به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

یکی از مسائل مهم در حوزه خانواده، اعتقاد به خدا و یگانگی اش است و توجه به مسئله توحید است که عرض شد، خدا باوری و تقویت آن در خانواده باعث استحکام بیشتر خانواده میشود. حالا یک مقدار جزئیتر به موضوع توحید بپرازیم و آثار اصلی توحید بر زندگی انسان را در چند بخش اصلی عرض کنم:
۱. آثار فردی و روانی:
اول: آرامش حقیقی و رهایی از اضطراب: انسان موحد تنها یک قدرت مطلق و یک تکیهگاه لایزال در عالم میشناسد.
در نتیجه، از بندگی و ترس از قدرتهای پوشالی (مقام، ثروت، دیگران و…) رها میشود.
این نگرش، اضطرابهای ناشی از اتکا به عوامل ناپایدار را از بین میبرد و به انسان آرامشی عمیق میبخشد.
قرآن کریم میفرماید: «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد، ۲۸)؛ «آگاه باشید که دلها تنها با یاد خدا آرام میگیرد.»
دوم: عزت نفس و کرامت انسانی: وقتی انسان خود را بنده خدای قادر و مطلق بداند، دیگر در برابر هیچ انسان یا قدرتی احساس حقارت و کوچکی نمیکند.
وی خود را وابسته به منبع اصلی هستی میبیند و این به او احساس کرامت و عزت نفس میبخشد.
وی نیازی به تملق و کرنش در برابر دیگران برای کسب ارزش ندارد.
سوم: آزادی حقیقی (حُرّیت): توحید، انسان را از اسارت هواهای نفسانی، فشارهای اجتماعی و سلطه طاغوتها آزاد میکند.
انسان موحد فقط در برابر خدا مسئول است و این او را به معنای واقعی کلمه “آزاد” میسازد.
امیرالمؤمنین علی (ع) میفرمایند: «وَ لا تَکُن عَبدَ غَیرِک وَ قد جَعَلَکَ اللهُ حُرّاً»؛ «بنده دیگری مباش، در حالی که خداوند تو را آزاد آفریده است.»
چهارم: هدفمندی و معنای زندگی: با پذیرش توحید، زندگی انسان از پوچی و بیهدفی خارج میشود. تمام جهان به عنوان آفریده حکیمانه خداوند، دارای هدف است و انسان نیز به عنوان اشرف مخلوقات، در این مسیر هدفمند (حرکت به سوی کمال و قرب الهی) قرار میگیرد.
این نگاه، به رنجها و شادیهای زندگی معنا میبخشد.
۲. آثار اجتماعی:
اول: وحدت و برادری: باور به اینکه همه انسانها مخلوق یک خدا هستند، قویترین پایه برای وحدت بشری است. در نگاه توحیدی، ملاکهای برتری مادی مانند نژاد، زبان، قومیت و طبقه اجتماعی رنگ میبازند و تنها ملاک برتری، «تقوا» و نزدیکی به خداست.
«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (حجرات، ۱۳)؛ «گرامیترین شما نزد خدا، باتقواترین شما است.»
دوم: عدالت و نفی تبعیض: از آنجا که همه بندگان یک خدا هستند، در برابر قانون الهی برابرند.
توحید، هرگونه ظلم، استثمار و تبعیض را نفی میکند، زیرا هیچ فرد یا گروهی حق ندارد خود را مالک و صاحب اختیار دیگران بداند.
حاکمیت مطلق از آنِ خداست و این اساس عدالت اجتماعی است.
سوم: مبارزه با استکبار و طاغوت: لازمه پذیرش حاکمیت خداوند (توحید در ربوبیت)، نفی حاکمیت غیرخدا (طاغوت) است.
انسان موحد زیر بار سلطه ظالمان و مستکبران نمیرود و این اصل، موتور محرکه بسیاری از قیامها و انقلابهای الهی در طول تاریخ بوده است.
شعار اصلی اسلام «لا اله الا الله»، در بُعد اجتماعی به معنای نفی تمام قدرتهای استکباری است.
۳. آثار عملی و نگرشی:
اول: نگرش مسئولانه به جهان هستی: انسان موحد، جهان را ملک خدا و خود را امانتدار (خلیفه الله) او بر روی زمین میداند.
این نگاه، حسی از مسئولیتپذیری نسبت به طبیعت، محیط زیست و همه نعمتهای الهی ایجاد میکند و انسان را از تخریب و اسراف باز میدارد.
دوم: توکل و امیدواری: فرد موحد ضمن اینکه تمام تلاش خود را به کار میگیرد، نتیجه نهایی را به خداوند واگذار میکند. این «توکل» به او شجاعت اقدام و امیدواری میبخشد و در صورت شکست، از یأس و ناامیدی جلوگیری میکند.
وی میداند که هیچ تلاشی در مسیر الهی گم نمیشود.
سوم: تواضع در برابر حقیقت: درک عظمت بیپایان خداوند، به طور طبیعی انسان را به تواضع و فروتنی در برابر او و حقیقت وامیدارد.
انسان موحد از غرور، خودمحوری و تکبر که ریشه بسیاری از انحرافات است، دور میشود.
جمعبندی: به طور خلاصه، توحید مانند یک «نظامعامل» برای زندگی انسان عمل میکند که اگر به درستی نصب و اجرا شود، تمام برنامهها و عملکردهای فردی و اجتماعی او را هماهنگ، هدفمند و پربار میسازد.
این اصل، سنگ بنای رسیدن به همان «حیات طیبه» است؛ حیاتی سرشار از آرامش، عزت، عدالت، آزادی و معنا.
در کتاب شریف وسائل الشیعه ج ۵، ص ۴۶ از امام صادق علیه السلام روایتی نقل شده که فرمود: اَلسّاعَةُ الَّتى تُسْتَجابُ فیهَا الدُّعآءُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ مابَیْنَ فَراغِ الاْمامِ مِنَ الْخُطْبَةِ اِلَى اَنْ یَسْتَوِى النّاسُ فىالصُّفُوُفِ وَساعَةٌ اُخْرى مِنْ اخِرِالنَّهارِ اِلى غُرُوبِ الشَّمْسِ».
ساعتهایی از روز جمعه که دعا مستجاب مى شود: فاصله بین فراغت امام از خطبه تا تنظیم صفوف – آغاز نماز – و آخرین ساعت روز جمعه تا غروب آفتاب است. این یکی از برکاتی است که در اختیار همه ما است، یعنی در اختیار نمازگزاران نمازجمعه است نه همه افراد، ان شاءالله خدای متعال ما را در مسیر اسلام و انقلاب ثابت قدم بدارد.
روز دوشنبه ۵ آبان روز میلاد عقیله بنی هاشم زینب کبری سلام الله علیها ست که محضر همه عزیزان تبریک عرض میکنم خصوصا به جامعه پرستاری شهرمان که در جای جای شهر اعم از بیمارستان و درمانگاهها و مراکز خدمات سلامت مشغول فعالیت هستند، همیشه در سایه عنایات خدای متعال موفق و سالم باشند و یاد میکنیم شهدای پرستار را هم در دفاع مقدس و هم در جریان کرونا و هم جنگ ۱۲ روزه، اما نکتهای که در باره حضرت میخواهم عرض کنم این است که زینب کبری (سلام الله علیها) ... نشان داد... اینکه زن میتواند قلّهی بلندی باشد از خردمندی و تدبیر... این رفتاری که در دوران اسارت کرد حقیقتاً شگفتآور است؛ همچنین در برابر حکّام مغرور و متکبّر، مظهر ایستادگی و اقتدار روحی است.
در کوفه وقتی که ابنزیاد زبان شماتت را باز میکند که مثلاً «هان! دیدید چه شد، دیدید شکست خوردید»؛ در جوابش میگوید «مَا رَاَیتُ اِلَّا جَمیلا»؛ هر چه دیدم زیبایی بود؛ زد تو دهن آن مرد متکبّر خبیثِ مغرور؛ این در مقابل ابن زیاد.
در مقابل یزید وقتی که آن حرفهای مُهمل و چرند را یزید بر زبان آورد و آن کارها را کرد، حضرت بیاناتی را بیان کردند و این جمله را که واقعاً تاریخی است [فرمودند که]«کِد کَیدَکَ وَ اسعَ سَعیَکَ ... فَوَاللهِ لا تَمحو ذِکرَنا»؛ به زبان امروز ما این جوری میشود که هر غلطی میتوانی بکن، هر کاری میتوانی انجام بده، والله نخواهی توانست یاد ما را از آفاق ذهن مردم دور کنی.
این را به چه کسی میگوید؟ به یزید متکبّر مغرورِ مستبدّ خونخوار؛ این، قدرت روحی یک زن را نشان میدهد؛ این چه قدرتی است؟
این چه عظمتی است؟ اینها نشاندهندهی تدبیر و خردمندی است.
این حرفها با محاسبه بیان شده. اما ّا در مقابل مردم وقتی قرار میگیرد، آنجا جای اظهار اقتدار نیست، جای آگاهی بخشی است، جای تبیین است، جای سرزنش مردمی است که نمیدانند چه کار کردهاند و چه کار باید میکردند.
