سخنرانی حجتالاسلام رفیعی در حسینیه امام خمینی
خشم و مهر فاطمی
مراسم عزاداری حضرت فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها در حسینیهی امام خمینی رحمهالله با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی، جمعی از مسئولان و هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری بسیج در کرمان؛ مراسم عزاداری حضرت فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها در حسینیهی امام خمینی رحمهالله با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی، جمعی از مسئولان و هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم برگزار شد. در دومین و سومین شب مراسم عزاداری (۷ و ۸ بهمن ۹۸) حجتالاسلاموالمسلمین رفیعی به سخنرانی پرداخت. موضوع سخنان ایشان درباره حدیث معروفی بود که پیامبر میفرماید: «خداوند به خشنودی فاطمه خشنود و به خشم فاطمه خشمنام میشود.» ایشان با ارائه تعریفی از «خشم مقدس»، مواردی که خشم کردن واجب است را در پنج عنوان بیان کرد. حجتالاسلام والمسلمین رفیعی در جلسه دوم سخنرانی بااشاره به مسئلهی رحمت در قرآن و سیره ائمه، مصادیقی از مهر فاطمی را برشمرد. به همین مناسبت بخش فقه و معارف پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR متن سخنان حجتالاسلام والمسلمین رفیعی با موضوع «خشم و مهر فاطمی» را منتشر میکند.
بخش اول: خشم فاطمی
خشم فاطمه (س)، تابع خشم خداست
روایتی نورانی در منابع شیعه و اهل سنت آمده که از سند بسیار معتبری برخوردار است: «إنَّ اللهَ یَرضَی لِرِضا فاطِمَة وَ یَغضَبُ لِغَضَبِها». خداوند به خشنودی فاطمه خشنود و به غضب فاطمه و خشم فاطمه سلاماللهعلیها خشمناک میشود. در بعضی از منابع دارد «إنَّ الرَّبَّ یَرضَی لِرِضا فاطِمَة وَ یَغضَبُ لِغَضَبِها». پروردگار به خشنودی فاطمه سلاماللهعلیها خشنود و به خشم ایشان خشمناک میشود.
بعضیها گفتهاند مگر میشود خدا که خالق است، غضب و خشمش تابع یک بنده بشود؟ اینها خیلیهایشان با قرآن و منابع دینی ناآشنا هستند. خداوند در قرآن میفرماید: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أطاعَ اللهَ» (۱) یعنی هر که از پیامبر اطاعت کند، از خدا اطاعت کرده است. همچنین خدا در قرآن فرمود: ه است هر که نزد پیغمبر بیاید و طلب مغفرت کند، خدا او را میآمرزد؛ «لَوَجَدُوا اللهَ تَوّاباً رَحِیماً» (۲).
خداوند در قرآن میفرماید هر که از پیامبر پیروی کند، من دوستش دارم؛ «فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللهُ.» (۳) محبت خدا بعد از تبعیت از پیامبر آمده است. پس مانعی ندارد. این سه آیه را بهاختصار خواندم، چون دیدم در فضاهای مجازی بعضیها این اشکال را مطرح کردهاند که چطور غضب فاطمه سلاماللهعلیها غضب خدا میشود؟ بله، چون آن غضب برای خداست، چون آن غضب لِلّه است و خشم شخصی نیست.
انواع خشم مثبت و منفی
ما دو جور خشم و غضب داریم. یک غضبی که بد است و غریزی و منفی است. در روایات میگوید «الغَضَبُ مِنَ الشَّیطان» از آنِ شیطان است. «الغَضَبُ مِنَ النّار»، آتش میزند وجود انسان را. «الغَضَبُ یُفسِدُ الایمان». همین عصبانیتهایی که گاهی در خانه با همسر با پدر، جوانها گاهی با رفیقهایشان در کوچه و خیابان پیش میآورند، این خشمها خشم منفی است و باید کنترل شود.
