شرق، غرب یا مسیر سوم؟ تحلیلهای سطحی، گاه راهبرد ایران را بهعنوان «چرخش به شرق» تفسیر میکنند اما واقعیت پیچیدهتر است. ایران با بهرهگیری از نظریه «رئالیسم اقتصادی» و «وابستگی متقابل نامتقارن» در پی آن است که در جهانی پرتنش، ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و منابع راهبردی خود رانه با تکیه بر یک بلوک خاص، بلکه با هدف تنوعبخشی، تابآوری و استقلال به اهرمهای اقتصادی تبدیل کند.
همچنین همکاری با چین و روسیه اگرچه بخشی از این راهبرد است اما نه از سر وابستگی بلکه در چارچوب یک موازنهسازی هوشمندانه دنبال میشود. ایران بهدنبال آن است که از فرصتهای سرمایهگذاری، فناوری و امنیتی این کشورها بهرهبرداری کند، بیآنکه در دام وابستگی ساختاری گرفتار شود.
اقتصاد مقاومتی پویا راهبرد ایران در حال گذار از «اقتصاد مقاومتی دفاعی» به «اقتصاد مقاومتی پویا» است—مدلی که نهتنها بر بقا بلکه بر رشد، نوآوری و تعامل هدفمند با جهان تأکید دارد. این مدل، خودکفایی را نه بهمعنای انزوا بلکه بهمثابه توانمندسازی درونزا برای تعامل برابر با دیگران تعریف میکند. در این چارچوب ایران تلاش میکند با ارتقای دیپلماسی اقتصادی بهویژه با کشورهای نوظهور مانند هند و اعضای ASEAN و همچنین با بهرهگیری از شکافهای ژئوپلیتیکی میان غربیها، فضای مانور خود را گسترش دهد.
نتیجهگیری: راهبرد ایران، بازتعریف تعامل در نظم نوین جهانی راهبرد اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۵، نه شرقگرایی است و نه تقابلگرایی. این راهبرد تلاشی است برای ساخت یک اکوسیستم اقتصادی مستقل، مقاوم و پویا که بتواند در جهانی پرریسک، منافع ملی را حفظ کرده و مسیر توسعه پایدار را هموار سازد. موفقیت این مسیر، در گرو اصلاحات داخلی، تنوعبخشی در روابط خارجی، و حفظ استقلال راهبردی در برابر هرگونه وابستگی جدید است.
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