
سیده زینب موسوی به گزارش خبرنگاری خبرگزاری بسیج از خرمشهر اظهار کرد؛ این روزهای زیبا و پرمعنویت، عمو حسین با همسر، فرزند و خواهر زن خود بار دیگر به دیار عشق، کربلا سفر میکند.
عموحسین از خاطره خود که توان نداشتند بروم کربلا برای ما میگوید: در اوج هیاهوی اربعین، چشمم به یک فروشنده افتاد که کاغذهای ۱۰ تومنی با عکسهایی از بین الحرمین میفروخت؛ یکی از آنها را خریدم و وقتی چشمم به عکس افتاد، احساسی عمیق شگفتانگیز در من به وجود آمد و بغضی گلویم را فشرد؛آن لحظه با خدا عهد بستم و از او خواستم که اگر توانایی دهد، حتماً به کربلا بروم.
او ادامه میدهد: شبی همان کاغذ را در خواب دیدم که به شکل یک فرش زیبا در برابر من قرار گرفته و من به سوی کربلا میروم. این خواب برای من علامت روشنی از توفیق الهی بود که همه چیز را تغییر داد.
این تجربه، نقطه عطفی در زندگی عمو حسین بود. او به یاد میآورد که از آن روز به بعد، هر سال به کربلا میرود و حالا این سفر برایش چیزی فراتر از یک سفر معنوی است؛ این سفر ترکیبی از عشق، شکرگزاری و جستجوی نور در زندگیاش است.
عمو حسین با اشتیاق میگوید: "کربلا دیگر تنها یک مکان نیست، بلکه برای من نماد عشق و فداکاری است؛ جایی که روح انسان با نور معنویت پر میشود و پیوندی عمیق با عاشورا و اهل بیت (ع) برقرار میکند."
سفر عمو حسین به کربلا، داستانی از عشق و توفیق الهی است که نشان میدهد چگونه یک کاغذ ساده میتواند دروازهای به سوی برکات عظیم و تجربیات معنوی باز کند. این روایت، نه تنها یادآور عشق به اباعبدالله حسین (ع) است، بلکه الهامبخش همگان برای جستجوی نور در زندگی و برقرار کردن ارتباطی عمیق با خداوند.