به گزارش خبرگزاری بسیج از کرمان، شهید حبیبالله امیری از شهدای دفاع مقدس ۱۲ روزه است که توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. خانهای که او در آن زندگی میکرد، امروز نه تنها محل حضور خانواده است، بلکه بوی خاطرات و حضور شهید در گوشهگوشهاش جاری است. همسر شهید، فاطمه زنگیآبادی، درباره روزهای زندگی ساده و پرمحبتشان میگوید؛ روزهایی که نگاه و لبخند حبیبالله خانه را روشن میکرد و لحظاتی که امروز تنها برای فرزندشان سبحان به یادگار مانده است.
زندگی مشترک آنها با پاسداری و خدمت به انقلاب گره خورده بود. با وجود شش سال اختلاف سن، زندگی با او سراسر صمیمیت، تلاش و مهربانی بود. حبیبالله خستگیناپذیر بود؛ حتی روزهای تعطیل به کارهای خانه کمک میکرد، به گلها و پرندهها میرسید و بیشترین وقتش را به فرزندشان اختصاص میداد. او خانه را با لبخند و انرژیاش پر میکرد و صدای خندههای سبحان در خانه میپیچید.
یکی از ویژگیهای برجسته شهید امیری عشق به آشپزی برای هیأتهای امام حسین(ع) بود. دهه اول محرم و ایام فاطمیه بیشترین وقت خود را در هیأتها میگذراند و همواره میگفت: «آشپزی برای امام حسین(ع) کمتر از عزاداری نیست.» دفترچهای داشت که دستور غذاهای نذری را دقیق یادداشت میکرد و در پایان هر یادداشت مینوشت: «غذا آماده است؛ نوش جان مهمانهای امام حسین(ع)»، نشانهای از وقف زندگیاش به اهلبیت.
بعد از شهادت او، حضورش هنوز در زندگی خانواده حس میشود. یک بار همسرش در لحظهای از ناراحتی، انگشتر همیشگی او را در تصویر دریافت کرد؛ گویی میخواست نشان دهد که هنوز دستهایش حامی و همراه است. فرزندشان، سبحان، هرگز حضور پدر را فراموش نکرده و یاد و خاطره او در زندگی کودکانهاش جاری است.
حبیبالله امیری نه تنها در خانه، بلکه در محل کار نیز یاد امام حسین(ع) را زنده نگه میداشت و هر سهشنبه زیارت عاشورا برگزار میکرد. او باور داشت یاد امام حسین(ع) باید در همه جا زنده باشد و با عمل، مهربانی و خدمت، الگویی برای اطرافیانش میساخت.
آخرین لحظات زندگی او با شوق جهاد و یقین همراه بود. ساعت چهار صبح برای مأموریت رفت و با لبخند گفت: «دارم میروم… یا سالم برمیگردم یا جنازهام.» این رفتن، آغاز ماندگاری یاد و راه او در دل بازماندگان شد؛ در تربیت فرزندی که قرار است ادامهدهنده راه او باشد و در خاطراتی که هنوز زنده و الهامبخش است.