
به گزارش خبرگزاری بسیج از کردستان، گاهی میان همه هیاهوها و شلوغیهای این روزهایمان، صدای شیون و اشک و آه مادران و همسران شهدا به گوش میرسد، مادرانی که قامتشان از رنج هجران خمیده شده است و هنوز با خاطرات فرزند دلبندشان روزگار سپری میکنند.
نخستین تصویری که از خانواده شهدا در ذهن نقش میبندد مادران شهیدان والامقام هستند که با وجود تحمل بیشترین داغ و مصیبت، کمتر دیده شده اند.
در اولین روز از هفته کار و کارگر همراهی جمعی از مسئولان شهر بیجار برای دیدن مادری که دو فرزند دلبندش را تقدیم انقلاب کرده راهی منزل شهید بهاری شدیم.
نارنج حسنی مادر شهید علی اکبر و علی اصغر بهاری، نمونهای از اسطورههای فداکاری ایران زمین هستند که دو شهید به انقلاب اسلامی تقدیم کرده است.
قداست معنای مادر یادآور همه ایثارها و تلاشهایی است که این موجود برای آنچه در بطن خود پرورانده انجام میدهد. مادری که من امروز به پای صحبتهایش نشستم رنج و دردش شاید کمتر از مادران سایر شهدا نباشد. از دو فرزند شهیدش میگوید، علی اکبر و علی اصغر بهاری، شهیدانی که برای دفاع از خاک و ناموس رفتند تا دست بیگانگان به یک وجب از زمین مقدس کشورمان نرسد.
با صدای آرام که بعد از گذشت ۸۰ سال حجب و حیا در آن موج میزد گفت: علی اکبر در بین جوانان روستا به نیک نامی شهرت داشت، همواره لبخند ملایمی بر لبانش نقش بسته بود و این تبسم همیشگی به چهره اش آرامش زیبایی میبخشید.
مادر شهید بهاری از تواضع فرزندش برایم گفت و بیان داشت: در خدمت کردن به پدر و مادر زبان زد همه بود و با تمام وجود در مقابل والدینش تواضع به خرج میداد و خیلیها به رفتار نیک او که توام با تواضع و فروتنی بود غبطه میخورند.
وی ادامه داد: به عشق علی اکبر امام حسین (ع) نام علی اکبر را برایش انتخاب کردیم و از همان بدو تولد دارای ویژگیهای خاصی بود.
مادر شهید بهاری گفت: ایام طفولیت علی اکبر خیلی زود در کانون باصفای خانواده روستایی سپری شد و با رسیدن سن هفت سالگی در همان روستای محل زندگیمان به مدرسه رفت و تحصیلات ابتدایی را تا پایه ششم نظام قدیم با موفقیت پشت سر نهاد و بعد از آن به دلیل نبود امکانات به شغل دامپروری و کشاورزی پرداخت.
وی گفت: فعالیتهای انقلابی علی اکبر از سن ۱۸ سالگی شروع شد و همراه برادرش اوسط که لباس سبز پاسداری به تن داشت در مقابل گروهکهای ضد انقلاب ایستادگی کردند.
مادران شهدا یادگارهای ایثار و فداکاری کشور هستند
در ادامه این دیدار حجت الاسلام علی مرادی ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدا، اظهار داشت: نقش مادران و همسران شهدا در طول دوران دفاع مقدس نقشی بی بدیل است و تجلیل و تکریم از آنان وظیفهای بر دوش همگان است.
وی افزود: در برهه کنونی به برکت خون شهدا و صبر و شکیبایی خانوادههای معظم این شهدا کشور از امنیت و آرامش خوبی برخوردار است و همه باید قدردان آنان باشیم.
امام جمعه بیجار گفت: دیدار با خانواده شهدا و ایثارگران به نوعی حرکت در تبیین ایثار و شهادت و توجه به خانواده شهدا که اسطورههای صبر و برداری هستند است و در واقع این حضور در کنار خانواده شهدا وظیفهای بر دوش همه ما است.
شهید علی اکبر بهاری نماد ایستادگی و استقامت
علی اوسط بهاری برادر شهید در گفتگو با خبرنگار ما گفت: روزهای پایانی سال ۱۳۶۰ با عدهای پاسداران بیجار که در پایگاههای عملیاتی نجف آباد و جعفر آباد مستقر بودند، ماموریت پیدا کردیم تا برای مقابله با گروهک ههای ضد انقلاب به منطقه تکاب از توابه آذربایجان غربی غزیمت کنیم.
وی افزود: برادرم علی اکبر هم همراه گروه خدمه کالیبر ۵۰ بود، قبل از عملیات در حالی که همه در نمازخانهی سپاه تکاب استراحت میکردیم، علی اکبر حال و هوای خاص خود را داشت و گاهی با شوخی و خنده میگفت: من تنها امشب مهمان شما هستم و فردا من رفتنی هستم.
برادر شهید بهاری ادامه داد: آن شب تا دیر وقت با آب از بچهها پذیرایی کرد و دوستان لقب سقا به او داده بودن، پس از کمی استراحت راهی منطقه شدیم و روستایی که گروهکهای ضد انقلاب در آن پناه گرفته بودند را به محاصرهی خود درآوردیم.
وی با بیان اینکه بعد از چند ساعت درگیری، روستا به تصرف رزمندگان سپاه درآمد، گفت: بعد از چند ساعتی به من اطلاع دادند که برادرم از ناحیه چشم مجروح شده و در همین هنگام سریع خودم را به بالینش رساندم و او در بین پیکر شهدا و دیگر مجروحان افتاده بود.
شهیدی که بعد از دو ماه از عقدش به شهادت رسید
اوسط بهاری برادر شهید تصریح کرد: با یک فروند بالگردی که برای انتقال مجروحان به روستای محل درگیری آمده بود علی اکبر را به سنندج انتقال دادیم، اما مداوی وی در آنجا امکان پذیر نبود و به کرمانشاه انتقال یافت و در آنجا بعد از یک عمل جراحی برای ادامه درمان از طریق هوایی به تهران فرستاده شد.
برادر شهید بهاری با آهی که ز. سینه برمی خواست، بیان داشت: علی اکبر در تهران تحت عمل جراحی قرار گرفت و ۱۰ روز در حالت کما و بی هوشی بود، روز یازدهم که به هوش آمد، در حالی که دستش را در دستم گرفته بود تبسمی کرد و کمی دستم را فشار داد و من امیدوار شم که عمل نتیجه بخش بوده است، اما در همان روز یازدهم روح بلندش به آسمان پرکشید در حالی که کمتر از دو ماه از مراسم عقد و نامزدی او گذشته بود.
لازم به ذکر است برادر این پاسدار شهید اسلام به نام علی اصغر با عضویت بسیجی در سال ۱۳۶۶ در منطقه عملیاتی جنوب به درجه رفیع شهادت رسید و مزار هر دو برادر در زادگاهشان در کنار هم قرار گرفته است.
انتهای پیام/7727