در کوفه، در خطبهی حضرت زینب، بعد که مردم شروع کردند هایهای گریه کردن، حضرت زینب (سلام الله علیها) فرمودند: اَ تَبکون؟ گریه میکنید؟ اَلا فَلا رَقَأَتِ العَبرَةُ وَ لا هَدَأَتِ الزَّفرَة؛ گریهی شما هرگز بند نیاید؛ این چه گریهای است که شما میکنید؟
میدانید چه کردید؟ اِنَّما مَثَلُکُم کَمَثَلِ الَّتی نَقَضَت غَزلَها مِن بَعدِ قُوَّةٍ اَنکاثا؛ شماها کاری کردید که همهی زحمات گذشتهی خودتان را نابود کردید.
این جوری حرف میزند؛ میتواند یکی از عوامل مهمّ حرکت توّابین که بعد در کوفه سر بلند کردند و قیام کردند و آن حادثهی بزرگ را راه انداختند، همین فرمایش حضرت زینب و همین خطبهی حضرت زینب باشد.
بنابراین، این نکتهی اوّل دربارهی شخصیّت حضرت زینب که خلاصهاش این است که زینب کبری (سلام الله علیها) با رفتار خود و با بیانات خود، ظرفیّت معنوی و عقلانیِ جنس زن را نشان داد. جوری حرف میزند مثل اینکه امیرالمؤمنین دارد حرف میزند؛ جوری میایستد مثل اینکه پیغمبر در مقابل کفّار میایستد، این ظرفیّت زن است.
حالا دشمن در طراحی خودش آمده با بزک کردن برخی موضوعات و جلوه دادن برخی کارها، این عظمت را خدشه دار کند و زن را از مسیر اصلی کمالات خودش دور کند و جامعهی زنی که میتواند تحول ساز در مسیر کمالات انسانی باشد وی را خالی از این اندیشهی والا کند.
یکی از راهکارهای عمده تغییر زیست عفیفانه زنان جامعه اسلامی است، با حربههای مختلف و سرویسهای اطلاعاتی کشورهای غربی آمدهاند پای اینکار تا تغییر زیست عفیفان جامعه زنان قهرمان ایران اسلامی را تغییر بدهند، در میان این میدان، آن دختری که برای دریافت مدال قهرمانی ورزشی خودش با سختی روی سکو میرود، چون عوامل همراه او مانع میشدند و سرزنش میکردند، بعد که به او گفتند رهبر معظم انقلاب از شما تشکر کردند و در دیدار با وی فرمودند وقتی با چادر رفتید من سجده شکر کردم، خب این نشان از یک مبارزه است که به سربازان این مسیر حضرت آقا اینگونه روحیه میدهد، دولت و مجلس و قوه قضائیه ما، چون در حکومت اسلامی هستند بنا بر فرمایش رهبری عزیز شرعا و قانونا وظیفه دارند از زیست عفیفانه زنان در جامعه محافظت کنند و الا در برابر هر گناهی که در جامعه بواسطه ترک فعل آنها رخ میدهد، مسئول هستند و پای آنها هم نوشته میشود، وقتی به عیان میبینیم که دشمن در میدان و جامعه ما چه میکند باید ما هم با هوشیاری و دقت عمل کنیم، در شهر خودمان هم باید مراقبت کنند دستگاهها و مراکز و مجموعههایی که فعالیت میکنند از زیست عفیفانه حمایت کنند و تبلیغ کنند و در برنامهها و فعالیت هایمان آنچه اسلام عزیز برای ما مشخص کرده با افتخار به آن عمل کنیم.
نکتهای در خصوص کنوانسیون یا موافقت نامه پالرمو عرض کنم، تعاریف و اهداف بنیادین کنوانسیون پالرمو اگرچه در ظاهر حقوقی و بیطرفاند، اما در شرایط تحریم ساختاری علیه ایران کارکرد سیاسی و امنیتی پیدا میکنند.
تعریفهای گسترده و تفسیرپذیر امکان استفاده ابزاری را برای طرفهای مقابل فراهم میکند تا بدون نیاز به تحریمهای جدید، کانالهای حیاتی اقتصادی ایران را هدف قرار دهند.
این روند میتواند به مسدودسازی مسیرهای مالی، افزایش هزینه همکاری با ایران و محدود کردن ظرفیت چرخش اقتصادی کشور منجر شود. در داخل کشور تعاریفی را ارائه میدهند که با فضای بین الملل متفاوت است و این شکاف میان تعاریف زمینهساز فشار مضاعف خواهد شد.
