۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
17:28
کد خبر : 9121552
۱۴:۱۴

۱۳۹۸/۰۱/۰۲
راهیان نور-20

فکه

آری فکه یادآور شکست است شکست یک حرکت نظامی. تلاشی که به فتح خاک منجر نشد و از یک طرف شاهد پیروزی خیره‌کننده است ؛پیروزی ارزش‌های بلند الهی و انسانی. فکه از یک سو محل فرو افتادن اجساد و از سویی دیگر خاستگاه عمیق‌ترین و شورانگیزترین گرایشات ربانی انسان است، درست مثل کربلا...

فکه، منطقه‌ای بیابانی در شمال غربی خوزستان و جنوب شرقی استان ایلام است. این منطقه از جنوب به چزابه و شهر بستان، از شرق به میشداخ و رقابیه، از شمال غرب به عین خوش و شهر موسیان، از شمال شرق به چنانه، برغازه و سپس به شهر شوش و از غرب به استان العماره عراق منتهی می‌گردد. طول و عرض جغرافیایی منطقهٔ عمومی فکه از ۳۱ درجه و ۵۴ دقیقه شمالی تا ۳۲ درجه و ۱۵ دقیقه شمالی و ۴۷ درجه و ۲۵ دقیقه شرقی تا ۴۷ درجه و ۵۵ دقیقه شرقی امتداد دارد. ارتفاع آن از ۰ تا ۱۴۰ متر از جنوب به شمال، گسترده است.

فکه به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود. بخش جنوبی آن جزو استان خوزستان و شهرستان دشت آزادگان محسوب می‌شود، بخش شمالی آن جزو استان ایلام و از توابع شهرستان دهلران می‌باشد.

منطقهٔ فکه؛ رملی و سرزمین شن‌های روان است، در بخش جنوبی آن رمل و شن‌های روان بیشتر است، به گونه‌ای که حرکت کردن بر روی آن بسیار سخت و طاقت‌فرساست. خاک فکه شمالی سخت‌تر است و در بخش‌هایی از آن خاک‌های رس و خاک‌های قابل کشت وجود دارد. بارندگی در فکه بسیار کم است، به گونه‌ای که اکثر مناطق آن خشک و بی‌آب و علف است، در منطقهٔ فکه جنوبی، تعداد روستاها به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد و تنها عده‌ای از عشایر در آن زندگی می‌کنند. در منطقهٔ فکه شمالی به علت وجود رودخانه دویرج و باران‌های فصلی؛ روستاهای معدودی وجود دارد و منطقه قابل تحمل‌تری است.

فکه یکی از محورهای اصلی حملهٔ ارتش بعثی عراق به محور شمال خوزستان بود. لشکر ۱ مکانیزه عراق از این محور به سمت شوش وارد عمل شد. اما مقاومت تیپ ۳۷ زرهی شیراز و همین‌طور سپاه پاسداران موجب شد عراقی‌ها به سختی و با تأخیر از فکه عبور کنند. ارتش عراق با عبور از محور فکه توانست خود را تا کنار رودخانهٔ کرخه نزدیک جادهٔ اهواز اندیمشک برساند. پس از عملیات فتح‌المبین ـکه به آزادسازی بخش اعظمی از منطقهٔ غرب شوش و دزفول انجامیدـ منطقهٔ فکه هم‌چنان در اشغال نیروهای عراقی باقی ماند.

درتاریخ 17/11/1361 عملیات والفجر مقدماتی درجنوب فکه انجام شد و رزمندگان توانستند به خطوط دفاعی ارتش عراق نفوذ کنند، اما به علت لو رفتن عملیات و آمادگی و مقاومت شدید دشمن، رزمندگان به مواضع قبلی بازگشتند. این منطقه علاوه بر آن‌که مشهد تعداد قابل توجهی از رزمندگان است، شاهد شهادت دو فرمانده بزرگ جنگ یعنی حسن باقری و مجید بقایی بود..

در10/2/1365 دشمن دوباره به فکه حمله کرد و بیش از هفت کیلومتر پیش ‌روی نمود و تا آخر جنگ این منطقه در دست دشمن باقی‌ ماند.

پیکر شهدا نیز مدت‌ها در میادین مین بر زمین ماند. اولین اکیپ‌های تفحص به همت شهید محمودوند در اوایل دهه هفتاد در این سرزمین شروع به کار کردند و پیکرهای تعداد زیادی از شهدا از این منطقه به شهرها بازگردانده شد.

عاشورای فکه رنگ و بوی کربلا را دارد و گوشه ای از غربت و مظلومیت آن را به تصویر می کشد، چرا که فکه مقتل 120 شهیدی است که در تشنه کامی به مولای خود اقتدا کرده و به دیدار محبوب شتافتند.

بچه هاي تفحص پيكر پاك 120 شهيد گردان حنظله را هشتم فروردین در كربلاي فكه كشف كرده اند. آنها در فكه به سيم هاي تلفني رسيده اند كه از خاك بيرون زده است. رد سيم ها به يك دسته از شهدا مي رسد كه دست و پايشان با اين سيم ها بسته شده است، شهدايي كه زنده به گور شده اند. اجساد مطهري هم كشف شده اند كه قبل از شهادت آنها را آتش زده اند...

