۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
11:50
کد خبر : 9642005
۱۳:۱۶

۱۴۰۳/۰۸/۲۰

روایت خانواده ای فداکار؛ از حادثه تا امید

علی اکبر طاهریان، جوان سرخه ای که طی سانحه رانندگی با مشکل جسمانی مواجه شده، اما با امید و توکل به خدا در کنار خانواده صبور و فداکارش با مشکلات کنار آمده است.

به گزارش خبرگزاری بسیج از سرخه، حوادث و جریان روزگار بر مدار خود بدون لحظه ای توقف می گذرد، بدون اینکه لحظه ای به خواسته ما موجودات زمینی متوقف شود.

هرروز همه ما از صبح تا شب سرگرم کارها و زندگی خویش هستیم و بی خبر از اینکه سرنوشت چه تقدیری را برای هریک از ما رقم زده است.

در اطراف خود خانواده ها و انسان هایی را می بینیم که با توکل برخدا با سختی ها و مشکلات زندگی کنار آمده و آن را تقدیر الهی می دانند.

به سراغ خانواده علی اکبر طاهریان جوان 36 ساله سرخه ای رفتیم، جوان پرتلاش و فعالی که کارمند آتشنشانی بوده و در کنار آن در مشاغل آزاد فعالیت می کرده است، اما حدوداً یک سال و نیم پیش (31 تیرماه سال 1402) در طی فعالیت های کاری خود خارج از محیط اداری در حین رانندگی تصادف کرده و دچار مشکل ضایعه نخاعی از کمر به پایین شده است.

 

بسیج: لطفا خودتان را معرفی بفرمایید.

نجیبه قادری مادر علی اکبر 65 سال از خداوند عمر گرفته ام و صاحب چهار فرزند (دو دختر و دو پسر) هستم و من خود را لایق نمی دانم که خود را پرستار بنامم. او پسر من است و من به­عنوان یک مادر مراقبت از او را وظیفه خود می دانم وهرآنچه بتوانم کوتاهی نخواهم کرد.

از زمانی که تصادف کرد، سعی ما بر این بود تا به او رسیدگی کنیم. در این مسیر نیز در ابتدا از خداوند کمک و یاری می خواهم و شاکر او هستم که به من نیرو و توان داده تا بتوانم برایش کاری انجام دهم.

در پی وقوع این حادثه، همه اعضای خانواده، در کنار من و پدرشان بودند و در جهت کمک بسیج شدند و ان شاءالله با یاری خداوند بهبودی فرزندم حاصل شود.

سجده شکر به جای آوردم و خدا را شکر کردم از اینکه محبت و مهر به یکدیگر را در قلب و دل فرزندانم قرار داد، که ما را تنها نگذاشتند و در کنار ما بودند.

بسیج: در طول دوره درمان، باوجود سختی ها و فراز و نشیب ها کدام ویژگی حضرت زینب (س) در شما محقق شد؟

سختی هایی که حضرت زینب (س) کشیدند، بسیار بوده و سختی اسارت را به جان خریدند و شهدای بسیاری را تقدیم کردند. ما تنها با الگو گرفتن از ایمان، اقتدار، صبر و شجاعت حضرت، می توانیم راهشان را ادامه دهیم. من با وقوع این حادثه برای فرزندم، هیچ گاه نمی توانم حضرت را درک کنم.

فارس: از سختی های این واقعه و مشکلات پیش رویتان بفرمایید

کارهایی که برای فرزندم انجام می دهم، برای من اصلاً سخت نیست، اما زمانی که این خبر حادثه را شنیدم، سخت ترین لحظه زندگی ام بود.

همیشه پشت سرش دعای آیه الکرسی را می خواندم و برایش دعا می کردم، اما دلم می لرزید و نگران بودم. زمانی که وقوع این حادثه را به من اطلاع دادند، واقعاً شرایط سختی بود، اما از خداوند می خواهم به من صبر بیش تری عطا و در این مسیر مرا یاری کند.

 

در ادامه به سراغ غلامرضا طاهریان، پدر خانواده رفتیم، پدری محکم که همچون کوه استوار در پشت خانواده ایستاد و خانواده را دلگرم کرد.

باتوجه به اینکه در بازه­ای از زمان، جهت طی کردن دوره های درمان در بیمارستان های تهران بستری بود، هزینه های درمان بالا بود، همه خانواده همت کردند و به نوبت در طول شبانه روز در کنار علی اکبر بودند و این حضور و کمک آن ها، بهبود بیماری و شرایط را برای ما آسان تر کرد.

بسیج: واکنش شما با شنیدن خبر تصادف فرزندتان چه بود و چطور خانواده را دلگرم کردید؟

به دنبال وقوع این حادثه، برای ما نیز همانند همه انسان ها خبر سختی بود، همه ناراحت شدیم، اما حادثه خبر نمی کند و ممکن بود برای هرخانواده ای این حادثه رخ دهد.

در این مسیر لطف خداوند بسیار شامل حال ما شد و به ما کمک کرد و توانستیم تا این مرحله پیش رویم. همه فرزندان و اعضای خانواده در این مسیر در کنار ما بودند، ازخودگذشتگی نشان دادند و در قالب یک تیم جهادی دست ما را گرفتند. اگر آن ها نبودند ما به تنهایی نمی توانستیم. حتی نوه هایم نیز درحد توان خود به ما کمک کرده و می کنند.

الحمدالله حال فرزندم نسبت به روزهای نخست با لطف خداوند بسیار بهتر شده است و بازهم خدا را شاکریم. درست است که توان حرکت ندارد، اما به لحاظ روحی و روانی حال خوبی دارد.

بسیج: هزینه های درمان چطور پرداخت شد؟

بخشی از هزینه های درمان با کمک فرزندان، بخشی را وام گرفتیم. همچنین علی اکبر یک زمین و مغازه داشت، با فروش آن ها هزینه های درمان را پرداخت و تا اینجا پیش رفته ایم.

 

در ادامه علی اکبر طاهریان درمورد شرایط فعلی خود می گوید: این حادثه در شرایطی که من بدنبال کسب روزی برای رفاه بیشتر خانواده بودم، رخ داد.

در اوایل شرایط سخت بود، چراکه برای درمان به تهران رفتیم و هزینه های درمان سنگین بود. با کمک و همکاری اطرافیان، مسائل مرتفع شد و درحال حاضر از نظر جسمی و روحی حال بهتری دارم و خداوند را شاکرم.

بسیج: آیا ناامیدی به سراغ شما آمد؟ در نجوای خود با خدا گفتید چرا من؟

من باتوجه به اینکه آتشنشان بودم، با این شرایط آشنایی داشتم و در محیط کار نیز این موارد را دیده بودم. البته حادثه نیز خبر نمی کند.

توصیه من به کسانی که شرایطی مثل من را دارند، کنارآمدن با این شرایط است و پذیرش آن است. از وقوع حادثه تا به امروز، فراز و نشیب های زیادی داشتیم. سعی تمام خانواده و دوستان و آشنایان بر این بود که هرکس به نوعی، مهربانی و لطف خود را به ما ابراز نماید.

در پایان از تمام کسانی که در طول این مسیر، مرا مشمول دعای خیر خود کردند و بصورت حضوری و تلفنی جویای احوالم بودند و مرا در روند بهبودی یاری کردند، تشکر می کنم.


گزارش خطا
برچسب ها:
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید