مهدی طاهری معروف به «مهدی ستاره»، دوچرخهسوار زیارتی است که مسیرهای طولانی و دشواری را از کرج تا حرمهای مطهر در ایران و عراق رکاب زده است، وی نه به خاطر علاقه به دوچرخهسواری، بلکه به دلیل انتخاب سختترین مسیر برای ابراز ارادت به اهل بیت (ع) و شهدا، این راه را برگزیده است.

مهدی طاهری در این گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار خبرگزاری بسیج از البرز، از انگیزهها، چالشها، خاطرات معنوی و اهداف بزرگش در حوزه هوش مصنوعی سخن میگوید.
خبرنگار: چطور به دوچرخهسواری زیارتی علاقهمند شدید؟ آیا از کودکی دوچرخهسواری میکردید یا این سفرها جرقهای برای شروع بودند؟
مهدی طاهری: واقعیت این است که من اصلاً به دوچرخهسواری علاقهای ندارم، این روش را انتخاب کردم چون سختترین راه ممکن برای زیارت است، سختی مسیر برایم ارزش معنوی دارد، رشته ورزشی مورد علاقهام کوهپیمایی است، اما دوچرخهسواری را به خاطر چالشهایش برگزیدم تا ارادتم را به اهل بیت (ع) و شهدا نشان دهم، از کودکی هم دوچرخهسواری خاصی نداشتم، این سفرها از یک جرقه معنوی شروع شد که بعداً توضیح میدهم.
خبرنگار: لقب «مهدی ستاره» چطور به شما رسید؟ آیا ریشهای معنوی یا مرتبط با سفرهایتان دارد؟
مهدی طاهری: این لقب از سال ۱۳۸۵ شکل گرفت، آن زمان در پایگاه کوهستانی شهید محمود زارع در کوه عظیمیه کرج فعالیت داشتم، شبها با بچهها به گشتزنی میرفتیم، اما اگر کسی نمیآمد، من بهتنهایی میرفتم، حتی حالا هم خیلی از شبها بهتنهایی کوهپیمایی میکنم، فکر میکنم این لقب را شهید مدافع حرم، محمود نریمانی، به من داد، وی میگفت: «مهدی مثل ستاره تو شبهای کوه میدرخشه» این اسم برایم ارزش معنوی دارد و به من یادآوری میکند که باید مثل شهدا در مسیر درست بمانم.
خبرنگار: زندگی روزمرهتان چطور است؟ شغل یا فعالیتهای دیگری کنار دوچرخهسواری دارید؟
مهدی طاهری: من محقق مستقل در حوزه هوش مصنوعی هستم، اگر پروژه برنامهنویسی گیرم بیاید، انجام میدهم، کنارش در یک دکه کارگری میکنم، تا بتوانم پول یک سیستم قدرتمند جمع کنم و در حوزه هوش مصنوعی به کشورم خدمت کنم، درآمد ماهانهام حدود ۱۶ میلیون تومان است؛ ۳ میلیون برای کرایه ماشین، ۵ میلیون برای ناهار و مخارج شخصی و مابقی را برای دو فرزندم که با مادرشان زندگی میکنند، واریز میکنم، هدفم این است که ثواب کارهایم در هوش مصنوعی را به حضرت زهرا (س) هدیه کنم، این کار برایم یک ماموریت معنوی است که به یاد شهدا انجام میدهم.
خبرنگار: اولین سفر دوچرخهایتان به کربلا یا مشهد چطور بود؟ مسافت دقیق، زمان تقریبی و مسیرهایی که انتخاب کردید چه بود؟
مهدی طاهری: اولین سفرم به مشهد در زمستان بود، از منزل شهید مصطفی پیران (شهید سلامت) در کرج شروع شد، با بدرقه خانواده این شهید، حدود ۱۲ روز در راه بودم، مسیر از کرج به سمت تهران، سمنان، سبزوار و نهایتا مشهد بود، حدود ۹۰۰ کیلومتر، سختیهای زیادی داشت، از سرمای شدید تا خرابی دوچرخه، اما لذتهای معنویاش وصفناشدنی بود، یک شب در روستایی، شخصی من را به خانهاش برد، متوجه شدم خانوادهاش چیزی برای خوردن ندارند، با پولی که دوستم برای خیرات همسر بیمارش داده بود، از سوپری نزدیک خانهشان خرید کردم، ساعت ۱۱ شب بود و حس کردم امام رضا (ع) به من نظر داشتند، آن لحظه هیچوقت از ذهنم نمیرود، سال گذشته هم سفری بزرگتر داشتم، از منزل شهید بهروز واحدی در کرج با بدرقه خانوادهاش به سمت مشهد، قم، نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مرز سوریه برای زیارت حضرت زینب (س) رفتم، این سفر حدود ۶ هزار کیلومتر بود و سه ماه طول کشید، مسیر از کرج به قم، سپس مرز مهران، نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مرز سوریه بود، سختیهایش زیاد بود، اما توسل به شهدا و اهل بیت (ع) راه را آسان کرد.
خبرنگار: تا حالا چند بار به کربلا و چند بار به مشهد رفتهاید؟ کدام سفر سختتر یا بهیادماندنیتر بوده و چرا؟
مهدی طاهری: یک بار پیاده از امامزاده محمد (قطعه شهدا) در کرج به مشهد رفتم، ۱,۳۰۰ کیلومتر از جاده چالوس، که ۳۶ روز طول کشید، پرچم «یا صاحبالزمان (عج)» همراهم بود، پارسال هم حدود ۲ هزار کیلومتر با دوچرخه از مزار امامزاده محمد (قطعه شهدا) با بدرقه ۱۹ خانواده شهید به نجف، کربلا و کاظمین رفتم، متأسفانه در کاظمین مسمومیت غذایی شدیدی گرفتم و نتوانستم به سامرا بروم، چندین بار هم پیاده و با دوچرخه به قم و جمکران رفتهام، سختترین سفر، همان سفر ۶ هزار کیلومتری به عراق و سوریه بود، چون مسافت طولانی و شرایط آبوهوایی متنوعی داشت، بهیادماندنیترینش هم همان سفر اول به مشهد بود، چون لحظهای که در آن روستا به خانوادهای کمک کردم، حس کردم امام رضا (ع) مرا به آن خانه هدایت کردند.
خبرنگار: در مسیرهای طولانی مانند ایران به عراق، با چه چالشهای جغرافیایی (مثل کوهستانها یا بیابانها) روبرو شدید؟ چطور آنها را مدیریت کردید؟
مهدی طاهری: مسیرهای ایران به عراق پر از چالش است، کوهستانهای زاگرس، بیابانهای گرم مرزی، و گردنههای خطرناک، مثلاً در مسیر مهران به نجف، گرمای ۴۵ درجه و کمبود آب خیلی اذیت میکرد، بدون تیم همراه، مستندساز یا پزشک، سفر بسیار طاقتفرسا میشود، هر شب حدود ۲ کیلو وزن کم میکردم، چون انرژی زیادی مصرف میشد، برای مدیریت، همیشه آب و غذای سبک (مثل خرما و نان) همراهم داشتم. توسل به امام حسین (ع) و شهدا هم روحیهام را قوی نگه میداشت، گاهی محلیها کمک میکردند و آب یا غذا میدادند، که خودش معجزه بود.
خبرنگار: تجهیزات دوچرخه و وسایل ضروریتان (مانند چادر، GPS یا لوازم تعمیر) چطور انتخاب میشود؟ آیا تغییری در طول سفرها دادهاید
مهدی طاهری: اصلیترین وسیلهام پرچم بزرگ امام حسین (ع) است که همیشه همراهم است، دوچرخهام ساده اما مقاوم است، با لاستیکهای مناسب مسیرهای ناهموار، چادر سبک، کیت تعمیر پنچری، GPS ساده و چند بطری آب هم دارم، در سفرهای بعدی، یک کیسه خواب بهتر اضافه کردم، چون سرمای شبهای بیابان اذیت میکرد، همه وسایل را طوری انتخاب میکنم که سبک باشند و به حداقل نیازهایم جواب بدهند.
خبرنگار: در سفرهای گروهی شرکت میکنید یا تنهایی رکاب میزنید؟ اگر گروهی است، چطور هماهنگی میکنید؟
مهدی طاهری: من هیچوقت در سفر گروهی شرکت نکردهام، تنهایی رکاب میزنم، چون این روش به من حس نزدیکی بیشتری به خدا و شهدا میدهد، هماهنگی با خودم است، برنامهریزی مسیر، استراحت و توسل.
خبرنگار: سختترین لحظه سفرهایتان چه بوده؟ مثلاً خستگی شدید، مشکلات آبوهوایی یا مسائل امنیتی در مرزها؟
مهدی طاهری: سختی در این سفرها عادی است، یک بار در مسیر کربلا، نزدیک مرز، طوفان شن شدید شد و دیدم به صفر رسید، مجبور شدم چند ساعت کنار جاده پناه بگیرم، مسمومیت غذایی در کاظمین هم خیلی سخت بود، حالم بهقدری بد شد که فکر میکردم نمیتوانم ادامه دهم، اما با توسل به حضرت زینب (س) و دعای مردم محلی، حالم بهتر شد، مسائل امنیتی هم گاهی در مرزها پیش میآید، ولی با احتیاط و کمک نیروهای مرزی حل میشود.
خبرنگار: چطور آمادگی جسمانیتان را برای چنین سفرهای طولانی حفظ میکنید؟ رژیم غذایی، تمرینات یا نکات سلامتی خاصی دارید؟
مهدی طاهری: با زندگی سالم، هم از نظر روحی و هم جسمی، خودم را آماده میکنم، کوهپیمایی منظم، ورزشهای سبک و تمرکز ذهنی به من کمک میکند، رژیم غذاییام ساده است، نان، خرما، میوه و گاهی غذای محلی، از نظر روحی، دعا و زیارت عاشورا حالم را خوب نگه میدارد، خدا خودش کمک میکند که بدنم تحمل این مسیرها را داشته باشد.
خبرنگار: از نظر روحی و روانی، تنهایی طولانی در مسیر چطور بر شما تأثیر میگذارد؟
مهدی طاهری: من عاشق تنهاییام، اگر ماهها در جایی تنها باشم، فقط لذت میبرم، در مسیر، با خدا و شهدا حرف میزنم، این تنهایی به من آرامش میدهد و حس میکنم نزدیکتر به اهل بیت (ع) هستم، گاهی آوازهای مذهبی میخوانم یا ذکر میگویم تا روحیهام قوی بماند.
خبرنگار: اگر کتاب یا فیلمی از تجربیاتتان بسازید، عنوانش چه میشود و چرا؟
مهدی طاهری: اسم کتابم میشود: «مردی با لبی خندان و جگری سوخته»، این عنوان حال من را نشان میدهد، با همه سختیها، همیشه لبخند میزنم، اما دلم برای شهدا و مظلومیت اهل بیت (ع) میسوزد، این تضاد، داستان زندگی و سفرهای من است.
خبرنگار: صحبت آخر؟
مهدی طاهری: هدف بزرگم این است که در حوزه هوش مصنوعی کارهای بزرگی برای کشورم انجام دهم، برای ارگانها یا اشخاص پروژههایی که به پیشرفت ایران کمک کند، ثواب این کارها را به شهدا و حضرت زهرا (س) هدیه میکنم، از مردم هم میخواهم برایم دعا کنند تا این مسیر را با قدرت ادامه دهم.
جمعبندی:
مهدی طائری، «مهدی ستاره»، با دوچرخهسواری زیارتی و انتخاب سختترین مسیرها، راهی متفاوت برای ابراز ارادت به اهل بیت (ع) و شهدا برگزیده است، از کرج تا کربلا، از کوهپیماییهای شبانه تا رویای خدمت در هوش مصنوعی، او نمادی از استقامت، ایمان و عشق به وطن است. داستانهایش، از کمک به یک خانواده نیازمند تا تحمل طوفانهای بیابانی، نشان میدهد که مسیر زیارت، فراتر از جسم، سفری برای روح است.