بسيجي‌ها هشت تا چهارده كيلومتر را در حالي با پاي پياده از ميان رمل‌ها و ماسه‌هاي روان فكه گذشتند كه وزن تقريبي تجهيزاتي كه همراه داشتند دوازده كيلو بود؛ تازه بعضي‌ها هم مجبور بودند قطعات چهل كيلويي پل را نيز حمل كنند. اين پل‌ها قرار بود روي كانال‌ها تعبيه شود تا عبور رزمندگان به مشكل فوگاز برنخورد.

هدف بسيجي‌ها خط دشمن بود. مجموعه‌اي از كانال‌ها، سيم‌خاردارها و ميدان مين‌ها كه گاهي عمق آن به چهار كيلومتر مي‌رسيد، بچه‌ها يكي را كه رد مي‌كردند به ديگري مي‌رسيدند. موانع معروف فكه هنوز زبانزد نيروهاي عملياتي است؛ كانال‌هايي به عرض سه تا نه متر و عمق دو تا سه متر و پر از سيم‌خاردار، مين والمر و بشكه‌هاي پر از مواد آتش‌زا.

دشمن با هوشياري مين‌ها را زير رمل‌ها و ماسه‌ها كار گذاشته بود و چون بيشتر عمليات‌ها در شب انجام مي‌گرفت تا چند نفر روي مين پرپر نمي‌شدند بقيه از وجود ميدان مين باخبر نمي‌شدند. اكثر رزمندگان دشت فكه نوجوانان و جواناني بودند كه عزم و اراده قوي‌شان آنان را سدشكن كرده بود، حالات معنوي و روحي آنها به قدري بي‌نظير بود كه با اشتياق براي عمليات آماده مي‌شدند.

 فكه را قتلگاه مي‌گويند؛ قتلگاه شهيدان خودش يك سرزمين پهناور مملو از رمل و ماسه، با چند تا تپه ماهوري و نيروهايي كه درمحاصره دشمن داخل شيار بين دو تپه پناه گرفته، شيار پرازمين والمر، آتش دشمن متمركز بر شيار سه روز مقاومت، بدون آب و غذا و سرانجام قتل‌عام.

 درمحور لشگر ۱۷ علي‌بن‌ابي طالب، بچه‌ها در ساعت ده شب با دشمن درگير مي‌شوند و خط دشمن شكسته مي‌شود. جنگ شديدي درمي‌گيرد. شهيد زين‌الدين دستور مي‌دهد بچه‌هاي مهندسي سريعا اقدام به زدن خاكريز كنند اما حجم شديد آتش دشمن مانع مي‌شود و سرآغاز حماسه مظلومانه‌اي در فكه شكل مي‌گيرد، حدود ساعت ۲:۱۵ شب خبر مي‌رسد مهمات بچه‌ها درحال تمام شدن است و تعداد زيادي از بچه‌ها زخمي و شهيد شده‌اند، با توجه به حجم شديد آتش دشمن و وضعيت خاص منطقه (رملي بودن) امكان ارسال مهمات به سختي ممكن است. عراقي‌ها بچه‌ها را از سه طرف محاصره مي‌كنند، اما فرزندان عاشورايي خميني تا ساعت حدود هفت صبح مقاومت مي‌كنند، وقتي دستورداده مي‌شود بچه‌ها كمي به عقب برگردند صدايي از آن طرف بي‌سيم براي هميشه جاودانه مي‌ماند، فرمانده گردان مي‌گويد: اطراف من بچه‌هايم روي خاك افتاده‌اند، من اينها را چطور تنها بگذارم.

نمي‌دانم چقدر ازگردان حنظله مي‌دانيد؟! سيصد نفردر يكي از كانال‌ها محاصره شدند و اكثرا با آتش مستقيم دشمن يا تشنگي مفرط به شهادت رسيدند. در آن موقعيت، عراقي‌ها مدام با بلندگو از نيروها مي‌خواستند كه تسليم شوند و بچه‌ها در جواب، با آخرين رمق خود فرياد تكبير سر مي‌دادند.

آن شب آنان فرياد سر دادند اما سر تسليم فرود نياوردند.گرچه فكه از لحاظ نظامي پيروزي آن‌چناني به خود نديد، اما قصه مقاومت رزمنده‌ها در شرايط بسيار سخت جنگي و تشنگي مفرط، كربلايي ديگر را براي اين كشور رقم زد و در واقع اذن دخول سرزمين فكه همين تشنگي است.

در يادداشت‌هاي باقي‌مانده از يكي از شهيدان گردان حنظله آمده است: امروز روز پنجم است كه در محاصره هستيم. آب را جيره‌بندي كرده‌ايم. نان را جيره‌بندي كرده‌ايم. عطش همه را هلاک کرده، همه را جز شهدا كه حالا كنار هم در انتهاي كانال خوابيده‌اند. ديگر شهدا تشنه نيستند. فداي لب تشنه‌ات پسر فاطمه...


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید