
به گزارش خبرگزاری بسیج از همدان، در دل کوههای خاموش همدان، جایی که تاریخ با سنگ و خون نوشته شده، مردی زندگی میکند که قلمش نه برای نوشتن، بلکه برای زنده نگهداشتن خاطرهها است. نامش محسن صیفیکار است؛ نویسندهای که واژهها را از دل خاکریزها بیرون کشید و به آنها جان داد.
او در سال ۱۳۴۶ در خانوادهای فرهنگی و مذهبی چشم به جهان گشود؛ خانوادهای که سه فرزند آن، محمد، محسن و حسین، همگی از جانبازان دفاع مقدساند و مادرشان نیز در بمباران سال ۱۳۶۱ جانباز شد. صدای اذان در خانهشان با ورق خوردن کتابها درآمیخته بود. کودکیاش با زمزمههای انقلاب گذشت و نوجوانیاش با طنین گلولههای جنگ. اگرچه سنش برای حضور در جبهه کم بود، دلش از بسیاری رزمندگان بزرگتر بود.
تحصیلاتش را در رشته فلسفه ادامه داد، اما فلسفهاش نه در کتابهای غربی، بلکه در وصیتنامههای شهدا و خاطرات خاکی رزمندگان شکل گرفت. سالها به عنوان دبیر آموزش و پرورش و استاد دانشگاه، نه فقط منطق و ادبیات، بلکه عشق و ایثار را آموزش داد.
از سال ۱۳۸۲، تصمیم گرفت سکوت را بشکند؛ سکوتی که بر خاطرات مادران شهدا، سنگرهای متروک و کوچههای بینام مانده بود. با همکاری نهادهایی چون حوزه هنری، ادارهکل حفظ آثار دفاع مقدس، سپاه انصارالحسین (ع)، بسیج هنرمندان و مرکز حفظ آثار سپاه، صدای بیصدایان را به گوش تاریخ رساند.
در چهار پنج سال اخیر، فعالیتهای او در کنگره ملی ۸۰۰۰ شهید استان همدان به عنوان مسئول کمیته تألیف، تدوین و نشر کتب دفاع مقدس، نقطهی عطفی در کارنامهاش بوده است.
مهمترین اثر او «۱۰ متری چشمان کمین» است؛ روایتی دقیق، موشکافانه و تأثیرگذار از زندگی جانباز سردار حاج جعفر مظاهری، از دوران کودکی تا دفاع مقدس و جانبازی، این کتاب، الگویی برجسته در تاریخ شفاهی کشور محسوب میشود.
کتاب «آن شش ماه» روایتی است درباره استان همدان؛ اثری ۱۱۱۶ صفحهای که در بیستودومین دورهی انتخاب کتاب سال دفاع مقدس، شایستهی تقدیر شناخته شد.
«ملازم اول: غواص ۲» روایت معلم آزاده محسن جامبزرگ است؛ این اثر، تاریخ شفاهی مستند استان همدان را در ۷۰۰ صفحه به تصویر کشیده، بهویژه فصل آزادی ایشان در دوران اسارت.
«حدیث حاضر غایب» روایت سردار جعفر مظاهری از شهید بزرگ حاج حسین همدانی و حبیب حرم است؛ کتابی ۷۰۰ صفحهای که توسط حوزه هنری چاپ شده و لحظهبهلحظه از زبان سردار مظاهری، زندگی سردار همدانی را بازگو میکند.
«کولههایی پر از لیمو» روایتی بدیع و نو از زبان شهید علیرضا حاج بابایی از شهر مریانج است. این کتاب به زندگی ۱۰ تا ۱۲ شهید دیگر نیز پرداخته و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
کتاب دو جلدی «گنجنامه» با بیش از ۱۱۰۰ صفحه، به وصیتنامههای موضوعی شهدای شهرستان همدان میپردازد. همچنین مجموعه پنج جلدی دیگری با بیش از ۱٠٠٠ صفحه، به موضوعات اخلاقی، فردی و اجتماعی شهدا سایر شهرستان های استان از زبان خودشان اختصاص دارد.
در همدان، چهرهای شناختهشده است؛ نه فقط در محافل فرهنگی، بلکه در دل مردم. مادران شهدا او را فرزند خود میدانند، چون با قلمش نام فرزندانشان را جاودانه کرده است. رزمندگان او را همرزم خود میدانند، چون با واژههایش سنگرها را دوباره ساخته است.
در مراسمهای مختلف، از او به عنوان چهرهی ماندگار ادبیات پایداری یاد شده است. اما خودش هیچگاه ادعایی نداشته؛ چون میداند که شهرت، در برابر عظمت شهدا، هیچ است.
او نویسندهایست که با دل مینویسد؛ نه با دستور زبان، بلکه با دستور ایمان. آثارش، ترکیبیست از اشک و آفتاب؛ از درد و امید، از گذشته و آینده.
در خانهاش، کتابها روی هم انباشتهاند؛ اما هر کتاب، یک سنگر است. هر صفحه، یک خاطره. هر واژه، یک شهید. و هر سکوت، یک فریاد.
او معتقد است که دفاع مقدس، فقط جنگ نبود؛ بلکه مدرسهای بود برای انسان شدن. و او، معلم این مدرسه است؛ با قلمی که هنوز از خون شهدا رنگ دارد.
در دل شب، وقتی همه خواباند، او مینویسد؛ از مردانی که خواب را فراموش کردند تا ما آرام بخوابیم. از زنانی که فرزندشان را دادند تا وطن بماند.
او میگوید: «نوشتن از شهدا، نوشتن از نور است. و نور، هیچگاه خاموش نمیشود.» و همین جمله، خلاصهی زندگیاش است.
محسن صیفیکار، نه فقط نویسنده، بلکه حافظ روح مقاومت است. آثارش، سندی زنده از تاریخاند؛ نه برای موزهها، بلکه برای دلهایی که هنوز در جستوجوی حقیقتاند.
او با قلمی صیقلخورده از درد و ایمان، نشان داد که دفاع مقدس، تنها خاطره نیست؛ بلکه چراغیست برای آینده. چراغی که با هر کتاب، روشنتر میشود.
و ما، در سایه این چراغ، راه را پیدا میکنیم؛ راهی که از خاکریز آغاز شد، و به قلب انسانیت رسید.
در وصف او، سردار حمید حسام چنین مینویسد:
«پژوهشگر خوشنگاه، برادرم حاج محسن صیفیکار، نمایه نامه گرانمایه شما را خواندم و بر همت بلندتان آفرین گفتم. بسی فخر بر دستانی که توانست پنجرهای رو به باغستان پرثمر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس باز کند و ثمرهی تلاش ۴۰ سالهی یک نسل پرشور را زیبا و پرشکوه نشان دهد. و چه زیباست باغستانی که با سرو جمال «ابو وهب» آغاز و با جلوه بی مثال «یوسف» بسته می شود. جای خالی این مرجع پژوهشی در جغرافیای مکتوبات استان همدان با تلاش، همت و ژرفاندیشهی شما پر شد. بیشک این نمایگانی از اشخاص، مکانها، یگانها، بزنگاههای رزم و نقش و نشانهها، میتواند الگویی برای «نظیرهسازی» در سایر استانها باشد.
نگاه روشنت، همیشه باغ گشا باد.
۱۳۹۹/۴/۲۷»
انتهای پیام/
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