به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

نامه ۶۹ نهج البلاغه خطاب به «حارث همدانی»، مجموعهاى است از نصایح و اندرزها و دستوراتى براى بهتر زیستن در جهات معنوى و دنیایى و در واقع یک دوره علم اخلاق به صورت فشرده است که عمل به آن به یقین مایۀ سعادت دنیا و آخرت هر انسانى است.
امام در این نامه سى و سه دستور به حارث مىدهند که سه توصیه مهم در آن بیان شده، فرمود: وَ لَا تَجْعَلْ عِرْضَکَ غَرَضاً لِنِبَالِ الْقَوْلِ (هرگز) عِرض و آبروى خود را هدف تیرهاى سخنان مردم قرار مده وَ لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِکُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ و تمام آنچه را که (از این و آن) مىشنوى براى مردم بازگو مکن، فَکَفَى بِذَلِکَ کَذِباً، زیرا این کار براى آلودگى تو به دروغ کافى است وَ لَا تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ کُلَّ مَا حَدَّثُوکَ بِهِ و (نیز) تمام آنچه را مردم براى تو نقل مىکنند تکذیب مکن، فَکَفَى بِذَلِکَ جَهْلا، زیرا این کار براى نادانى تو کفایت مىکند.
امام علیه السلام در ادامه در سه توصیه، حارث همدانى را از سه چیز نهى مىکند: ۱. آبروی خود را به زبان مردم نسپار، نخست مىفرماید: «(هرگز) عِرض و آبروى خود را هدف تیرهاى سخنان مردم قرار مده؛ وَ لَا تَجْعَلْ عِرْضَکَ غَرَضاً لِنِبَالِ الْقَوْلِ».
امام علیه السلام در نخستین مرحله بر این معنا تأکید دارد که انسان خود را از مواضع تهمت دور سازد و از اعمال و رفتار و گفتارى که موجب سوء ظن مردم مىشود و آنها را به غیبت و تهمت وا مىدارد بپرهیزد.
در حدیث معروفى که در سنن ابو داود از امام سجاد علیه السلام نقل شده مىخوانیم: صفیه (همسر پیامبر) مىگوید: پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله در مسجد معتکف بود، من شب هنگام به زیارت آن حضرت رفتم.
مدتى با وی سخن گفتم سپس برخاستم که بازگردم او نیز با من آمد.
در این هنگام دو نفر از مردان انصار از کنار ما عبور کردند.
هنگامى که پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله را دیدند بر سرعت خود افزودند. پیغمبر فرمود: آرامتر بروید این زن، صفیه (همسر من) است. آن دو نفر گفتند: سبحان اللّه اى رسول خدا (این چه سخنى است که مىفرمایید مگر ما دربارۀ تو شک کردیم؟) پیغمبر فرمود: شیطان همچون خون در عروق انسان جریان دارد. من ترسیدم که گمان بدى در شما ایجاد شود».
وقتى پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله با آن قداستى که داشت و حسن ظنى که همۀ مردم به او داشتند این چنین رفتار کند تکلیف دیگران روشن است.
۲. خود را به دروغ آلوده نکن، میفرماید «و تمام آنچه را که (از این و آن) مىشنوى براى مردم بازگو مکن، زیرا این کار براى آلودگى تو به دروغ کافى است؛ وَ لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِکُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ، فَکَفَى بِذَلِکَ کَذِباً».
در خطبۀ ۱۴۱ خواندیم که امام علیه السلام مىفرماید: «أَمَا إِنَّهُ لَیسَ بَینَ الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ إِلَّا أَرْبَعُ أَصَابِعَ؛ بدانید میان حق و باطل تنها به اندازۀ چهار انگشت فاصله است».
