۰۹ / خرداد / ۱۴۰۵ - 30 May 2026
21:20
کد خبر : 9707654
۰۹:۳۶

۱۴۰۴/۰۶/۱۵
از خاک همدان تا افلاک شهادت؛

روایت شب شهادت رشید دینوری، جوانی که آسمانی شد

همدان- شهید رشید دینوری، جوان ۳۱ ساله‌ای از همدان، که راننده جرثقیل بود، در پاسخ به ندای خدمت، جان خود را در راه وطن نثار کرد.
روایت شب شهادت رشید دینوری، جوانی که آسمانی شد

به گزارش خبرگزاری بسیج از همدان، با دل‌هایی اندوهگین اما سرافراز، روایت مردی را بازگو می‌کنیم که در تاریکی شب، نوری شد برای وطن؛ شهید رشید دینوری، جوان ۳۱ ساله‌ای از شهرک فرهنگیان همدان، که در لبیک به ندای خدمت، جان خود را نثار کرد و به دعوت خداوند متعال لبیک گفت.

او نه نظامی بود، نه جنگ‌طلب؛ بلکه مردی از جنس مردم، راننده‌ای پرتلاش که جرثقیلش را نه برای سود، بلکه برای خدمت به کار می‌گرفت. آن شب، فراخوانی از سوی بچه‌های نیروی انتظامی رسید؛ خودرویی در کنار لانچر جا مانده بود و نیاز به انتقال داشت. رشید، بی‌درنگ پاسخ داد: «من می‌آیم.» و آمد؛ بی‌هیچ تردید، بی‌هیچ ترس، با قلبی مطمئن و نیتی پاک.

در سکوت شب، پهپادهای صهیونیستی سایه شوم خود را گستردند. اما رشید، در میان آن تاریکی، روشنایی بود. هدف قرار گرفت، اما نه شکست خورد، بلکه پر کشید. شهادتش، نه پایان، بلکه آغاز راهی بود که با ایمان و اخلاص بنا شده بود.

او لبیک گفت؛ هم به ندای مردم، هم به ندای خدا. و چه زیباست لبیکی که از دل خاک برخیزد و به آسمان برسد. پیکرش بر زمین افتاد، اما روحش در آسمان‌ها به پرواز درآمد. در آن لحظه، زمین شاهد بود که چگونه یک انسان، با تمام وجود، به عهد خود با خدا وفا کرد.

مادرش می‌گوید: «فرزندم همیشه آماده بود. هر جا صدای کمک می‌آمد، رشید پیش‌قدم بود.» و پدرش، با چشمانی اشک‌بار، زمزمه می‌کند: «او رفت، اما نامش در دل‌ها ماندگار شد.» همکارانش هنوز صدای او را در گوش دارند؛ صدایی که می‌گفت: «من هستم

رشید، جوانی بود با آرزوهای بزرگ؛ می‌خواست جرثقیلش را برای ساخت مدرسه‌ای در روستاها به کار گیرد. می‌خواست آینده‌ای روشن برای کودکان بسازد. حالا، آن آرزوها در دل کسانی که او را شناختند، جوانه زده‌اند.

شهادت رشید، نه فقط یک واقعه، بلکه یک پیام است؛ پیامی از ایمان، از فداکاری، از لبیک گفتن به ندای حق. او رفت، اما راهش باقی‌ست. نامش، در دل تاریخ ثبت شد؛ نه با سنگ، بلکه با خون.

بی‌تردید، سرزمین ایران، در دل خود جوانانی را پرورانده که با تمام وجود، به ندای امام و آرمان‌های بلند انقلاب لبیک گفته‌اند. رشید دینوری یکی از هزاران جوانی بود که نه برای نام و نان، بلکه برای سربلندی وطن، از آسایش خود گذشت. او نماد نسلی است که در برابر طوفان‌ها ایستاده، بی‌هیچ چشم‌داشتی، تنها برای آنکه پرچم ایران همیشه برافراشته بماند.

این نسل، فرزندان روح‌الله‌اند؛ جوانانی که در دل شب، با چشمانی بیدار و قلبی مطمئن، آماده‌اند تا هر لحظه جان خود را در راه حقیقت فدا کنند. آنان نه از مرگ می‌هراسند، نه از سختی؛ چرا که ایمانشان، چراغ راهشان است. رشید، با لبیک به فراخوان نیروهای انتظامی، نشان داد که این جوانان، در هر عرصه‌ای که نیاز باشد، حاضرند؛ از میدان جنگ گرفته تا خدمت‌رسانی در دل بحران.

در کوچه‌پس‌کوچه‌های این کشور، هنوز صدای قدم‌های جوانانی شنیده می‌شود که با دل‌هایی پر از عشق به امام و وطن، در مسیر ایثار گام برمی‌دارند. آنان در دانشگاه، در کارگاه، در مزرعه، یا در لباس خدمت، یک چیز را فراموش نمی‌کنند: سربلندی ایران. و این سربلندی، برایشان از هر چیز دیگری مهم‌تر است؛ حتی از جانشان.

شهادت رشید، یادآور این حقیقت است که هنوز هستند کسانی که از همه چیز می‌گذرند، تا چیزی بزرگ‌تر بماند. اینان، وارثان خون شهیدان‌اند؛ ادامه‌دهندگان راهی که با نام حسین آغاز شد و با لبیک یا خامنه‌ای ادامه یافت. در دل این جوانان، آرمان‌هایی زنده است که هیچ قدرتی نمی‌تواند خاموششان کند.

و چه زیباست وقتی ملتی، جوانانی چنین دارد؛ جوانانی که در برابر هجمه‌ها، با ایمان می‌ایستند، با اخلاص می‌جنگند، و با عشق می‌سازند. رشید دینوری، یکی از این ستارگان بود؛ و ستاره‌ها، هرگز خاموش نمی‌شوند. آنان راه را روشن می‌کنند، حتی اگر خود در دل شب ناپدید شوند.

و ما، با قلب‌هایی پر از احترام، می‌گوییم: رشید دینوری، تو رفتی، اما در دل ما جاودانه‌ای. لبیکت، چراغ راه ماست.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید