به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی، روز خبرنگار و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

در بخشی از نامهی امیرالمومنین (علیه السّلام) به جناب محمّدبنابیبکر آمده اِشتَدِّ عَلَى الظَّالِمِ وَ خُذ عَلَیه و یکی از دستورات اساسی یا اوّلیّه است که فرمود: در محیطِ حکومت تو قهراً کسانی هستند که تعدّی میکنند، ظلم میکنند یا یک مدیر یا رئیسی است که به زیرمجموعهی خود، به زیردستان خود ظلم میکند یا اینکه به آحاد مردم ظلم میکند؛ مثل این کسانی که اموال این و آن را غصب میکنند، غارت میکنند، میبرند یا زورگویی میکنند و امثال اینها -در هر جامعهای کسانی هستند که از حدّ خود تجاوز میکنند و این ظلم است؛ خب، دایرهی ظلم گاهی محدود است، گاهی هم دایرهی ظلم وسیع است به قدر یک کشور، به قدر یک شهر- بر اینها سخت بگیر؛ «اِشتَدَّ» یعنی سختگیری کن؛ با ظالم با ملایمت، با نرمش، با گذشت رفتار نکن.
سختگیری کردن هم به این نیست که ما به او ظلم کنیم، بلکه به این است که جزای ظلم او را به او بچشانیم؛ سختگیری به این است.
«وَ خُذ عَلَیه» یعنی همین، یعنی مواخذه کن، از او صرفنظر نکن؛ این یک دستورِ بسیار مهمّی است و واقعاً هم جزو کارهایی است که در جامعه و نظام، حلّال مشکلات است.
اگر در نظام اداری کشور واقعاً مسئولین کشور یا مسئولین بخشهایی از کشور میتوانستند سخت بگیرند بر ظالم، قطعاً ظلم متوقّف میشد؛ قطعاً ظالم تشویق به ادامهی ظلم نمیشد و دیگران هم تشویق نمیشدند به اینکه شیوهی ستمگری را دنبال بکنند.
این واقعاً از جملهی کارهای بسیار مهم است؛ ما به خودمان باید مراجعه کنیم؛ خود ما بایستی در رفتار خودمان دقیق شویم و عیب یابی کنیم، ببینیم آیا نسبت به ظالم سختگیری کردهایم یا نه؛ هر جا سختگیری نکردیم، ضربهاش را خوردهایم.
این فرمان امیرالمومنین (ع) خیلی مهم است، خیلی دقیق است که با ظالم بایستی سختگیری کرد؛ رودربایستی را باید گذاشت کنار.
هر جا در سختگیری نسبت به ظالم کوتاهی کردیم، بلافاصله ضربهاش را خوردهایم. یکی از مصادیقی مهم این است هر جا انقلابی و به طبق موازین انقلاب عمل کردیم، پیش رفتهایم و هر جا عمل نکردهایم، ضربه خوردهایم.
هر جا که کسی به مردم و به جمعی از مردم ظلم میکند -که خب ظلم انحائی دارد که بعضی از آنها هم ظلم بودنش خیلی واضح نیست و ما اطّلاع پیدا کردیم و برخورد نکردیم، آن جا صدمه خوردیم؛ [مثلاً]یک کار غیر انقلابی بود، کار غیر اسلامی بود، آنجا بلاشک ضربه خوردیم؛ این باید جزو درسهای همیشگی ما باشد.
وَ لِن لِاَهلِ الخَیر، نقطهی مقابل؛ امّا کسانی هستند که اهل خیرند، با اینها با نرمش، با مدارا رفتار کن.
این معنایش این نیست که وقتی او کار خیر میکند با او رفتار خوب بکن؛ فقط این نیست؛ بلکه معنایش این است که اگر یک خطایی هم یک وقتی از اهل خیر است سر زد، با او بایستی با اغماض برخورد کرد؛ آنجایی هم که کار خیری میخواهد انجام بدهد، باید به او کمک کرد.
انسان میبیند گاهی اوقات در کشور کسانی هستند که واقعاً کار نیک میخواهند انجام بدهند -چه کارهای خدماتی، چه کارهای علمی، چه کارهای تحقیقی؛ امروز خوشبختانه جوانهایی که در این صراط حرکت میکنند کم نیستند، زیادند؛ در بخشهای مختلف، جوان دانشجو، جوان طلبه، جوان تحصیل کرده، جوان صاحبصنعت- دنبال این هستند که کارهایی را انجام بدهند با ابتکار خودشان، احتیاج به کمک دارند؛ این کمکها نباید از اینها دریغ بشود.
متأسّفانه یک مواردی است که انسان عکس آن را مشاهده میکند.
وَ اجعَلهُم بِطَانَتَکَ وَ اَقرانَک، اهل خیر را به خودت نزدیک کن و آنها را از نزدیکان خود و از اَقران خود قرار بده؛ دُور و بر خودت آدمهای اهل خیر را جمع کن؛ و تا آخر فرمایش این بزرگوار که حالا اینها هر کدام واقعاً برای ما که امروز در معرض آزمون بزرگ هستیم.
این وضع از صدر اسلام به این طرف تا حالا برای جامعهی اسلامی پیش نیامده است که کسانی در رأس جامعه باشند بر مبنای دین، بر مبنای احکام شریعت؛ این نبوده؛ این اوّلین باری است که بعد از قرنهای متمادی این اتفّاق دارد میافتد.
ما بایستی این معارفی که گسترده است در کلمات معصومین (علیهم السّلام) -در نهجالبلاغه، در رفتار امیرالمومنین و در فرمایشات پیامبر اکرم و دیگرانِ از معصومین- برای خودمان یک سرمشق عملی بدانیم.
مخاطب اول این مباحث مسئولین هستند، این مسئولین، آن وقتی میتوانند خوب به مسئولیّت خودشان عمل کنند که این حرف ها، این رشته تفکّرات بشود گفتمان عمومی مردم، بشود آن چیزی که مردم به عنوان معروف آن را میشناسند، آن را قبول دارند، آن را میپذیرند؛ آن وقت این عملی خواهد شد.
اینکه ما عرض میکنیم، برای این است و اینها باید گفته بشود؛ شماها هم باید بگویید همینها را؛ باید گفته بشود در سطح جامعه تا به صورت معارفِ عملی در نظام اسلامی، در حکومت اسلامی در بیاید؛ این باید آن چنان رواج پیدا کند که بشود جزو ذهنیّات قطعی و مسلّم آحاد مردم؛ آن وقت عمل به آنها آسان خواهد شد.
تعریف فرهنگ زیارت، بهویژه زیارت امام حسین علیهالسلام و نشانگذاری بهعنوان علامت مؤمن در زیارت اربعین و ارائهی روش ویژهای برای این زیارت در واقع طراحی الهی است که در امتداد حرکت زینب کبری و حضرت سجاد علیهما السلام و اهلبیت عصمت و طهارت که در اربعین به زیارت رفتند و جابربنعبدالله انصاری که در اربعین به شرف زیارت نائل شد، امروز شاهد میعاد جهانی شیعه با عنوان اربعین هستیم.
این خود یک پدیده تازهای است و معلوم شد این نوع برنامهریزی در زمان مورد نیاز، در زمانیکه ما نیاز داریم به این حرکت عظیم جهانی، چگونه به فریاد میرسد.
مشایة الاربعین یکی از برکات نهضت بزرگ اسلامی زمانه ما و انقلاب اسلامی ایران ما میتواند محسوب شود که آن حرکت عراقی که در داخل عراق بهعنوان اربعین شناخته میشد، به یک حرکت جهانی و یک اتفاق بسیار بزرگ تبدیل کرد که به آن نقطهای رسید که حوالی ۲۵ میلیون نفر در این اجتماع عظیم حضور پیدا کردند.
اکنون آنچه که ما بهعنوان اربعین میشناسیم در فرهنگ دینی و اجتماعی و سیاسی ما و جهان، یک حرکت خودجوش، کاملاً مردمی، برخاسته از عمق باور و ایمان، با سازماندهی طبیعی و درونی مردم، با پشتیبانی کاملاً مردمی و میزبانی محبان و عاشقانه، با حفاظت مردمی و طبیعی، با لباسهای متحد، با نمادهای متحد، با شعارهای متحد، یک حرکت عظیم و راهپیمایی بزرگ به سوی قبله دلها، کربلای معلا، دارای یک متن روشن به نام زیارت اربعین که امام صادق علیه السلام انشاء فرمودند.
با ترکیب جمعیتی فوق العادهای که با کلمه خانواده میشود از آن تعبیر کرد که از نوزاد تازه متولد شده تا پیران و از همه اقشار در این اجتماع بزرگ حضور پیدا میکنند و بالاخره ترکیب جمعیتی در مقیاس جهانی و بینالمللی تشکیل میدهند.
این بزرگترین اجتماع دینی در جهان است. با این خصوصیات و با این کیفیت، هیچ نظیر و شبیهی برای آن، بشریت نمیشناسد.
این هیئت جهانی حسینی (ع) و این بزرگترین راهپیمایی جهان علیه دستگاه استکبار و کفر و شرک و یک استغاثه جهانی به ساحت قدس ربوبی برای منجی بشریت است.
یعنی حرکت اربعین اگر ترجمه دقیقی شود، یک استغاثه جهانی برای ظهور منجی و دعوت از منجی بشریت حضرت بقیةاللهالاعظم ارواحنافداه است.
بزرگترین بیماریهای امت اسلام در عصر ائمه علیهم السلام بیماری شک در حقانیت رهبر الهی و برنامههای او بود که با واقعه سقیفه بذر آن ایجاد شده بود.
این شک تا آنجا تنومند شد که در دوره امام حسن (علیهالسلام) بهحالتی بیمارگونه تبدیل شد که دیگر حتی با فداکاری هم درمان نمیپذیرفت و برای امام حسن (علیهالسلام) مقدر شده بود تا بیماری شک در امت اسلام را درمان کند.
در کنار این رسالت امام حسن علیه السلام، مقدر بود که امام حسین (علیهالسلام) بیماری بزرگ دیگری را درمان کند و آن، بیارادگی در عین روشنی راه بود.
بیارادگی، مرضی بود که امام حسین (علیهالسلام) با رفتار رهبرانه خود آن را درمان کرد، رفتاری که آخرین بخش از آن را در روز باشکوه عاشورا بهنمایش گذاشت.
حال که مقدر شده بود فداکاری، درمان این بیماری باشد، پس بایسته بود تا این فداکاری هم پای ژرفای بیماری در جسم امت، ژرف باشد و هم پای گسترهاش در هستی امت، گسترده باشد و نتیجه آن ایستادگی و مجاهدت امام حسین علیه السلام این شده است که اسلام ناب محمدی در ۱۴۰۰ سال بعد اینگونه میدان داری کند و زمینهای شود برای دستیابی به قلههای افتخار توسط مومنان راستین، خب در دلها نسبت به مجاهد او و عظمت عاطفه و مهربانی ایجاد شده که هرگاه مصائب و سختیهای او بر ما بیان میشود خواه ناخواه اشک بر دیدگان جاری میشود نکتهای که باید مراقبت کرد این است انسان مومن و معتقد به اسلام همیشه در معرض خطر است، یک خطر آن است که برای ما فقط گریه و عزاداری اصل شود و تمام، رفتارهایی در لشگر مقابل دشمن هم دیده شد که با رفتار انسانهای مومن یکی بود، نماز، گریه و اشک، حتی بعد شهادت امام حسین ع در میان درگیریها برخی گریه هم میکردند، البته این بیان نافی عظمت نماز و گریه نیست، اما برای آنها فقط فقط یک ظاهر بود و عمق و معرفتی نداشت پس باید مراقبت کرد، نابغه اسلام شهید سیدمحمدباقر صدر میفرماید: گریه بهتنهایی ضامن نیست، عاطفه بهتنهایی ضامن نیست تا ثابت کند صاحب عاطفه در موقعیتی قرار ندارد که امام حسین (علیهالسلام) را یا اهداف امام حسین (علیهالسلام) را بکشد.
باید آزمود، باید تأمل کرد، باید اندیشید، تا بلکه مطمئن شویم که ما از قاتلان حسین (علیهالسلام) نیستیم.
همین که امام حسین (علیهالسلام) را دوست بداریم، همین که ایشان را زیارت کنیم، همین که بر ایشان بگرییم، همه اینها کارهای ارزشمندی است، این کار ارزشمند، لازم است ولی کافی نیست تا ثابت کند که ما در قتل امام حسین (علیهالسلام) همدست نیستیم، زیرا ممکن است ما همه این کارها را از روی عاطفه انجام دهیم، اما در قتل حسین (علیهالسلام) نیز همدست شویم.
وقتی ما و اقدام توام با معرفت دقیق نشود این اشکال ممکن است، پیش بیاید که امیدواریم با توجه و توسل و مطالعه معارف ناب و فراگیری آن از انسانهای عالم بتوانیم در این مسیر پر افتخار ثابت قدم باشیم.
خب در این شرایط پیچیدهای که قرار گرفتیم که مستکبرین همه توان خود و همه ظرفیتهای منطقهای خود را فعال و نمایان کردهاند، برای اینکه میدان را از محور مقاومت خالی کنند و نقشهها و برنامههای خودشان را پیش ببرند از کشور آذربایجان گرفته و ماجراسازی برای دالان زنگزور تا ماجرای فشار بر حزب الله با طرح آمریکایی-اسرائیلی خلع سلاح حزب الله و اقدامات تاسف بار دولت لبنان در پیگیری آن با دلخوشی به وعدههای آمریکا، مانند بشار اسد که دست از مقاومت برداشت و آن شد که نباید میشد و همه زیر ساختها را نابود کردند و قبایل و طوایف را به جان هم انداختند برای تجزیه کشور، دولت لبنان هم به طمع وعدههای تو خالی آمریکا برای طرحهای اقتصادی دنبال خلع سلاح است، یا موضوعات دیگر و از همه تلختر فجایعی که در غزه رخ میدهد که هر انسان را متاثر میکند، ممکن است در دل برخی اضطراب و نگرانی ایجاد شود بله یک واقعیت میدان این است که دشمن تمام ظرفیتها را آزاد کرده و کشورهای به ظاهر مسلمان را فریب داده و همراه کرده تا مقاومت و محور مقاومت را در تنگنا قرار دهد، خب الان شرایط مقدار پیچیده شده، اما این نکته را باید باور کنیم که آمریکا و اسرائیل روی آوار آرزوهای خودشان ایستادهاند و عربده میکشند، واقعیت دیگر میدان این است که مستکبرین شکست فجیعی را خوردهاند و الان دیگر میدان نظامی هم جواب نمیدهد، در میدان سیاسی جنگی را دوباره براه انداختهاند که به حول قوه الهی در این میدان هم شکست خواهند خورد؛ لذا نگرانی در دل راه ندهید که البته باید هوشیار و بیدار بود.
یکی از آن موضوعاتی که دشمن با مشغول سازی مسئولان و برخی نخبگان دارد پیش میبرد عمق بخشی به آسیبهای فرهنگی و اجتماعی در داخل کشور عزیزمان است که دولت و قوای دیگر با حساسیت باید آن را دنبال کنند، وقتی در فضای تقابل با دشمن قرار گرفتیم، بعد از ارزیابیها دیدند باید در ذیل شورای عالی امنیت ملی، شورای دفاع را هم راه اندازی کنند چرا؟
چون تمرکز بیشتری لازم است، در پیگیری موضوعات که باید تخصصی بررسی شود، خب در حوزه جنگ فرهنگی که براه انداخته ما چابک نیستیم، همان سازمانهای عریض و طویلی که تا الان کارآیی چندانی نداشتهاند و شده میدان زد و خوردهای سیاسی، باید شورای عالی انقلاب فرهنگی به معنای واقعی انقلاب فرهنگی را بسرانجام برساند، در همهی دستگاههای فرهنگی کشور باید تجدیدنظر کرد و چابک سازی کرد و آنها را به هدف تاسیس شان نزدیک کرد، الان ما خوابیم، خواب چطور دیده میشود با مشاهده نتیجه عملکرد ها، بودجههای فرهنگی سلیقه شده و غیر تخصصی خرج میشود و همه شدند ایده پرداز در حوزه فرهنگ و هزینهها هم در کلان در اختیار همچو افرادی است، خب مسلم است که نتیجه درست نمیدهد یا اثر موسمی و موضعی دارد که باید عزیزان به فوریت در این مسیر هم اقدام کنند.
الان هم خبرها منتشر میشود که با فعال سازی برخی فرقهها و جهت دهی انحرافی سرویسهای انگلیسی -صهیونیستی به آنها پروژه کشف حجاب را عمیقتر میخواهند بکنند ولی ما درگیر برخی بازیهای سیاسی و جناحی در بدنه فرهنگی دولت و برخی مجموعه ها، خانوادهها مراقبت کنند، مادران فرهنگ حجاب را به دخترانشان هدیه بدهند یا تشویق و عمق بخشی به باورها، نباید مادر چادری باشد و دخترش که در خیابان کنار او راه میرود کشف حجاب باشد، این یعنی یا آن مادر نتوانسته این فرهنگ درست را به درستی منتقل کند یا فضای تربیتی فرزندان را رها کرده و توجهی ندارد.
مساجد ما در حوزه بانوان باید فعالتر شوند، مدارس ما همینطور در دوره تحصیلی برای خانوادهها جلسات مختلف مهارتی، معرفتی بگذارند، آموزش و پرورش برای مدیران و معلمان دورههای معرفتی و مهارتی برگزار کنند و طرحها و برنامههای عملیاتی و ...، مجموعههای فرهنگی در سطح شهر راه اندازی کنند.
دولت هم دست است بی عملی در این حوزه بردارد و سایر قوا هم به خدمت فرهنگ دربیایند.
چندنکته پایانی عرض کنم؛
اولا در محیط شهری ما فضای تمیزی شهر در نمای شهر خوب است که بلوار اصلی میشود ولی هرچه از میدان فاصله میگیریم و به حاشیه نزدیک میشویم، شرایط مقداری متفاوت است، البته از تلاش عزیزان در خدمات شهری باید تقدیر کرد، شبانه روزی تلاش میکنند، خصوصا پاکبانان عزیز و زحمتکش مان که باید دستشان را بوسید، اما لازم است مردم عزیز خودشان هم در تمیزی شهر کوشاتر باشند، برخی اوقات دیده میشود که زبالهها را در خیابان کوچه میگذارند یا میاندازند از ماشین و ...، یا برخی مردم عزیز لولههای فاضلاب که باید در محیط حیاط چاهی حفر شود، به داخل کوچه هدایت کردهاند، خب همیشه داخل جوی آبها و کوچهها بوی تعفن میآید و زبالهها هم در سطلهای زباله تلمبار شده که لازم است، باکسهای زباله افزایش پیدا کند، خودمان باید مراقب شهرمان باشیم، به یکدیگر تذکر بدهیم و از مسئولان محترمانه مطالبه کنیم، شهرک پیام هم جزئی از ماهدشت است در مطالباتی که مطرح میشود و برخی که در این جدایی میدمند باید تجدیدنظر کنند که به صلاح ساکنین حرف نمیزنند و خیر آن مردم عزیز و نجیب را نمیخواهند.
نکته دوم ۱۷ مرداد روز خبرنگار است که ویژه باید از همه عزیزان خبرنگار تقدیر و تشکر کنیم، چند سالی هست فضای خبری ماهدشت در استان تغییر کرده و دارد دیده میشود که زحمت خبرنگاران عزیز است و ویژه محصول ارتباط گیری دو عزیز فعال در روابط عمومی دفتر امام جمعه و شهرداری هم است که از ایشان هم تقدیر میکنیم، اوج حرکت خبرنگاری را در جنگ ۱۲ روزه دیدیم که مجری شبکه خبر یک نماد دیگری شد برای صدای حق و حقیقت که از الطاف الهی بود، مجددا از زحمات همه عزیزان و خبرنگارانی که خبر نماز جمعه را پوشش میدهند، قدرشناسی میکنیم.
نکته سوم حضور مسئولین شهرمان در نمازجمعه بسیار کم رنگ است متاسفانه، آقایان باید این رویه را اصلاح کنند، نباید ما به زور میز خدمت آنها را بکشانیم، حضور فعالانه در نمازجمعه همان میز خدمت را هم به همراه دارد بالاخره کسی سوالی، پرسشی دارد، آنجا جوابگو هستید، از ستاد نماز جمعه هم خواستیم که میزهای خدمت را به صورت شهری و شهرستانی برنامه ریزی کنند تا مشکلات مردم در بخشهای مختلف مورد بررسی قرار گیرد، ضمن تشکر از تلاشها و زحمات همه مسئولان گرانقدر.