معنای خشم مقدس
من بحثم دربارهی غضب منفی نیست؛ دربارهی خشم مقدس میخواهم صحبت کنم. میخواهیم خشم حضرت فاطمه را امشب بحث کنیم. حضرت فاطمه چرا خشمناک شد؟ و چرا خدا به خشم فاطمه خشمگین میشود؟ خشم مقدس آنجایی است که در برابر یک ارزشی باشد، در برابر یک حقیقتی باشد. وقتی اباذر علیه هیأت حاکمه غضب کرد، امیرالمؤمنین به او فرمودند: «إنَّکَ غَضِبتَ لِلّه.» این غضب نمره دارد، چون برای خدا غضب کردی. امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه میفرمایند وقتی پیمان خدا زیر پا گذاشته میشود، «قَد تَرَوْنَ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَةً فَلاَ تَغْضَبُونَ» (۴) چرا وقتی عهد و پیمان خدا زیر پا گذاشته میشود، غضب نمیکنید؟
پس یک خشمی است که لازم است، ثواب هم دارد و عبادت است و اگر نباشد، اشکال دارد. بروز خشم نیز به چند صورت است؛ یک وقت قهر است یا تهدید است یا فریاد است یا نفرین است یا هجرت کردن است. سؤال این است که موارد غضب و خشم ائمه کجاست؟ اینها کجا خشم کردهاند؟ یک دور تقریباً بیشتر روایات را دیدهام. بالغ بر پنجاه مورد پیدا کردهام؛ مواردی مثل این تعابیر که «غَضِبَ النَّبِیُّ غَضِباً شَدیداً» یا «قامَ النَّبِیُّ مُغضِباً». پیغمبر فلانجا عصبانی شد یا امیرالمؤمنین یا امام صادق فلانجا عصبانی شدند. به نظر من با یک نگاه سطحی میشود اینها را به پنج دسته تقسیم کرد؛ جاهایی که بروز خشم و ناراحتی لازم است و سکوت گناه است.
۱) خشم مقدس در برابر انکار حق
مورد اول، «انکار حق» است. یک حق مسلّمی زیر پا رفته است. اینجا باید فریاد زد. جای نشستن نیست. جای سکوت نیست. هر جوری میشود، باید عصبانیتت را به خاطر زیر پا رفتن حق نشان بدهی. امام حسین علیهالسّلام یک زمینی داشت. ولید، فرماندار مدینه آن را غصب کرد. امام برایش پیام داد و فرمود: این زمین را برگردانید. ولید گفت: برنمیگردانیم. امام نماینده فرستاد، برنگرداند. مروان میگوید امام حسین با غضب وارد دارالاماره شد. دستار ولید را به دور گردنش پیچید. او را به زمین زد و آنطور شد که ولید فریاد زد زمین را برگردانید. مروان میگوید «فَوَاللهِ ما رَأیتُ جُرأةَ اَحَدٍ کَجُرأةِ الحُسَین عَلَی الأمیر».
این حقی که من گفتم، یک حق مالی و اقتصادی بود. امیرالمؤمنین بالای منبر آن هم در کوفه فرمود:: چه کسی غدیر یادش است؟ فقط چند نفر دست بلند کردند -خیلی آدمها این جور جاها متأسفانه مذبذب هستند، میخواهند موقعیت خودشان را حفظ کنند- امام دیدند یکی از این شاهدان عینی غدیر پای منبر نشسته و لال شده و هیچ نمیگوید. حضرت فرمودند:ای انس بن مالک! تو در غدیر نبودی؟! گفت: آقا یادم رفته. امام فرمودند: اگر راست میگویی که عیبی ندارد، اما اگر دروغ میگویی، إنشاءالله به یک بلای عظیمی مبتلا شوی. امام او را نفرین کردند و انس بن مالک در ناحیهی پوستش یک دردی گرفت که تا آخر عمرش میگفت: این نفرین و خشم امیرالمؤمنین است هنگامی که من یک حق را انکار کردم. این تجلّی خشم است.
پیغمبر خدا یک غدیری با آن عظمت آفریده است. یک حق مسلّمی است. بعد هم فرمود: ه «علیٌّ مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلیٍّ.» بعد هم فرمود: ه «اَنتَ مِنّی بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن مُوسی» و روایات فراوان دیگر. پیکر پیغمبر در زیر خاک رفته و این حق فراموش شده است، چه کسی باید فریاد بزند و از این حق دفاع کند؟ چه کسی باید خشم کند، نفرین کند، خطبه بخواند، تهدید کند؟ در جامعهی آن روز هیچ کسی به اندازهی حضرت زهرا برای این کار مؤثر نبود، چرا؟ چون هم با پیغمبر و هم با امیرالمؤمنین زندگی کرده بودند ایشان. ده سال در خانهی پیامبر و بیش از نُه سال در منزل امیرالمؤمنین بودند. هم سیرهی پیغمبر را میدانند، هم دختر پیغمبر هستند، هم جرأت نمیکنند او را ساکت کنند، احساس کرد ایشان که از حقی به نام غدیر باید دفاع کند.
در دفاع از حق نتیجه مهم نیست. حضرت زهرا سلاماللهعلیها که میدانست نمیشود وضعیت را عوض کرد، اما از تمام اهرمهای خشم استفاده کرد. در مسجد تهدید به نفرین کرد. فریاد زد: «أ فَمَنْ یَهْدِی إلَى الحَقِّ أحَقُّ أنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاّ أن یُهْدى؟» (۵) قهر هم کرد. آمدند در خانه صورتش را برگرداند. بعد از هر نماز نفرین میکرد. تحریم هم کرد. فرمود: بر من نماز نخوانند. در تشییع من نیایند. محل قبر من مخفی باشد.
