
به گزارش خبرگزاری بسیج مازندران، سردار موحد «فرمانده سپاه کربلا» در یادداشتی به مناسبت روز کتاب و کتابخوانی، با اشاره به چالش فزاینده نسبت میان سرعت زیست در شبکههای اجتماعی و عمق مطالعه در جامعه، تأکید میکند که کتاب باید دوباره به جایگاه تمدنساز خود بازگردد و در کنار فضای مجازی، نه در تقابل با آن، به موتور پیشبرنده فرهنگ عمومی تبدیل شود.
متن این یادداشت به شرح ذیل میباشد:
در حالی که ایرانیها روزانه بهطور متوسط بیش از سه ساعت در شبکههای اجتماعی حضور دارند اما کمتر از بیست دقیقه کتاب میخوانند، نسبت میان «سرعت» و «عمق» در فرهنگ عمومی کشور به مسئلهای راهبردی تبدیل شده است. کتاب در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، تنها یک کالای فرهنگی نیست، بلکه رکن بنیادین تمدنسازی و ابزار عقلانیت جمعی است. از سوی دیگر، فضای مجازی واقعیت غیرقابل انکار زیست اجتماعی امروز است؛ واقعیتی که میتواند یا رقیب کتاب شود یا همراه آن. مسئله اصلی امروز ما، نه حذف یا تقابل میان این دو، بلکه چگونگی همافزایی آنها در مسیر رشد فرهنگی و تمدنی است.
طبق گزارش رسمی مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۹، میانگین مطالعه روزانه افراد بالای ۱۵ سال حدود شانزده دقیقه و سیوشش ثانیه بوده است. در همان سالها، برآورد وزارت ارتباطات نشان میدهد متوسط استفاده از شبکههای اجتماعی در کشور از ۱۶۰ دقیقه در روز فراتر رفته است. این اختلاف فاحش میان حضور گسترده در فضای مجازی و مطالعه عمیق کتاب، تصویری روشن از وضعیت فرهنگی ما ارائه میدهد: جامعهای با سرعت زیاد اما عمق کم. این الگوی زیست رسانهای اگر اصلاح نشود، به مرور توان تحلیل، تمرکز و گفتوگوی اندیشمندانه در جامعه را تضعیف خواهد کرد.
رهبر معظم انقلاب در سالهای اخیر بارها تأکید کردهاند که فضای مجازی میدان اصلی نبرد فرهنگی و تمدنی است و باید بهنفع ارزشهای ملت مدیریت شود. تأکید ایشان بر «حکمرانی فرهنگی» ناظر بر هدایت و توانمندسازی جامعه در استفاده از فناوری است. در همین چارچوب، کتاب و فضای مجازی دو عنصر مکمل یک منظومهاند: کتاب نماینده عمق، تمرکز و استمرار است و فضای مجازی نماینده سرعت، دسترسی و گستره. اگر این دو در مسیر واحدی قرار گیرند، میتوانند جامعهای آگاه، نقاد و امیدآفرین بسازند؛ اما اگر در تقابل بمانند، یکی قربانی دیگری خواهد شد.
تحلیل تجربه فرهنگی کشور نشان میدهد که ما در گام نخستِ این همافزایی قرار داریم. رشد پلتفرمهای داخلی کتاب صوتی، کتابخانههای دیجیتال و باشگاههای مطالعه آنلاین، نشانهای از ظرفیتهای تازهای است که میتواند در خدمت گسترش فرهنگ مطالعه قرار گیرد. از سوی دیگر، نهادهای رسمی فرهنگی علیرغم تلاش های زیاد، هنوز نتوانستهاند متناسب با منطق شبکههای اجتماعی عمل کنند. حضور کمرمق، محتوای تکراری و فقدان زبان نسلجدید در برخی از زمینه ها، باعث شده بخش بزرگی از فضای مجازی از محتوای عمیق و کتابمحور خالی بماند. در واقع، آنچه امروز کمبودش حس میشود طراحی فرهنگی و الگوریتمی است که محتوا را به مخاطب برساند.
