قزوین_ قرآن، کتابی است که با «بسماللّه» گشوده میشود و پایانش با پناه بردن به خدا. کتابی است که نه تنها سخن از انسان دارد، که از سرنوشت انسان، از راه و بیراههی او میگوید؛ کتابی که با هر آیهاش، چراغی در دل تاریکیهای تاریخ میافروزد تا بشر بداند سعادت نه در توده تمدن، که در تکیه بر وحی است.
جامعهای که بر مدار قرآن میگردد، جامعهای است که در آن، حق، معیار است و تقوا، میزان. چنین جامعهای از زمین به آسمان متصل میشود؛ نه در خیال، که در حقیقت زندگی. در آن، عقل با ایمان درآمیخته است و علم در خدمت اخلاق ایستاده.
قرآن میفرماید:
«وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ» (انعام/۱۵۳)
این است راه راست من؛ پس از آن پیروی کنید و از راههای پراکنده نروید که شما را از راه او جدا میکند.
هرگاه انسان از این صراط مستقیم فاصله گرفت، از وحدت به تفرقه، و از نور به ظلمت سقوط کرد. چنانکه اقوامی که در قرآن نامشان آمده، هر یک نمونهای از سرنوشت بشر بیوحیاند: قوم نوح، که در تکبّر و غفلت غرق شد؛ قوم عاد، که با غرورِ قدرت، صدای عدالت را نشنید؛ قوم ثمود، که صدای صالحِ ناصح را انکار کرد و بر خاک افتاد؛ و فرعونیان، که از تختِ طغیان، به موج نیل سپرده شدند.اینها روایت تاریخ نیستند، روایتِ خودِ ما هستند، اگر از مسیر خدا جدا شویم، اگر قانون قرآن را در زندگیمان فراموش کنیم.
جامعهای که از وحی فاصله گیرد، هرچند آباد، از درون ویران است
قرآن نمیخواهد ما از اقوام گذشته بترسیم، میخواهد بیدار شویم. میخواهد بدانیم که هر جامعهای که از وحی فاصله گیرد، هرچند آباد، از درون ویران است.
در جامعه قرآنی، عدالت، دروازه همه خیرهاست و محبت، روح حاکم بر روابط انسانی. قرآن، اصولی برای زندگی فردی و اجتماعی میچیند که هر کدامش ستون یک تمدن است. قرآن، جامعه ایدهآل را ترسیم میکند. جامعهای که روح آن از وحی جان میگیرد و اعضایش با عدالت و محبت زندهاند. در چنین جامعهای، خانواده نخستین سنگر ایمان است.
در خانواده قرآنی، پدر، سایه آرامش است؛ مادر، آینه رحمت. فرزند، نه ابزار، که امانت الهی است. قرآن، گفتوگوی لقمان با فرزندش را ثبت کرد تا به همه تاریخ بگوید: تربیت قرآنی، آغاز جامعه قرآنی است.
در جامعه قرآنی، زن، نیمه خاموش نیست؛ نوری است که روشنی خانه از اوست.او در آیه «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ»، به معنای قرار و آرامش خوانده شده است؛ نه به معنی سکوت، بلکه به معنی مرکز ثبات. مرد نیز، نگهبان کرامت و نانِ عدالت است و هر دو، در کنار هم، تسبیحی کاملاند که با ذکر عشق الهی معنا مییابند.
قرآن، در خانواده، پدر را به صبر و مسئولیت میخواند آنجا که میگوید؛
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا» (تحریم/۶)
ای مؤمنان، خود و خانوادهتان را از آتش نگاه دارید.
و مادر را مظهرِ رحمت و تربیت میداند؛آنگونه که در داستان مریم(س)، صبر و ایمانِ زن، معجزه را ممکن ساخت. و فرزند در قرآن، امانت خداست، نه ملک انسان.
قرآن جامعه را بر ستونهای روشن میسازد؛ ایمان، عدل، امانت، عفت، و مسئولیت. هرگاه یکی از این ستونها فروریخت، سقف جامعه فرو میریزد، هرچند دیوارهایش بلند باشند و این راز ماندگاری امتهاست.
خداوند در قرآن، بارها تاریخ را نه برای سرگرمی، بلکه برای تذکر بازگو کرده است؛
«لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ» (یوسف، ۱۱۱)
در سرگذشت آنان، عبرتی است برای خردمندان.
این آیه، کلید فهم جامعه قرآنی است. قرآن نمیخواهد ما «فقط» تاریخ بخوانیم، میخواهد ما بیدار شویم. میخواهد از سرنوشت قوم نوح و فرعون و سبأ بیاموزیم که قدرت، وقتی بیتقوا شود، عذاب را میزاید؛ و ثروت، وقتی بیعدالت شود، ویرانی را.
جامعه قرآنی، جامعهای است که در آن، قانون خدا بر مدار محبت میچرخد. نماز، نه تنها عبادت، که یاد جمعی است. زکات، نه فقط بخشش، که پیوند اجتماعی است و روزه، تمرین عدالت درونی و بیرونی. در چنین جامعهای، همه بر سر سفره الهیاند؛ فقیر و غنی، زن و مرد، کوچک و بزرگ، همه در مدار نور.
قرآن به انسان میآموزد که هیچ رابطهای بدون عدالت پایدار نیست، و هیچ قدرتی بدون اخلاق ماندگار نمیماند. امروز نیز، پس از گذشت قرنها، آیات خدا همچنان زندهاند. زنده در قلب مؤمنانی که در برابر سیل ظلمت، چراغ قرآن را در دست گرفتهاند.
این کتاب، همچنان نقشه راه انسان معاصر است؛ کتابی که هر آیهاش نه فقط سخن خدا، که تپش حیات است. قرآن، در هر عصر، ندایی تازه دارد. میگوید: برگردید، بر مدار من بگردید، تا زمین دوباره گل دهد و این وعده الهی است که؛
«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» (قصص، ۵)
سرانجام، وارثان زمین، جامعه قرآنی است؛
جامعهای که در آن دلها به یاد خدا زندهاند و انسان، دیگر ابزار نیست، بلکه آیهای از خداست. اینجاست که پیام قرآن برای انسان امروز معنا مییابد؛ زیرا بشر قرن بیستویکم، با همه دانش و صنعتش، دوباره در همان بزنگاه ایستاده است؛ میان عبودیت و خودپرستی، میان قانون الهی و میل بشری.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