فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان در شهرستان زرند گفت
حاج قاسم هنر ولایت، عاشورا و هنرانقلاب اسلامی است
سردار معروفی در جمع اعضای شورای فرماندهی ناحیه زرند گفت:حاج قاسم ولایت مدار و ولایت باور بود وذوب در ولی فقیه بود و ما باید شهید سلیمانی را در مکتبش دست یافتی قرار دهیم در سپاه تمام اعتبارمان سربازی وشهادت در راه ولایت است
- به گزارش خبرگزاری بسیج از کرمان :سردار حسین معروفی فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان در بازدید سرزده خود در جمع اعضای شورا ی فرماندهی ناحیه زرند گفت :همه شهدای ما عزیز هستند ودر باغستان ولایت هستند وشهید عزیزما سردار سلیمانی نور چشم ماست
وی با ذکر خاطره ای از سردار سلیمانی گفت: حسین من از خدایک چیز خواستم و گفتم خدایا اگر من بخواهم به انقلابت خدمت کنم ،همین انقلابی که فخر انبیاء الهی است باید خودم را وقف این انقلاب کنم وخدایا به من اینقدر مشغله بده که من فکر گناه هم نکنم این حاج قاسم سلیمانی است و شما دراین 21 سال در جبهه مقاومت وی را آرام ندیدید وبارها فکر می کردم وگفتم خدا دعای این مرد الهی را مستجاب کرد
سردار معروفی افزود :این نکته مال پاسدار انقلاب اسلامی است سپاه باید پاکیزه باشد وطهارت جسم وروح داشته باشد واولین ویژگی مجاهدت در خدا طهارت انسان است واگر این طهارت باشد اعمال ورفتارش زیبا می شود . ما مکتب حاج قاسم را نیازداریم ونباید گذاشت فقط ذکر خاطرات حاج قاسم باشد
فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان یادآور شد :حاج قاسم هنر ولایت است هنر عاشورا است ،هنرانقلاب اسلامی است و خدمتی که شهید سلیمانی به جهان ومردم کرد.ماباید شهیدسلیمانی را در مکتبش دست یافتی به جامعه معرفی کنیم ،شهیدی که هنر دین،هنر اسلام وشیعه است،هنر امیر المومنین (علیه السلام ) است هنر ولایت حاج قاسم سلیمانی است وخدمتی که حاج قاسم سلیمانی به شیعه وجهان اسلام کرده هیچ کس نکرده است وی ولایت مدارو ولایت باور بود واین شهید ما باید شهید سلیمانی را در مکتبش دست یافتی قرار دهیم .حاج قاسم هنر امام حسین (علیه السلام )حاج قاسم ولایت باوربود وما در سپاه تمام اعتبار ما سربازی وشهادت در راه ولایت است حاج قاسم ذوب در ولایت بود وخود را وقف ولایت کرده بود ،یعنی معرفت به دین ودنبال نظام اعتقادی بود
سردار معروفی در ادامه افزود :شهید سلیمانی خود را وقف دین ،انقلاب و ولایت کرد .خدا او را چنین عزتمند نمود ومیلیونها نفر در تشیع جنازه اش شرکت کردند واین عزت را خدا به انسان می دهد،اگر کارمان برای رضای خدا باشد وخالصانه باشد خدا به تو هم عزت می دهد.شهید سلیمانی با دل رفت با پا نرفت،سرداری که بعد از انتصاب سردار سلامی به فرماندهی کل سپاه خود را سرباز فرمانده کل می داند این نشات گرفته از مکتب حاج قاسم است ،
فرمانده سپاه ثارالله استان گفت :ما باید فرمان ولی فقیه که خورشید است چه فرمانی می دهد ما جناحی نیستیم ومحور ما امامین انقلاب است وامروز این کار ورزمایش مومنانه یک کار الهی است شما نتیجه این کار را در آخر ماه مبارک رمضان خواهید دید ،دشمن به دنبال تخریب است وشما با این کار توطئه دشمن را خنثی می کنید ،وما که به عنوان پاسدارانقلاب و ولایت هستیم لبیک گوی باشیم هیچگاه نباید خسته شویم ،خسته تراز همه بعد از ائمه معصومین (علیه السلام ) امام بود وحضرت آقا ست که 20ساعت برای اسلام کار می کند وما که پاسدار این انقلاب ،نظام ،ولایت ومردم هستیم چقدر تلاش می کنیم ،حاج قاسمی که خود را سرباز ولی می داند وما در مجموعه سپاه رسالتی عمل کنیم یعنی لباس ،ومکان وزمان نشناسیم واگرما فرمان را اجرکردیم فرمانده سپاه از ما راضی خواهد بود ورضایت فرمانده ،رضایت خداوند را به دنبال خواهد داشت .خداوند متعال به شما عزت وعافیت روز افزون عنایت کند
فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان در ادامه بازدید سرزده خود از ناحیه زرند از حوزه بسیج خواهران الزهرا (سلام الله علیها) وحوزه شهری علی بن ابی طالب بازدید وسرکشی بعمل آورد ودر این سرکشی فرماندهان حوزه گزارشی ازاقدامات انجام شده حوزه خودرا بیان نمودند .
