۱۱ / شهريور / ۱۴۰۵ - 02 September 2026
22:42
کد خبر : 9177579
۱۱:۲۰

۱۳۹۸/۰۷/۰۲

بوی عطر معلم و همکلاسی

خبرگزاری بسیج: می روند تا «ب» را یاد بگیرند تا کلماتی مثل بردباری، برادری، برابری را با تمام وجود خویش لمس کنند، و با یاد گرفتن نون، برکت زندگی را دریابند. می روند تا “ص”را بیاموزند تا کلمات مقدسى چون صلح، صلابت، صداقت… در ضمیر پاک شان نهادینه شود.

اسماعیل شاه محمدی؛ اول مهر، روز طلوع دوباره صبح دانش بر سحرخیزان و دلدادگان عرصه علم مبارک باد. بوی مهر، میاید، بوی مهربانی، بوی لبخند، بوی درس و مدرسه و شوق کودکانه در پیاده روها، بوی دفتر حساب و مشق های ناتمام، بوی دوستی و محبت… و شکوفه های لبخند کودکان، یکی یکی گل می دهند،و کلمات مهربان، بی تابند تا دستی کوچک ، با مداد شوق، بر صفحه های سفید دفترهای چهل برگ، بنویسدشان ،احساس بهاری، این غنچه های مهر خانواده هاست، که خزان را به دست فراموشی می سپارد.

شنیدن صداى کودکان و الفباى آنها، سمفونی قشنگی از محبت، را در مدرسه می نوازد که طبیعت، شیفته شنیدن آن است. در گوشه و کنار حیاط مدارس، معصومانه ترین برگ های دوستی ورق می خورد. سرنوشتی از شور و شوق، در مدرسه رقم زده می شود، که انسان هایی براى آینده می پرورد، که مادر گیتى نیز به آن مفتخر است. صداى خنده کودکان، صدای گام های دوباره بهار است که در اولین روز پاییز، پیچیده است.هیچ فصلى به اندازه پاییز به مذاق خیابان ها خوش نیامده است چرا که پـائیز مــهری دارد کـه بـــَر دل هـر خیـابان مـی نشیند، شور و شوق کودکانى را دارد که میان همهمه ی برگ های خشک پاییزی، هنوز از بهار لبریزند. کودکانى که صبح زودتر از همیشه به اشتیاق دیدار هم کلاسی ها از خواب بیدار می شوند و با خواب تابستانی وداع می کنند، بیدار می شوند تا بار دیگر شاهد تولدی دیگر در خود باشند، بیدار می شوند تا، علم را در رگ های حیات خود به کار جارى سازند، تا الفبای زندگی شان را که هنوز ناتمام مانده است، بیاموزند. دلتنگ از ندیدن مادر، همیشه راهی می شوند، البته این بار بدون اضطراب و تأخیر، بدون چرا هایشان، می روند تا متولد شوند، سبز شوند، شکوفا شوند.

مى روند برای ساختن فردایی بهتر و محکم تر ،چرا که فردا از آن آنهاست، می روند تا پلی بسازند برای عبور از آن برای رد شدن به سوی آینده اى بهتر می روند، زودتر از همیشه، با گام های استوار و جویای حقیقت، از کوچه پس کوچه های جهل و غفلت تا الفبای زندگی را خود را با شکستن سدهای جهل و نادانی پیدا کنند ،می روند تا آن را که زیباست بیاموزند می روند تا «آ» را بیاموزند تا کلماتی همچون آرامش و آسایش و آبادانى را یاد بگیرند تا عطش وجودخویش را سیراب کنند.

می روند تا «ب» را یاد بگیرند تا کلماتی مثل بردباری، برادری، برابری را با تمام وجود خویش لمس کنند و با یاد گرفتن نون، برکت زندگی را دریابند. می روند  تا “ص”را بیاموزند تا کلمات مقدسى چون صلح، صلابت، صداقت … در ضمیر پاک شان نهادینه شود.

در حیاط مدرسه وارد می شوند و بوی اسپند فضا را معطر مى کند چرا که:“بوی یار مهربان آید همى “بوی عطر معلم و هم کلاسی، بوی نیمکت و تخته و گچ، کودکان را به سرزمین آرزوها می کشاند. دست های خود را دراز می کنند و  منتظر دست های گرم و مهربان معلمی، تا آنان را از دالان های وحشتزای تاریکی و تنهایی جهل و غفلت با چراغ نور و معرفت به قله های وسیع سعات برساند و اندیشه اشان را از حضیض ذلت برهاند.

باشد این کودکان امروز و مردان بزرگ فردا ،همواره در آموختن، حریص باشندو در ترویج آموخته ها یشان، سخی باشند به یارى مهر بیکران پروردگار، قلم که در دست می گیرند، به یاد خدا باشندو آنچه می نگار ند، مورد رضای حق باشد. بر صفحه تاریک دل ها با قلم الهی  نقشی پاک بزنند  که تا زنده اند، به اینکه موجودی مفید فایده در هستی بی پایان باریتعالى بوده اند، به خود ببالند.

امید در این ماه مهر، همه علم آموزان، از مهر بی کران خدواند سر شار باشند و این آغازِ دوباره را، به لطف ایزد، خوش آغاز کنند.

 

اسماعیل شاه محمدی

 

 

 


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید