به گزارش خبرگزاری بسیج از کرمان، عباس تقی زاده - کارشناس سواد رسانه دریادداشتی نوشت:
دسترسی به انواع محتوا از ویژگیهای رسانههای نوین به شمار میرود. دسترسی بدون تحلیل و ارزیابی میتواند ما را دچار خطای شناختی و برداشتهای نادرست کند. برداشتهایی که اثرات مخرب آن ما و جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد؛ لذا هوشیاری و ارزیابی انتقادی را همواره باید سرلوحه قرار دهیم.
مروری در توئیتر، اینستاگرام و سایر شبکههای اجتماعی گاهی ما را در معرض پستهای متنی و تصویری اسرائیل یا همفکران رژیم صهیونیستی قرار میدهد که یا دارای زیرنویس فارسی هستند یا به زبان فارسی بیان میشوند.
این موضوع، پدیده تازه و عجیبی نیست، اما آنچه قابل بررسی و تامل است محتوا و عناصر به کارگرفته شده در آنها میباشد.
در برخورد با محتواهای مختلف در رسانههای اجتماعی باید قدری صبر و تامل به خرج دهیم. چند سوال اساسی را در ذهن طرح کنیم و اگر به پاسخ نرسیدیم از متخصصان و افراد آگاه کمک بگیریم.
از خود بپرسیم چرا این محتوا از سوی اسرائیل یا همفکران رژیم صهیونیستی منتشر شده است؟ هدف آن چیست؟ آن را برای چه کسی یا کسانی تولید و ارسال کرده و چرا من در معرض آن قرار گرفتهام؟ بررسی کنید و ببینید از چه ترفندهایی در تولید محتوا استفاده شده و دارای چه ارزشها و مفاهیمی است.
وقتی در حال تماشای محتوا و ویدیویی در شبکههای ماهوارهای یا رسانههای اجتماعی متمایل و وابسته به رژیم صهیونیستی هستیم که مثلا دارد درباره بحران آب و برق و انرژی در ایران و مشکلات مردم حرف زده میشود از خود بپرسیم آن سوی خط و ارسال کننده کیست و آیا در حال همدردی باماست و قصد دارد گرهی از مشکلات ما را حل کند یا به دنبال هدفی دیگر است؟
شاید بگوییم آنچه گفته میشوود واقعیت دارد و ما داریم این مشکلات را حس میکنیم. بله ممکن است گاهی این گفته درست باشد، اما نباید فراموش کرد که آنها فقط از یک امر واقعی نمیگویند آنها تفسیر و نیت خود را با این موضوع تلفیق میکنند تا ما با باور به بخشی که واقعی مینماید تفسیر بیان شده را نیز به راحتی بپذیریم.
بد نیست سراغ فلسطینیها برویم و ببینیم اسرائیل در سالهای اخیر با رواج شبکههای اجتماعی چگونه با آنها ارتباط گرفته است.
بررسیها نشان میهد اسرائیلیها سراغ بحرانها و مشکلات میروند از آرزوها میگویند آیندهای را برای فلسطینیها به تصویر میکشند که از صلح و همزیستی سرشار است. آنها هیچ گاه سراغ خشونتهایی که اعمال میکنند و زورگویی هایشان نمیروند و اگر هم گاهی به آن بپردازند آن را مناقشهای تاریخی و مربوط به گذشته بازگو میکنند تا ثابت کنند حق با خودشان است.
اسرائیلیها زمانی که از بحرانها و مشکلات مردم میگویند به دنبال تحریک عواطف و جذب من و شما هستند. وقتی احساسات و عواطف ما به بازی گرفته شد آن وقت؛ زمان جاسازی و نشاندن پیام اصلی است که در ظاهر متن، دیده نمیشود و به شکلی ماهرانه و زیرکانه و غیرمستقیم به ذهن ما وارد میشود. با واژهها بازی میکنند و مثلا بجای تجاوز و حمله؛ اصطلاح حمله پیش دستانه را به کار میبرند. تجاوز به بیمارستانها و مراکز غیرنظامی را با ترویج این باور که از افراد غیرنظامی به عنوان سپر انسانی در این مکانها استفاده میشود توجیه و مشروع جلوه میدهند.
آنها وقتی از بحران ناترازی انرژی درایران سخن میگویند نه ایران برایشان مهم است نه ایرانیها آنها به دنبال ایجاد یک بستر عاطفی و همدردی ظاهری برای قاب بندی ذهن ما فریب ما و خلق اسرائیل دلسوز، منجی و توانمند هستند که قادر است بحرانها را حل کند و همزیستی مسالمت آمیز بین همه ایجاد نماید.
این تنها یکی از تکنیکهای جنگ روانی است. تکنیکی که سالهاست در غزه و کرانه باختری و در ارتباط با کشورهای حوزه خلیج فارس و سایر اعراب و دیگران به کار میبرند.
ترامپ هم به یاری میآید و با مصاحبه، توئیت و اظهارنظرهای جنجالی، سیاستهای رسانههای آمریکا را نه به شکل دستوری که با جریان سازی به سمت مورد نظر سوق میدهد.
چالش ناترازی انرژی و کمبود آب و برق واقعیتی ملموس است که حاصل عوامل مختلفی از جمله برنامههایی میباشد که یا به خوبی تدوین نشدهاند یا به درستی بر اجرای آنها نظارت نشده است. راه چاره هر چه هست از درون این کشور است و هدف نسخه بیرونی و نتانیاهو نابودی ایران است.
شک نیست که باید راه چاره یافت و گره از زندگی مردم گشود، اما این گره با دستان دولتمردان، مردم، نظام سیاسی، همدلی همگانی و انسجام ملی باز میشود و نیاز به همدردی فریبکارانه نتانیاهو نداریم.
در این شرایط زنده نگه داشتن امید و مایوس نکردن مردم وظیفه نخبگان، و صاحبان فکر و اندیشه و فعالان رسانهای و صدالبته مدیران است مدیرانی که باید سهم بیشتری به گفتگوی صمیمی با مردم اختصاص دهند.