برای عبور از این وضعیت، باید سیاست فرهنگی کشور از «تولید» صرف کتاب به «گردش و مصرف مؤثر کتاب» تغییر جهت دهد. نخستین گام در این مسیر، تربیت سواد رسانهای نسل جدید است. دانشآموز و دانشجوی امروز باید بیاموزد چگونه از فناوری برای تفکر استفاده کند، نه صرفاً برای سرگرمی. مدارس، دانشگاهها و مراکز فرهنگی میتوانند باشگاههای مطالعه مجازی تشکیل دهند و کتاب را از فعالیتی فردی به تجربهای اجتماعی تبدیل کنند. تجربه جهانی نشان میدهد وقتی مطالعه به کنش جمعی بدل میشود، ماندگاری و اثرگذاری آن چند برابر خواهد شد.
گام دوم، تقویت نشر دیجیتال و حمایت از محتوای چندرسانهای کتابمحور است. امروز میلیونها ایرانی کتاب را در قالب کتاب صوتی و پادکست تجربه میکنند. اگر این قالبها با محتوای اصیل و جذاب همراه شوند، میتوانند به ابزار مؤثری برای انتقال اندیشه و تبیین تبدیل شوند.
سیاستگذار فرهنگی باید از تولید محتواهایی حمایت کند که علاوه بر کیفیت، توان رقابت با محصولات رسانهای زودگذر را داشته باشند. این همان مفهومی است که رهبر فرزانه انقلاب از آن با عنوان «جهاد تبیین» یاد میکنند؛ یعنی روایت درست، عمیق و منصفانه از واقعیتها.
گام سوم، اصلاح سازوکار پلتفرمهای دیجیتال داخلی است. الگوریتمها امروز تعیین میکنند چه چیزی دیده شود و چه چیزی در حاشیه بماند. اگر معیار دیدهشدن صرفاً هیجان، سرعت و کلیک باشد، فرهنگ مطالعه هرگز فرصت بروز نخواهد یافت. باید شاخصهای فرهنگی در طراحی این فضاها وارد شود؛ مثلاً میزان محتوای کتابمحور، گفتوگوهای معرفتی یا مشارکت کاربران در نقد کتاب میتواند بهعنوان شاخص اثرگذاری فرهنگی سنجیده شود. در سطح کلان، شورای عالی فضای مجازی و وزارت فرهنگ میتوانند با همکاری شرکتهای فناوری، دستورالعملهایی برای ارتقای محتوای عمیق تدوین کنند.در کنار این اقدامات ساختاری، رسانهها نیز وظیفه دارند گفتمان کتابخوانی را از سطح شعار به سطح نیاز تبدیل کنند. رسانه باید نشان دهد مطالعه راهی برای آرامش و درک بهتر زندگی است، نه تکلیفی فرهنگی. هر چقدر زبان روایت کتاب در رسانه انسانیتر و زندگیمحورتر شود، مخاطب عام راحتتر با آن ارتباط میگیرد. این همان نقطهای است که کتاب از کالای فرهنگی به «سبک زندگی فرهنگی» تبدیل میشود.
در نهایت، باید اذعان کرد که کتاب و فضای مجازی، دو نیروی مکملاند که اگر درست مدیریت شوند، میتوانند یکدیگر را تقویت کنند. فضای مجازی میتواند دروازهی ورود به دنیای کتاب باشد و کتاب میتواند عمق و هویت حضور ما را در فضای مجازی تثبیت کند. آینده فرهنگی ایران در گرو یافتن این تعادل است؛ تعادلی میان سرعت و عمق، میان هیجان و تفکر، میان مصرف و معنا. اگر این نگاه در سیاستگذاری فرهنگی نهادینه شود، میتوان امیدوار بود که فضای مجازی، به فرصت مضاعف بدل گردد و کتاب دوباره جای خود را در زندگی ایرانیان باز یابد.
تحقق چنین چشماندازی تنها با اراده حاکمیتی ممکن نیست؛ بلکه به مشارکت آگاهانه مردم، معلمان، نویسندگان، ناشران و کاربران فضای مجازی نیاز دارد. هر ایرانی که کتابی میخواند و تجربهاش را در شبکهها با دیگران به اشتراک میگذارد، در واقع گامی در مسیر بازسازی نرم فرهنگ کشور برمیدارد. این همان بازسازی فرهنگی است که رهبر معظم انقلاب از آن سخن گفتهاند: دگرگونی باورها و عادتها بهسوی جامعهای اهل اندیشه، آگاه و امیدوار.