۱۷ / تير / ۱۴۰۵ - 08 July 2026
05:20
کد خبر : 9136974
۰۷:۴۷

۱۳۹۸/۰۲/۲۲

شهیدی که حضور در جبهه و دفاع از میهن اسلامی را بر ادامه تحصیل ترجیح داد

شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد.
به گزارش خبرگزاری بسیج از کردستان،  شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد.

۵۴۰۰ شهید والامقام استان کردستان، سرزمین مجاهدت‌های خاموش، سرزمین خون و شقایق، رفتند تا امنیت آب و خاکشان را برای همیشه عمر تامین کنند.

پاسدار شهید ابوالحسن منصوری، یکی از ۵۴۰۰ شهید والامقام استان کردستان است که جانش را برای پاسداری از انقلاب و اسلام تقدیم کرد.

در دوران نوجوانی در جرگه‌ی بچه‌های اهل مسجد بود، سال ۱۳۵۳ تنها ۱۵ سال سن داشت که با حضور در مجالس و محافل مذهبی با الفبای مبارزه آشنا شد، بعد‌ها با شرکت در جلساتی که در قالب دعا و انس با قرآن برگزار می‌شد در مسیر فعالیت‌های سیاسی و مذهبی قرار گرفت و در دوران انقلاب با پخش اعلامیه‌های صادره از سوی امام خمینی (ره) و تمثال آن مرجع عالی قدر ایفای نقش می‌کرد.

هفدهم اسفند سال ۱۳۳۷ در شهر بیجار میان خانواده مذهبی دیده به جهان گشود، پدرش جعفر از طریق قصابی زندگی خانواده اش را تامین می‌کرد و مادرش بتول درستکار از زنان با تقوی شهر بود.

ابوالحسن در فضای معنوی خانواده رشد و نمو یافت و در سن هفت سالگی راهی مدرسه شد، در دبستان خاقانی سابق زادگاهش که امروزه آیت الله مرتضی مطهری تغییر نام یافته است تحصبلات ابتدائیش را با موفقیت پشت سر نهاد و به مقطه راهنمایی راه یافت، با اتمام سه سال دوره‌ی راهنمایی در دبیرستان پهلوی سابق ثبت نام نمود و در رشته‌ی خدمات بازرگانی موفق به اخذ مدرک دیپلم شد.

در کنار تحصیل علم در فعالیت‌های ورزشی حضور فعال داشت و در کار طراحی و نقاشی هم مهارت لازم را به دست آورده بود.

با فراغت از تحصیل و اخذ مدرک دیپلم برای ادامه‌ی تحصیل در دانشگاه ثبت نام نمود، اما حضور در جبهه و دفاع از میهن اسلامی را بر ادامه تحصیل ترجیح داد و با همین انگیزه در سال ۱۳۶۱ فعالیت رسمی خود را در سپاه آغاز نمود و بعد از شش ماه حضور در جبهه‌های حق علیه باطل به شهر سقز عزیمت نمود.

در آغاز کار مدتی بعنوان اندادگر انجام وظیفه می‌کرد و در کنار فعالیت‌های دیگر ادارای همراه رزمندگان سپاه اسلامی در کار‌های رزمی و عملیات‌های نظامی حضور پیدا می‌کرد و سرانجام در بیست ونهم شهریور ماه همان سال در آستانه‌ای ۲۴ سالگی حین عملیات پاکسازی در اطراف شهر سقز به درجه‌ی رفیع شهادت نائل گردید و در گلزار شهدای بیجار ماوا گرفت

فرازی از وصیت نامه شهید:

در اسلام آن چه منجر به شهادت یعنی مرگ آگاهانه در راه هدف مقدس می‌گردد و به صورت یک اصل درآمده است و نام آن جهاد است. هر فردی لیاقت ندارد که باب جهاد به رویش گشوده شود، هر فردی شایستگی مجاهد بودن را ندارد، خداوند این راه را به روی دوستان خاص خویش گشوده است.

از محضر پاک شان (پدر و مادر) پوزش می‌طلبم، چون هرگز نتوانستم فرزند خوبی برای شان باشم، پدرم و مادرم هرگز برای من اشک نریزید، چون آگاهانه در این راه قدم برداشتم، هم اکنون که این چند سطر را می‌نویسم ساعت ۹ شب یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ که عازم به جبهه‌های حق علیه باطل می‌باشم.

بار دیگر تکرار می‌کنم که برای من گریه نکنید و تنها وصیت من این است به اسلام راستین معتقد باشید و دست از یاری رهبر عزیزمان خمینی بت شکن برندارید.

ان شالله خداوند با شماست، به امید پیروزی حق علیه باطل، پیروزی خون بر شمشیر.
 
انتهای پیام/7727

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید