
به گزارش سرویس ادبی خبرگزاری بسیج از قم،کتابها سه دستهاند: برخی کتابها به یک بار خواندن هم نمیارزند و ارزش ورق زدن جدی هم ندارد، برخی کتابها یک بار خواندن آنها خوب است، ولی آدمی رغبتی به دو یا چند بار خواندن آنها ندارد آن یک بار هم را زود میخونی که تموم بشه، اما بعضی کتابها را باید مادامالعمر خواند (مانند قرآن، نهجالبلاغه، احادیث ائمه، ادعیه، دیوان حافظ و...)
بعد از خواندن کتاب خواندنی «آن سوی مرگ، نوشته جمال صادقی» - که در این نوشته تصمیمی به پرداختن به عمق آن ندارم - تشنه ادامه مطالب این کتاب با تمرکز دینی بیشتر در کتابی دیگر بودم که رزق معنویام را در کتاب مختصر، اما حجیم از حکمت و معرفت «سه دقیقه در قیامت» یافتم.
بعد از چندین بار خواندن کتاب، کلیدواژهها و تیترهای اصلی را در دفترچه یادداشت موبایلم نوشتم؛ و هرجا میدیدم فرصتی برای تبلیغ شفاهی کتاب پیش میآید با تعریف چندین مطلب ناب شنونده را مجذوب و تشنه مطالعه بقیه کتاب میکردم؛ از قضا روزی که به سلمانی یا آرایشگاه یا به قول امروزیها پیرایشگاه رفتم فرصت را غنیمت شمردم و مطالبی از ماجراهای این را کتاب تعریف نمودم، در حین تعریف، متوجه وقت تلف کردنهای آرایشگر برای شنیدن مطالب بیشتر از کتاب شدم؛ حتی اینکه همیشه به سفارش خودم پشت سرم را تیغ نمیزد، اما دیدم تیغش را برداشته و مشغول صاف کردن پشت سرم هست من هم که حواسم به چینش مطالب ذهنی کتاب بود با سوزش پشت سرم متوجه شدم که تیغ آرایشگر پشت سرم را سوزاند. خلاصه آنکه پس از تمام شدن کار بنا شد یک نسخه از این کتاب را تهیه نموده و در نوبت بعدی که حدود یک ماه بعد میشد جهت خواندن مشتریهای سلمانی تهیه کنم. البته این را هم بگویم یکی از کارهای خوب ایشون تهیه روزنامه، مجلات مانند نشریه خانه خوبان و کتابهای خوب و ارزنده روی میز آرایشگاه برای مشتریانش است.
چند روزی نگذشته بود که آرایشگر با من تماس گرفت و گفت: فلانی من دو نسخه از این کتاب را با این قیمت از کتابخانه حرم مطهر حضرت معصومه (س) گرفتهام شما تعداد ۱۰ نسخه دیگر میتوانی ارزانتر برایم تهیه کنی؟ گفتم: بله و تهیه نمودم. کنجکاو شدم و جریان درخواست ۱۰ جلد دیگر را با تعجب از وی پرسیدم؟ سپس متوجه شدم اتفاقا ایشان هم در جمع فامیلی از کتاب تعریف کرده بود و تعدادی از اقوامشان برای تهیه کتاب درخواست داده بودند و این گونه شد پول کتابها از مبلغ حقالزحمه آرایشگری بیشتر شد و «من بار اولی بود که رفتم سلمانی پول که ندادم هیچ، پول هم گرفتم!»
این کتاب روایت از قرار تجربه برزخ رزمندهای میگوید که برای جراحی چشم وارد اتاق عمل میشود و زیر تیغ جراحی طاقت نمیآورد، روح از بدنش کاملا جدا شده و تا برزخ سیر میکند و مراحل از مرگ تا برزخ را یکی یکی میگذارند و پس از اتمام حسابرسی، با عنایت حضرت زهرا؟ س؟، مصلحت بر این رقم میخورد که ایشان به دنیا برگردند و احوالات و مشاهدات ایشان تحفهای باشد بر افزایش ایمان به غیب و یقین مومنین.
برشی از کتاب (۱): به صفحه اول کتابم نگاه کردم. از همان روز بلوغ، تمام کارهای من با جزئیات نوشته شده بود. کوچکترین کارها. حتی ذرهای کار خوب و بد را دقیق نوشته بودند و صرف نظر نکرده بودند. تازه فهمیدم که «فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره» یعنی چه. هرچی که ما اینجا شوخی حساب کرده بودیم، آنها جدی جدی نوشته بودند!
برشی از کتاب (۲): همینطور که به صفحه اول نگاه میکردم و به اعمال خوبم افتخار میکردم، یکدفعه دیدم، یکی یکی اعمال خوبم در حال محو شدن است! صفحه پر از اعمال خوب بود، اما حالا تبدیل به کاغذ سفید شده بود! با عصبانیت به آقایی که پشت میز بود گفتم: چرا اینها محو شد؟ مگه من این کارهای خوب رو نکردم؟ گفت: بله درسته، اما همان روز غیبت یکی از دوستانت رو کردی. اعمال خوب شما به نامه عمل او منتقل شد.
کتاب «سه دقیقه در قیامت» به قلم جمعی از نویسندگان تدوین شده و انتشارات شهید ابراهیم هادی در نوبت اول با شمارگان ۴۵۰۰ نسخه در سال ۹۸ آن را به چاپ رسانده است.
یادداشت: حجت شعبانی