لازم به ذکراست سردار معروفی دوخاطره ناب از حاج قاسم پرداخت
چشمت به خانه خدا افتاد دعا کن در راهش تکه تکه شوم!
این خاطره را چندجا گفتم اینجا هم میگویم که ثبت شود نه به خاطر اینکه خودمان را بچه های حاج قاسم و سرباز او میدانیم. من زیرتمام نامههایم مینوشتم سرباز کوچک شما و ایشان در جواب مینوشت برادر کوچک شما. یکبار حاج قاسم را سرلشکر صدا نمیزدیم با حاج قاسم گفتن لذت میبردیم. در بچههای جنگ به او میگفتیم «حبیب». ۳۱ سال از جنگ گذشته اما این هنوز لفظ ما بود. سال ۸۵ به حج تمتع مشرف شدم، آن زمان هم شهید پورجعفری همراهش بود، تماس گرفتم و گفتم میخواهم با حاجی خداحافظی کنم. گفتند جلسه دارند و فقط ۵ دقیقه وقت دادند. داخل رفتم، کمی طول کشید و آقای پورجعفری داخل آمد، حاجی گفتند هنوز میخواهیم صحبت کنیم. موقع خداحافظی همدیگر را در بغل گرفتیم و روی هم را بوسیدیم. موقع خارج شدن از در اتاق، دست زد به شانهام و گفت حسین! من برگشتم و گفتم بله، گفت وقتی چشمت به خانه خدا افتاد از او بخواه من در راهش تکه تکه شوم.
سال ۸۶ بود من میدانستم در حوزه مقاومت ایشان دارد اذیت میشود، یک نامه محبتآمیز و باعاطفه نوشتم و او را به دوران دفاع مقدس بردم و دو قطعه عکس برایش فرستادم. یکی از عکسها که الان در فضای مجازی منتشر شده که شهید کاظمی نشسته و ایشان ایستاده را من برای حاجی فرستادم. یکی دیگر از عکسهایی که فرستادم تعدادی از فرماندهان گردان لشکر ثارالله بودیم که آخرین عکس ما بود و بعدش اسیر شدیم و جنگ هم تمام شده بود. حاجی در جواب نامهام نوشت برادرم همیشه سعی کن بوی معروفی همان زمان را بدهی و دعا کن سال دیگر در راه او پاره پاره شده باشم. این نامه را سالروز تولد منجی عالم بشریت برایم نوشته بود.
وقتی خبر شهادت حاج قاسم را شنیدم...
من ساعت ۶ صبح فهمیدم حاج قاسم شهید شد، تازه متوجه شدم چقدر به هم وابستهایم اگر در این صحنه سکته می کردیم کسی نباید ایراد بگیرد چون ما خیلی به ایشان وابسته بودیم. بعد به ذهنم آمد که بدانم او چگونه شهید شد، بهرحال حاجی شهید میشد این را به من گفته بود، سال ۸۵ در نامهاش هم گفته بود و اصرار میکرد برای شهادتش دعا کنیم. اولین عکسی که دیدم دست راستش با آن انگشتر بود آنجا بود یقین کردم حاج قاسم همانگونه که میخواست رفت. هم شفاها به من گفت و هم کتبا برایم نوشته بود. این سند حقانیت اوست. رفتن انسان دست خودش است، او می خواست تکه تکه و پاره پاره با معشوقش ملاقات کند، حسینی و «اِرباً اِربا» شود چون عاشق اباعبدالله (علیه السلام) بود. در زمین خدا حضور داشت اما در زمین حسینبن علی (علیه السلام) و بیبی دو عالم بازی میکرد.
خبرنگار :حسین بخشی