
محمد احمدی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری بسیج از کردستان، با اشاره به اینکه چرا شعار مرگ بر آمریکا را سرمیدهیم اظهار داشت: برای شناخت بیشتر قدری به عقبتر برگردیم و در آستانه سالگرد استکبارستیزی به این موضوع بپردازیم.
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: برای نسل جوان ایرانی شاید سؤال باشد: چرا مرگ بر امریکا؟ چرا استکبارستیزی؟ چرا مقاومت؟ آیا نمیشد با امریکا کنار آمد و با گفتگو رابطه طرفین را اصلاح کرد؟ در پاسخ لازم است سابقه رابطه ایران و امریکا و تعدادی از مذاکرات طرفین را مرور کنیم تا ماجرا روشن شود.
وی عنوان داشت: ملت ایران در سال ۱۳۵۷ تصمیم گرفت روی پای خود بایستد و با شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی دست بیگانگان را از منابع ملی خود کوتاه کند به همین خاطر امریکا اولین کشوری بود که با همه ادعایش در حمایت از حقوق ملتها و دموکراسی و… بر چهره انقلاب ملت ایران سیلی زد و با تبدیلکردن لانه جاسوسی به محل سرنگونی انقلاب نوپای ملت ایران برآمد و این در حالی بود که تنها گناه این انقلاب نو پا که از همان ابتدا با هیچ کشوری و ملتی سر ستیز نداشت و برای بیرون آمدن از سلطه بیگانگان عزمش را جزم کرده بود، چارهای جز تسخیر لانه جاسوسی و مرگ بر امریکا برایمان باقی نگذاشت.
احمدی بیان داشت: رژیم امریکا درصدد آزادی گروگانهایش برآمد که شنها مأمور خدا گشتند و با شکست مفتضحانهای روبرو شد سپس پیشنهاد مذاکره برای آزادی گروگانها داد و دراینرابطه گفتگوها صورت گرفت و ایران به قولش عملکرد گروگانها را آزاد شدند؛ اما امریکا غیرقابلاعتماد این وسط به تعهداتش عمل نکرد.
وی گفت: در ادامه این وسط ناگفته نماند که نقش امریکا در تحریک، تجهیز و پشتیبانی گروهکهای ضدانقلاب و حمایت تمامقد از تجاوز صدام به خاک ایران در دوران دولت اصلاحات رئیسجمهور وقت موضوع گفتگوی تمدنها را در مقابل جنگ تمدنهای آنها مطرح کرد و صحبت از برداشتن دیوار بیاعتمادی نمود تا جایی که از آبراهام لینکلن بهعنوان شهید یادکرد و نتیجه آن شد که “محور شرارت” نامیدن ایران از سوی رئیسجمهور وقت امریکا نام گرفت.
این کارشناس مسائل سیاسی بیان داشت: مذاکره بعدی ما و امریکا به آغاز بهانههای هستهای غرب و گفتگو برای رفع ابهام و نگرانی آنها با نمایندگی تروئیکای اروپایی یعنی انگلیس، فرانسه و آلمان، بود این مذاکرات نیز اتفاقاً در زمان دولت اصلاحات بود و با اینکه ایران از حقوق مسلم هستهای خود کوتاه آمد؛ اما نتیجه این شد که آنها خلف وعده کرده و با وقاحت تمام حتی خواستار ممنوعیت تدریس علوم مرتبط باانرژی هستهای در دانشگاههای ایران شدند! اینجا بود که دولت وقت تصمیم به خروج از مذاکرات گرفت.
وی اظهار داشت: دور بعدی مذاکرات بعد از انتخاب حسن روحانی بهعنوان رئیسجمهور ایران با شعار مذاکره بود که مطمئناً در خاطره نسل جدید نیز هست، رهبری معظم انقلاب با اینکه به سابقه بدعهدی امریکاییها اشراف داشتند؛ اما به خواست منتخب مردم با دور جدید مذاکره با بهاصطلاح کدخدا را پذیرفتند و علیرغم بیاعتمادی به امریکا و بیحاصل دانستن این جنس گفتگوها به استناد تجربیات گذشته، با تمام توان از تیم مذاکرهکننده وقت حمایت کردند، نتیجه مذاکرات هم همان برجام شد که این بار نیز ایران باوجود انتقادات فراوانی که بر برجام بود به تمام تعهداتش عمل نمود؛ اما امریکا قصه ما ابتدا توسط دولت وقت یعنی باراک اوباما برجام را نقض کرده و به وعدههایش عمل نکرد، پس از او نیز امریکا ترامپ این سند بینالمللی را پاره کرد! بااینوجود دولت تدبیر و امید منتظر بایدن و مذاکره با او ماند! تا اینکه او نیز همان ادعاها و زیادهخواهیهای دولت ترامپ را تکرار کرد.
احمدی بیان داشت: نگاه مستکبرانه و از بالابهپایین امریکا بر ملت فهیم ایران، چارهای جز گفتن مرگ بر امریکا و راهی جز ایستادگی و مقاومت برای تحقق خواستههای برحقمان نداریم تا به امروز نیز تا به امروز هرجا موفقیتی کسب کردیم از قبل ایستادگی و اعتماد به توانمندی بومی خودمان بوده است.
انتهای خبر/