به احتمال زیاد، در صورت الحاق، کشور با خواستههای مکرر برای اصلاح قوانین داخلی، افزایش تبادل اطلاعات و پذیرش همکاری قضایی مواجه میشود.
این فشارها نه از مسیر تحریمهای آشکار، بلکه در قالب «الزامات همکاری بینالمللی» اعمال خواهند شد و بنابراین مقابله با آنها دشوارتر خواهد بود.
باید توجه داشت که الحاق به پالرمو به معنای بهرهمندی از مزایای بانکی و مالی نیست، زیرا تحریمهای اولیه و ثانویه به قوت خود باقی میمانند.
در نتیجه، کشور از منافع اقتصادی واقعی بیبهره میماند، اما در معرض هزینههای حقوقی، سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی قابل توجه دیگری قرار میگیرد.
آقایان مجمع تشخیص مصلحت چه تدبیری کردید؟
صرفا با تصویب مشروط که در تناقض است با اهداف پالرمو و CFT چه اقدام مصونیت آفرینی را انجام دادید؟ برای مردم توضیح باید بدهید، ان شاءالله این مهم رخ دهد و نشود مانند برجام که بعد از کلی خسارت متوجه بشویم که به خطا رفتیم.
رهبر معظم انقلاب در دیدار با مدال آوران ورزشی نسبت به سخنان رئیس جمهور آمریکا واکنش نشان دادند و فرمودند: رئیسجمهور آمریکا در فلسطین اشغالی با یک مشت حرف پوچ و با لودگی سعی کرد صهیونیستهای مأیوس را امیدوار کند و بهشان روحیه بدهد.
فرمودند: تحلیل من از سفر رئیسجمهور آمریکا به داخل فلسطین اشغالی و این کارهایی که کرد و این حرفهایی که زد این است.
بخاط این بود که صهیونیستها در جنگ دوازدهروزه آنچنان سیلی خوردند که باور نمیکردند، توقّعش را نداشتند و مأیوس شدند.
تین رفت تا به آنها روحیه بدهد، این رفت آنها را از یأس خارج کند؛ اینجور حرفهایی که وی زد، حرفهایی است که به مسئولین مأیوس زده میشود.
آنها توقّع نداشتند که موشک ایرانی، ساخت دست جوان ایرانی بتواند با شعلههای خودش، با آتش خودش، اعماق برخی از مراکز حساس تحقیقاتی آنها را تبدیل به خاکستر بکند و بیان کردند آمریکا در جنگ غزّه شریک اصلی است؛ بدون تردید.
خود او هم در این صحبتهایش اعتراف کرد، گفت ما در غزّه با هم کار کردیم؛ اگر نمیگفت هم معلوم بود؛ تسلیحات آنها، امکانات آنها فراوان آمد در اختیار رژیم صهیونیستی تا روی سر مردم بیپناه غزّه ریخته بهشود، آمریکا شریک در این جنایت است.
در جنگ دوازدهروزه در ایران علاوه بر کشتارهای کور و بمبی که ریختند روی سر هزار و خردهای جمعیت و آنها را به شهادت رساندند، دانشمندان ما را ترور کردند.
وی افتخار میکند به اینکه دانشمند ایرانی را ترور کرده؛ لکن علمشان را نمیتوانید ترور کنید.
افتخار میکند که صنعت هستهای ایران را بمباران کردیم و از بین بردیم.
خیلی خب، به همین خیال باش! بعد سوالی را مطرح کردند که: «اما اصلاً شما چهکاره هستید که اگر یک کشوری صنعت هستهای دارد شما دخالت کنید بگویید «باید» و «نباید»؟
شما چهکارهی دنیایید؟ چه ربطی به آمریکا دارد که ایران امکانات هستهای و صنعت هستهای دارد یا ندارد؟ این دخالتها، دخالتهای ناباب، ناجور، غلط، و زورگویانه است؛ و اشاره کردند به تظاهرات ۷ میلیونی در شهرهای مختلف آمریکا بر علیه ترامپ که اگر شماها خیلی توانایی دارید، بروید اینها را آرام کنید! بروید اینها را ساکت کنید و به خانههایشان برگردانید.
در کار کشورهای دیگر دخالت میکنند، پایگاه نظامی میسازند. تروریست آمریکا است؛ در واقع مظهر واقعی تروریست آمریکا است و ما هم بخاطر این سیاستها همیشه شعارمان مرگ بر آمریکا است.
نکته پایانی هم از اداره کل صنعت معدن و تجارت میخواهم با نظارت کافی در حوزه نظارت بر قیمتها و کنترل بازار در این منطقه ورود کنند و نگرانیهای مردم که بارها به بنده در این خصوص مراجعه میکنند مرتفع شود.