
به گزارش خبرگزاری بسیج از گرگان، وارد خانه شهید قربان گرزین که شدیم عطر قرآن در فضا پیچیده بود مهمانان مشغول قرائت کلامالله مجید بودند در میان این جمع زنی با صلابت اما با چشمانی که هنوز غمی عمیق را در خود داشت آماده بود تا بخشی از قصه پر فراز و نشیب زندگیاش را با ما در میان بگذارد.
طاهره میرکریمی (همسر شهید قربان گرزین) که در دوران دفاع مقدس در جبهه کربلای ۵ به شهادت رسید راوی ایثار، عشق و انتظاری است که هنوز ادامه دارد.
«راننده تانکر آب در خط مقدم عشق»
همسر شهید گرزین در حالی که قاب عکس همسر شهیدش را در آغوش گرفته بود، گفت: شهید قربان گرزین مردی از تبار نیکان بود از او دو یادگار پسر دارم و هرچه از خوبی همسرم برایتان بگویم باز هم کم است.
وی افزود: شغل همسرم کشاورزی بود اما در روزهای سخت جنگ لباس رزم بر تن کرد و به جبهه شتافت.
همسر شهید گرزین ادامه داد: همسرم اهل نماز اول وقت بود بی ریا، مخلص، مهربان، هیئتی و بسیار خانواده دوست بود.
همسر شهید گرزین گفت: همسرم ۴۵ روز در جبهه بود و قرار بود مرخصی بگیرد و برگردد آن زمان همسرم راننده بود و تانکر آب داشت و رزمندهها به همسرم گفتند ما در جبهه راننده تانکر آب نداریم.
همسر شهید گرزین ادامه داد: همسرم با شنیدن این حرف حتی لحظهای درنگ نکرد فورا برگه مرخصی خود را پاره کرد و به سمت رزمندهها برای آبرسانی حرکت کرد.
این تصمیم سرآغاز فداکاری بزرگی بود که در نهایت به وصال معشوق انجامید شهید گرزین با تانکر آب خود راهی خط مقدم شد و در اثر اصابت ترکش به سر و بازویش مورد اصابت قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
همسر شهید گرزین در حالی که اشک بر گونههایش سرازیر شد، ادامه داد: همسرم سه بار عازم جبهه شد و هر سه بار داوطلبی روانه جبههها شد که بار آخر تقدیر برایش نقشهای دیگر داشت و در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای پنج شهادت نصیبش شد.
«انتظار، بیقراری و خبری که دنیا را فرو ریخت»
لحظه شنیدن خبر شهادت برای هر خانوادهای سخت است اما برای خانم میرکریمی این سختی با بیقراریهای فرزندانش گره خورده بود.
همسر شهید درحالی که بغض گلویش ترکیده بود و اشک میریخت از نحوه باخبر شدن شهادت همسرش برایمان گفت: ما خانه نداشتیم و خانه پدرم زندگی میکردیم بعد از ظهر آن روز متوجه شدم مادر و پدرم حالشان بد شده و برادرانم مدام در حال رفت و آمد هستند و از آنطرف خواهرم که همسایه ما بود مدام به خانه پدرم میآمد و میرفت ولی کسی چیزی بر زبان نمیاورد.
وی در حالیکه اشکهایش را از گونههایش پاک میکرد ادامه داد: زمانی که همسرم شهید شد پسرم علی اصغر تنها ۹ ماهش بود.
همسر شهید گرزین افزود: پدرم با درایت و صبوری مانع از ورود افراد به خانه شد تا خبر شهادت همسرم به آرامی و با آمادگی روحی به من برسد و فردا که روز تشییع بود به من خبر شهادت همسرم را دادند گویی دنیا روی سرم خراب شد.
وی در حالی که اشک میریخت با غرور و صلابت خاطرنشان کرد: شهید گرزین در وصیتنامه خود دو نکته کلیدی را برای همسر و فرزندانش به یادگار گذاشت پشت رهبری را هیچگاه خالی نکنید و دوم سفارش زیاد به خواندن نماز اول وقت بود.
خانم میرکریمی با بغض در گلو خاطره اصرار شهید برای رفتن به جبهه را بازگو میکند: زمانی که همسرم میخواست راهی جبهه شود به او گفتم من بچه کوچک دارم به تنهایی نمیتوانم آنها را بزرگ کنم و قربان در جوابم گفت من خودم سیدم فردای قیامت اگه خودت جواب مادرت حضرت زهرا «س» را میدهی به جبهه نروم و من فقط سکوت کردم.
همسر شهید گرزین در پاسخ به سوال خبرنگار ما مبنی بر اینکه اگر به گذشته برگردیم آیا حاضرید مجددا همسرت را روانه جبهه و جنگ کنید با غرور و افتخار دوچندان پاسخ داد: حتما رضایت میدهم که این مسیر نورانی را انتخاب کند درست است در این راه خیلی سختی کشیدم ولی با قوت میگویم دوست دارم همسرم برای دفاع از میهن و کشورم این مسیر را طی کند.
همسر شهید قربان گرزین خواستار همراهی قاطع دستگاههای اجرایی برای اجرای سیاستها و برنامههای عملی در زمینه حجاب و عفاف شد و گفت: دیدن شل حجابی ها در جامعه دل ما و خانوادههای شهدا را به درد میآورد نگذاریم خون شهدا پایمال شود.
خبرنگار: سمیرا رجبی
انتهای پیام/