریخ شفاهی حماسه مردمی آمل اظهار داشت: حضور گروه‌های حضور منافقین در جنگل گسترده بود و حادثه آمل یک تابلو از خیانت آنها بود. در مقابل حضور مردم با تفنگ شکاری بعد از حمله منافقین به پاسگاه شیرگاه را داریم یک نمونه از مقاومت مردم بود که کمتر گفته شده است. بخش مهمی از جنگل عرصه حضور منافقین است و نباید چنین در نظر گرفته شود که ما با جمعیت قلیلی روبه‌رو بودیم و درک حماسه مردمی آمل که بی نظیر است با شناخت کامل آن میسر می‌شود.

وی در ادامه گفت: باید مسائل آمل را با همه جوانب آن بررسی کرد. هدف را باید بازتر دید چرا که برای آینده نیاز است. از طرفی باید صادقانه آن حوادث گفته و در کتاب‌ها آورده شود. به هر حال آنچه که ثبت می‌شود به دست آیندگان می‌رسد و قطعا آنها ما را قضاوت خواهند کرد.

احراری در توضیح چگونگی انجام عملیات علیه منافقین بیان داشت: نیروهای سپاه از شهرهای مختلف به همراه نیروهای ژاندارمی در عملیاتی که معروف به چکش از بالا چپو سندان از پایین نام داشت شرکت کردند. در این عملیات‌ انجام عملیات چکش با من بود. با کسب تجربه از عملیات‌های جبهه در جنوب و غرب این عملیات را شروع کردیم. در اثنای حرکت یک تیر از نیروهای ما شلیک شد که این اتفاق باعث درگیری شدید ما با منافقین شد من نمی‌دانم که این تیر را چه کسی شلیک کرد اما همان باعث لو رفتن ما شد. در حین درگیری منافقین به حضرت امام و شهید بهشتی اهانت می‌کردند. راهنما هم ما را که قرار بود به بالای کمپ منافقین بیاورد به پایین کمپ آورده بود و شعار منافقین چنان زیاد بود که نمی‌شد تحمل کرد. از گروهانی که همراه بود تنها هفت نفر همراه من باقی ماندند. از طرفی ارتباط ما با نیروهای قطع شد.

وی گفت: بعد از ظهر همان روز درگیری به اتمام رسید و باز نیروهایی را از دست دادم و وقتی به شهر رسیدیم فقط سه نفر بودیم. من حسرت آن روزها را می‌خورم و متاسفم که چنان که باید این حوادث زیاد گفته نشده است.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید