به گزارش خبرنگار بسیج، شهید مجیدرضا عامری متولد سال ۱۳۴۴ در تهران است که در یکم شهریورماه سال ۱۳۶۷ در فکه اسیر میشود و در ۲۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۸ در اسارت به شهادت رسید و در سال ۱۳۸۱ پیکر شهید تبادل میشود و در گلزار شهدا شاهرود آرام می گیرد.
یدالله عامری، پدر شهید با بیان اینکه وقتی خبر شهادت او را دادند کسبه محله نواب بسیار ناراحت شدند، گفت: شهید بسیار عاشق نماز اول وقت و قرآن بود و اخلاق پسندیده داشت و در بین محله و بچهها شاخص بود.
وی با بیان اینکه شهید عاشق درس بود و در دبیرستان شهید میرغفوریان تحصیل میکرد، افزود: بسیار تلاش داشت تا به جبهه برود، اما من رضایت نمیدانم که در آخر با توجه به اشتیاق شهید راضی شدم و او رفت و در سال ۱۳۶۷ بعد از قطعنامه توسط دشمن اسیر شد و در زندان تکریت نگهداری میشد و یک سال اسیر بود و بر اثر مریضی و سنگدلی دشمنان به شهادت رسید و پیکر پاکش بعد از ۱۳ سال به کشور بازگشت.
برادر شهید سعید عامری نیز در سخنانی با بیان اینکه شهید علاقه فراوان به قرآن و نماز داشت، گفت: در اسارت شهید قرآن و نماز، اما وقتی ترک نشد و روزه میگرفت با یک استکان آب و دژخیمان رژیم بعث عراق تحمل نداشتند و وقتی تو مریض شد او را به بیمارستان نبردند و حتی کسی که او را برد نیز کتک زدند و این شهید به شهادت رسید و او را دفن کردند که بعد از ۱۳ سال پیکر او را آوردند و در گلزار شهدای شاهرود آرام گرفت.
پدر شهید با تأکید بر صداقت شهدا گفت: باید همه صادق باشیم و با صداقت راه شهدا را ادامه دهیم و در این مسیر ثابتقدم بمانیم.
این شهید عضو هیئت حضرت سیدالشهدا بود و تعزیه خوانی در آن زمان آزاد نبود انجمنی را تشکیل داده بودند. هفتگی مراسم تعزیه در منزل هر یک از اعضاء برگزار میشد و مجیدرضا هم نقش حضرت سکینه و عبدا... را داشت.
در سال ۶۷ در منطقه فکه به اسارت نیروهای بعثی درآمد و به گفته همرزمان اسیرش؛ او دوران اسارت را مرتب با ضرب و شتم سپری میکرد و آن هم به خاطر یک سری عقاید مذهبی بود که به آنها پا فشاری داشت. بیشتر روزها را روزه میگرفت و درد ناشی از اسارت را با نماز و تلاوت قرآن واذکار تسکین میداد و بر روحیه افراد تاثیر شگرفی میگذاشت و از آن طرف نیز بعثیان را خوش نمیآمد و برایشان غیرقابل تحمل بود. سرانجام نیز غربت را غریبانه پذیرا شد..
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان
یادداشت|