کسى از آن حضرت پرسید: معناى این سخن چیست؟ آن حضرت چهار انگشت خود را جمع کرد و در میان چشم و گوشش گذاشت سپس فرمود: «الْبَاطِلُ أَنْ تَقُولَ سَمِعْتُ وَالْحَقُّ أَنْ تَقُولَ رَأَیتُ؛ باطل آن است که بگویى شنیدم و حق آن است که بگویى دیدم».
۳. نادان مباش، سرانجام مىفرماید: «تمام آنچه را مردم براى تو نقل مىکنند تکذیب مکن، زیرا این کار براى نادانى تو کفایت مىکند؛ وَ لَا تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ کُلَّ مَا حَدَّثُوکَ بِهِ، فَکَفَى بِذَلِکَ جَهْلاً».
نه زودباور باش نه دیرباور، این نکته نیز شایان دقت است که جملۀ «وَ لا تُحَدِّثِ...» و جملۀ «لا تَرُدَّ...»، در واقع ناظر به نهى از افراط و تفریط است؛ از یک سو انسان نباید آنقدر خوشباور باشد که هرچیزى را که مىشنود بپذیرد و همه جا نقل کند و از سوى دیگر نباید آنقدر دیرباور و داراى سوء ظن باشد که هرچه را مىشنود، در آن تردید کند که اوّلى سبب اشاعۀ کذب و دومى نشانۀ جهل است.
گرامیداشت سید عزیز مقاومت سید حسن نصرالله که فردا سالگرد شهادت آن عزیز است.
مسئلهی امامت، یک مسئلهی مخصوص مسلمانها یا مخصوص شیعیان نیست.
امامت یعنی یک فردی، یک گروهی بر یک جامعهای حکمرانی میکنند و جهت حرکت آنها را در امر دنیا و در امر معنویت و آخرت مشخص میکنند.
این یک مسئلهی همگانی است و برای همهی جوامع بشری.
خوب، این امام دو جور میتواند باشد: یک امامی است که خدای متعال در قرآن میفرماید: «و جَعَلناهُم أُئمَّةَ یَهِدُونَ بِأمرِنا و أوحَینا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الخَیْراتِ وَ إقامَ الصَّلاةِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ وَکَانُوا لَنَا عابِدین».
این امامتی است که به امر پروردگار، مردم را هدایت میکند؛ مردم را از خطرها، از سقوطگاهها، از لغزشگاهها عبور میدهد؛ آنها را به سرمنزل مقصود و مطلوب از حیات دنیوی انسان - که خداوند این حیات را به انسان داده، برای رسیدن به آن مقصود میرساند و به آن سمت هدایت میکند.
این یک جور امام است که مصداق آن، انبیای الهیا ند؛ مصداق آن پیغمبر اکرم است که امام باقر علیه الصلاة و السلام در منا مردم را جمع کرد و فرمود: «ان رسول الله کان هو الامام».
اولین امام، خود پیغمبر است، پیغمبران الهی، اوصیای پیغمبران، برگزیدهترین انسانها، از این دسته امامهای نوع اولند که اینها کارشان هدایت است، از سوی خدای متعال رهنمایی میشوند، این رهنمایی را به مردم منتقل میکنند: «وَ أوحینا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الخَیْراتِ»؛ کارشان کار نیک است، «وَ اِقامَ الصَّلاةِ»؛ نماز را برپا میدارند که نماز رمز ارتباط و اتصال انسان به خدا است «و کانوا لنا عابدین»؛ بندهی خدا هستند، مانند همهی انسانها که بندگان خدا هستند.
عزت دنیوی آنها کمترین آسیبی به بندگی خدا در وجود آنها و در دل آنها نمیزند، این یک دسته
یک دستهی دیگر: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ لَا یُنْصَرُونَ» آنان را [به کیفر طغیانشان]پیشوایانی که دعوت به آتش میکنند قرار دادیم و روز قیامت یاری نمیشوند که در قرآن دربارهی فرعون وارد شده است. فرعون هم امام است.
