«تعهد»، «عشق» یا «ازخودگذشتی». فرقی ندارد، هیچ واژهای به درستی نمیتواند کاری را که آقای «حسینی» در ایام شیوع کرونا برای دانشآموزانش انجام میدهد، به درستی توصیف کند. انگار جنس آموزگاری را با فداکاری پیوند زدهاند و میوهاش چیزی جز رشد و اعتلای دانشآموزان نیست.
به گزارش خبرگزاری بسیج از کرمانشاه : وقتی بزرگتر شدیم هیچ کس از خاطرات تنبیه آموزگار گلهمند نبود و خاطرات شلوغ کاری مدرسه و تنبیه آقای ناظم و دبیر نوستالژی ما شد.
هرچقدر بزرگتر شدیم و گرد زمان به صورتمان نشست، بیشتر دلمان برای مدرسه، نیمکت و همان ترکه انار «آقا معلم» تنگ میشود. چون میدانستیم هیچ وقت آموزگارمان برای خالی کردن خودش ما را به باد چوب نمیگیرد و ته دلش دنبال آن است که طفل درس نخوان به راه بیاید.
انگاری این شغل را به سختی و فداکاری پیوند زدهاند و فرقی نمیکند چقدر این کره خاکی به دور خودش بچرخد، آموزگاری یعنی ذره ذره آب شدن برای رشد دادن بچهها. آقای «حسینی» هم یکی از همین معلمهاست که حتی کرونا هم باعث نشده که از درس دادن بچهها منصرف شود.
دو روز در هفته از گیلانغرب راهی دبستان فجر در بخش «بیلوار» کرمانشاه میشود تا بر درس و روند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نظارت داشته باشد. خودش میگوید کسی از من نخواسته این کار را انجام دهم، اما وظیفه خودم دانستم که این کار را انجام دهم تا دانش آموزان از درس عقب نمانند. او نگران کلاس اولیهاست، میگوید روستا موبایل آنتن نمی دهد چه برسد به اینکه بشود برنامه «شاد» را نصب کرد، برای همین خودم به مدرسه میروم تا دانش آموزان از درس عقب نمانند.
این کار او آنقدر خالصانه بود که وزیر آموزش و پرورش را هم به تحسین واداشت و چند روز پیش در توییتی، به زحمات و تلاش آقای حسینی برای تدریس در ایام کرونا اشاره کرد. برای همین به سراغ او رفتهایم تا هم از انگیزه کارش آگاه شویم و هم مشکلاتش را بشنویم.