همدانی (متوفای ۳۴۶ ه. ق) نویسندهی الهدایة الکبری که یک کتاب هزار ساله است، میگوید وقتی بدن حضرت زهرا به خاک سپرده شد، عدهای از زنها را انتخاب کردند و گفتند بروید در بقیع صورت قبرهایی که امیرالمؤمنین درست کرده، بشکافید تا بالاخره قبر پیدا شود و بدن معلوم بشود و ما بر او نماز بخوانیم. صاحب الهدایة الکبری میگوید امیرالمؤمنین یک قبای زردی داشت که اگر میپوشید، نشانهی غضب ایشان بود؛ «ما لَبِسَها إلاّ فی کَریهَةٍ.» قبا را نپوشید؛ روی دست انداخت. میگوید «اِحمَرَّت عَیناه» دو چشم علی سرخ شد، رگهای گردن حضرت بیرون زد، «فَغَضِبَ غَضباً شَدیداً». باناراحتی در بقیع آمد، همه رفتند و اتفاقی هم نیفتاد. این یک شیوهی دفاع از حق است. حضرت زهرا از تحریم، از تهدید، از نفرین، از قهر و از فریاد استفاده کرد.
حالا خدا به این خشم فاطمه خشمناک است. هر کسی فاطمهی زهرا بر او خشمناک است، خدا خشمناک است، «إنَّ اللهَ یَغضَبُ لِغَضَبِها». روایت در معتبرترین منابع مانند مستدرک حاکم آمده است. حتی صحیح بخاری هم دارد؛ البته به این عبارت: «مَن أبغَضَها فَقد أبغَضَنی وَ مَن أبغَضَنی فَقد أبغَضَ اللهَ»، هر که فاطمه را ناراحت کند، پیغمبر را ناراحت کرده و هر که پیغمبر را ناراحت کند، خدا را ناراحت کرده است. این یکی از مصادیق خشم مقدس است. آن جایی که حقی زیر پا میرود، نمیشود سکوت کرد؛ باید فریاد زد، باید گفت، به هر شکلی، به هر سیرهای، به هر روشی.
یک مثال هم از امام رضا (علیهالسّلام) بیاورم. یکی از اولاد برامکه آمد پیش امام رضا (علیهالسّلام). همین قصهی ناراحتی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) را سؤال کرد. امام اول امتناع داشت که جواب بدهد. بعد فرمود: «سُبحانَ الله والحَمدُلله وَلا اِلَهَ إلاّ اللهَ وَاللهُ اَکبَر». نمیخواست جواب بدهد. «فَاَلَحَّ السّائل»، اصرار کرد. علی بن موسیالرضا (علیهالسّلام) فرمودند: همین قدر به تو بگویم «کانَت لَنا اُمٌّ صالِحَة». ما یک مادر صالحهای داشتیم، «ماتَت و هِیَ عَلَیهِما ساخِطة»، در حالی از دنیا رفت که بر این جریان حاکم ناراحت بود، غضب داشت، «وَ لَم یَصِل إلَینا رِضاها»، به ما نرسیده جایی که ایشان بخشیده باشد. رضایتش به ما نرسیده است.
خوب است حرفهای تاریخی که زده میشود، مقداری تطبیق هم با مسائل روز داده شود. امروز هم تشخیص حق بسیار مشکل است، چون حق مقول به تشکیک است. پیغمبر خدا فرمودند: خوشا به حال آنهایی که زیر عرش خدایند، «السّابِقونَ اِلَی العَرش طوبی لَهم.» کسانی که به عرش خدا سبقت بگیرند، خوشا به حالشان. گفتند یا رسولالله اینها چه کسانی هستند؟ فرمودند: کسانی که سه ویژگی دارند: ۱- «اَلَّذین یَقبَلونَ الحَقّ»، آنان که حق را قبول میکنند، ۲- «یَبذُلونَه اِذا سُئِلوا»، وقتی لازم میشود، حرف حق میزنند، ۳- «وَ یَحکُمونَ کَحُکمِهِم لِاَنفُسِهم» و طبق حق حکم میکنند؛ لذا این موارد مهم است: قبول حق، بیان حق، حکم بر اساس حق.
در قرآن بدترین لعن را به کسانی داریم که حق را کتمان میکنند. قرآن میفرماید «یَلْعَنُهُمُ اللّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللاّعِنُونَ.» (۶) لعنت تمام لعنتکنندههای عالَم بر کسانی است که حق را کتمان میکنند. خب امروز حق با کیست؟ اصلاً ملاک حق چیست؟ امیرالمؤمنین معیار حق بود، «عَلیٌّ مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلیّ»، ائمه علیهمالسلام خطکش بود