به همان معنا که در آیهی اول «امام» استعمال شده بود، در اینجا هم امام به همان معناست؛ یعنی دنیای مردم و دین مردم و آخرت مردم - جسم و جان مردم - در قبضهی قدرت اوست، اما «یدعون الی النّار»؛ مردم را به آتش دعوت میکنند، مردم را به هلاکت دعوت میکنند. سکولارترین حکومتهای دنیا هم، علی رغم آنچه که ادعا میکنند، چه بدانند، چه ندانند، دنیا و آخرت مردم را در دست گرفتهاند. این دستگاههای عظیم فرهنگی که امروز نسل جوان بشر را در چهارگوشهی دنیا به سمت بد اخلاقی و فساد و تباهی دارند حرکت و سوق میدهند، همان امامانی هستند که «یدعون الی النّار».
دستگاههای قدرتند که به خاطر منافع خودشان، به خاطر حکومتهای ظالمانه شان، به خاطر رسیدن به اهداف گوناگون سیاسی شان مردم را میکشانند؛ دنیای مردم هم دست آنها است، آخرت مردم هم دست آنها است، جسم و جان مردم در اختیار آنها است.
مبارزهی امام حسین (علیه السلام) بیان کردن، روشنگری، هدایت و مشخّص کردن مرز بین حقّ و باطل - چه در زمان یزید و چه قبل از او - بود.
منتها آنچه در زمان یزید پیش آمد و اضافه شد، این بود که آن پیشوای ظلم و گمراهی و ضلالت، توقّع داشت که این امام هدایت پای حکومت او را امضاء کند؛ و «بیعت» کند.
میخواست امام حسین علیه السّلام را مجبور کند، به جای این که مردم را ارشاد و هدایت فرماید و گمراهی آن حکومت ظالم را برای آنان تشریح نماید، بیاید حکومت آن ظالم را امضا و تأیید هم بکند!
قیام امام حسین علیه السّلام از این جا شروع شد. اگر چنین توقّع بی جا و ابلهانهای از سوی حکومت یزید نمیشد، ممکن بود امام حسین علیه السّلام همچون زمان معاویه و ائمّهی بزرگوارِ بعد از خود، پرچم هدایت را برمی افراشت؛ مردم را ارشاد و هدایت میکرد و حقایق را میگفت.
منتها او بر اثر جهالت و تکبّر و دوری از همه فضایل و معنویات انسانی یک قدم بالاتر گذاشت و توقع کرد که امام حسین علیه السّلام پای این سیه نامهی تبدیل امامت اسلامی به سلطنت طاغوتی را امضاء کند؛ یعنی بیعت کند. امام حسین علیه السلام فرمود «مِثْلِی لاَ یُبَایِعُ مِثْلَهُ»؛ حسین چنین امضایی نمیکند.
امام حسین علیه السّلام باید تا ابد به عنوان پرچم حق باقی بماند؛ پرچم حق نمیتواند در صف باطل قرار گیرد و رنگ باطل بپذیرد. این بود که امام حسین علیه السّلام فرمود: «هیهات منّا الذّلّة».
حرکت امام حسین علیه السلام، حرکت عزّت بود؛ یعنی عزّت حق، عزّت دین، عزّت امامت و عزّت آن راهی که پیغمبر ارائه کرده بود.
امام حسین علیه السّلام مظهر عزّت بود و، چون ایستاد، پس مایهی فخر و مباهات هم بود. این عزّت و افتخار حسینی است.
در هر شرایطی امام بر اساس واقعیت تصمیمی بر اساس عقلانیت و حکمت میگیرد و جامعه را به سمت آن سوق میدهد و هدایت میکند.
رفتارهای سیاسی طاغوتهای عصر ائمه طاهرین ابن الرضایی (علیهم السلام) یعنی ۵۰ سال آخر حیات طیبه انسان ۲۵۰ ساله، چشماندازی تیره برای جامعه اسلامی ترسیم کرده بود.
شهر سامرا و شهرک نظامی (عسکر) آن، نه فقط جغرافیای اجبارِ اقامت امامان عسکریَین (سلام الله علیهما) بود، بلکه نماد استعارهای از اختناق آن دوران نیز به شمار میآمد.
در چنین فضاى تاریکی، سخن گفتن از امید به آینده، ممکن است رؤیاپردازی و خیالبافی به نظر برسد؛ اما دقیقاً در همین بستر است که امامت امیدوار، امیدآفرین و امیدبان امام حسن عسکری (علیه السلام) معنا پیدا میکند.
روز چهارشنبه میلاد این امام عزیز است، زندگی سخت و تحت نظر امام عسکری (ع)، در ساحت تقابل تاریخی حق و باطل، دو واقعیت را نشان میداد:
اول، نقشه هراسانگیز عباسیان برای درهمشکستن ایده امامتِ امیدآفرین. عباسیان سیّاس و سیاستمدار بودند و میدانستند اگر امید را بکُشند، شورشها و انقلابهای حقطلبانه و ظلمستیزانه دیگر معنایی نخواهد داشت.
پس، زندان خانگی، مراقبت دائمی، تفتیش و سانسور مالی و تحریم ارتباطی را بر امام (ع) و یارانش تحمیل کردند.
دوم، ثبات قدم امام (ع) و تبدیل همان فشار به پیشران انگیزشی برای پیروان مکتب اهل بیت (ع). اگرچه حکومت تلاش میکرد با زندان و تحریم مالی، آینده را برای شیعه تیره کند، اما حضرت با رفتار و شبکهسازی خود ثابت کرد آینده در قبضه ناامیدی نیست.
رفتار رهبر معظم انقلاب در این دوران هم ناشی از همان تدبیر حکیمانه امام حسن عسکری علیه السلام است و از طرفی هم مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم و تن ندادن به ذلت، ترامپ کودک کش و ظالم و طاغوت زمان میگوید، ایران باید تسلیم شود و اگر بخواهد مذاکره کند باید برد موشک را زیر ۵۰۰ کیلومتر کند، غنی سازی را به صفر برساند و دست از حمایت جبهه مقاومت بردارد و حرفهای کذایی دیگر، خب امامی که در مکتب امام حسین علیه السلام بزرگ شده باشد و ملتی که پای آرمانهایی امام حسین علیه السلام بزرگ شده باشد، چه باید بگوید؟
درست همان کلام امام حسین علیه السلام که هیهات من الذله، اینکه حضرت آقا فرمود مذاکره با آمریکا اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد، این براساس هم تجربه است، در دوران دولت آقای هاشمی رفسنجانی چندین مورد مذاکره شد و دولت ایران عمل کرد، اما آمریکاییها عمل نکرد و کار را شدیدتر هم کردند، «حسن نیت، حسن نیت میآورد»، این عبارت، کلیدواژه مذاکره و توافق ایران و آمریکا در دولت هاشمی رفسنجانی با بوش پدر بود، برید تاریخ را بخوانید که چه کردند، در دوران دولت آقای خاتمی، تعلیق شد و متوقف شد جریان انرژی هستهای، آقای روحانی هم مسئول مذاکرات در آن زمان بود باز هم به نتیجه نرسیدند، در دوران دولت آقای روحانی که خودش در دوران مذاکرات پرونده هستهای که مسئول بوده تجربه کرده آمریکا و اروپا را باز تن به مذاکره میدهد و برجام نافرجام رقم میخورد و حدود ۱۰ سال کشور را عقب میاندازد، اینها همه اش تجربه است و در سایر کشورها هم نوع تعامل آمریکا را میبینیم حتی با متحدان خودش، خب وقتی حضرت آقا میفرمایند که هیچ سودی ندارند، این تجربه جلوی چشم است، حالا یک عدهی ان شاءالله جاهل و الا خائن در روزنامه هایشان تصویر رئیس جمهور ما را بگذارند کنار، رئیس جمهور آمریکا و بعد در جریان سازمان ملل آرزوی دیدار رئیس جمهور ایران با آمریکا را طلب کنند و روزنامههای همسو و فضای مجازی هم فضای افکار عمومی را درگیر کنند که راه حل فقط در دیدار این دو نفر است، چقدر ساده لوحانه نسخه میدهند، یعنی فقط با یک دیدار همه چیز حل میشود، کشوری که در کودتا های قبل انقلاب و بعد انقلاب مستقیم دست داشته، حمله نظامی کرده در جریان طبس و جنگ ۱۲ روزه و حمایت ۱۰۰ درصدی از صدام و اسرائیل کرده، او الان قابل اعتماد است؟!
بعد هم یک عده مانند زمان کشف نفت بگویند این مایع سیاه چقدر بد بو است، بدید به همان انگلیسیها الان بگویند انرژی هستهای این همه زحمت دارد، بس است دیگر، خب بیمارانی که نیاز دارند را چکار کنیم؟
برخی نیازهای اساسی کشور را چکار کنیم؟ دست جلوی آمریکا دراز کنیم و التماس کنیم، مگر برای بیماران پروانهای که نیاز به نگهداری در شرایط خیلی خاص دارند، اجازه میدهند؟
انسان به فهم و عقل برخی شک میکند وقتی چشم هایشان را میبندند و این حرفها را میزنند البته انسانهای خودفروخته و خائن و منافق هم پیدا میشود که این حرفها را بزند.
از رئیس جمهور محترم بابت سخنرانی عزتمندانه در سازمان ملل تقدیر و تشکر میکنیم، امیدواریم برخی جریانهای داخلی هم همسو با سخنان رئیس جمهور محترم مواضع شأن را اصلاح کنند.
آغاز سال تحصیلی را به همه عزیزان تبریک عرض میکنیم، به مدیران و معلمین و دانش آموزان عزیز، موضوع سال تحصیلی یک موضوع مهم در کشور ما است، چون هم آموزش لازم است و هم پرورش البته پرورشی که در آن رویکرد اسلامی باشد که در برخی مدارس متاسفانه فراموش شده، ظاهر فقط مسابقات قرآن است، اما در رفتارها و گفتارها و رویکردهای برخی موثرین در حوزه آموزش و پرورش، این دیده نمیشود که جای بررسی و عمل به هنگام دارد، باید عرض کرد به مدیران و معلمین که در کشور اسلامیی زندگی میکنیم که یک پرچم بزرگی را در دنیا بلند کرده و ما به عنوان تربیت کنندگان نسلها موظف هستیم در راستای این راهبرد تربیت کنیم نه اینکه خلاف این مسیر تربیت شوند.
برخی اوقات بعضی از مدیران و معلمین داعیه دار این مسیر میشوند که جز ضرر به کشور چیز دیگری ندارد، بنابراین حضور در این مسئولیت خطیر را باید درست درک کینم و براساس آن طرح ریزی و برنامه ریزی کنیم، حال که نماینده محترم هم در جمع ما است که از حضورشان و تلاش هایشان در سطح استان و کشور قدردانی میکنیم، اگر این مطالبه ما را به نتیجه برسانند کمک بزرگی شامل خواهد شد و آن ایجاد نمایندگی برخی ادارات است که مردم ما در زندگی روزمره و فعالیتهای حرفهای شان به آنها نیاز دارند، از جمله نمایندگی آموزش و پرورش، ورزش و جوانان، جهاد کشاورزی، مخابرات، فرهنگ و ارشاد اسلامی، ناحیه مقاومت بسیج که البته گره اصلی ما با شهرستان شدن باز میشود که امیدواریم این تقاضاها به نتیجه برسد.
دوشنبه ۷ مهر روز آتش نشانی است که به همه عزیزانمان در آتش نشانی ماهدشت تبریک عرض می کنیم و از تلاشهای شبانه روزی شان قدرشناسی میکنیم.