در سیزده سالگی ازدواج کردم و در شانزده سالگی اولین فرزندم را در آغوش گرفتم / خانوادهی ما پرجمعیت است اما همین شلوغی گرمترین بخش زندگی من شده / بعد از تولد هر بچه زندگیمان رونق بیشتری گرفت / به باور من و همسرم نان حلال مهمترین پایهی تربیت است / ما سعی کردهایم خانهمان محیطی تربیتی باشد / اگر در مسیر خدا باشی خودش پشتت است / زندگی ما شاید ساده باشد، اما پر از عشق، همکاری و لطف خداست
به گزارش خبرگزاری بسیج کردکوی ؛ خبرنگار حوزه مقاومت بسیج حضرت معصومه (س) ، با خانم رقیه روحانی فر و همسرشان ، در راستای طرح جوانی جمعیت ، مصاحبه ای را ترتیب داد.
روایت خانم رقیه روحانیفر و همسرشان از خانهای که با عشق و ایمان ساخته شده است:
یک معرفی کوتاه داشته باشید ؛
خانواده شما چند نفره هست و فاصله سنی بچه ها چند سال میباشد؟ من رقیه روحانیفر هستم ، متولد سال ۱۳۷۷. در سیزده سالگی ازدواج کردم و در شانزده سالگی اولین فرزندم را در آغوش گرفتم. دومین فرزندم در هجده سالگی به دنیا آمد ، سومین در بیست و چهار سالگی ، و حالا هم زهرا سادات پنج ماهه و شیرین آخرین گل خانهمان است.
در کدام لحظه از روز انرژی بیشتری میگیرید؟
خانوادهی ما پرجمعیت است اما همین شلوغی گرمترین بخش زندگی من شده. وقتی همه دور هم جمع هستیم و حاجآقا هم خانه است ، انگار زندگی رنگ دیگری دارد خستگی روزهایم محو میشود و آرامش تمام وجودم را میگیرد.
چه تغییراتی در روحیه و سبک زندگی شما بعد از فرزند چهارم ایجاد شده؟
از زبان پدر خانواده:
هر بار که خداوند فرزندی دیگر به ما هدیه داده ، لطفش را هم بیشتر کرده است. بعد از تولد هر بچه کار و زندگیمان رونق بیشتری گرفته و آرامش ما هم بیشتر شده.
اوایل زندگی ، سال ۹۳ در گرگان مستأجر بودیم و با حداقل امکانات روزگار میگذراندیم. همان روزها یاد گرفتیم با دل شکرگزار زندگی کنیم. کمکم به لطف خدا و تلاشمان زندگی روی برکت را دید.
سخت ترین بخش تربیت چند فرزند چه میباشد و چگونه این مسئله را حل میکنید؟
من سختی در تربیت بچهها نمیبینم فاصله سنیشان کم است و با هم سرگرمند. فقط باید نظارت کرد و مسیر را درست نشانشان داد.
ریشهی تربیت خوب
به باور من و همسرم نان حلال مهمترین پایهی تربیت است.
وقتی نان حلال سر سفره بیاید بچهها آرامتر، مطیعتر و با وجدانتر بزرگ میشوند.
ما سعی کردهایم خانهمان محیطی تربیتی باشد همانطور که رهبر انقلاب فرمودهاند، اگر فضای خانه تربیتی باشد همین کافی است.
من هیچوقت سخت نمیگیرم فقط تلاش میکنم اوقات فراغتشان هدفمند باشد و گاهی چالشهای تربیتی کوچک برایشان میگذارم تا مسئولیتپذیر باشند و قانونمندی را تمرین کنند.
واکنش اطرافیان نسبت به تعداد فرزندان شما چطور بوده؟
برخورد جامعه چطور بوده؟
وقتی خانوادهای پرجمعیت داری نگاه اطرافیان همیشه متفاوت است. بعضی ها سرزنش و بعضی تحسین میکنند. اما ما آموختهایم که حرف مردم مهم نیست و مهم باور قلبی و مسیر الهی است.
حاجآقا معتقد است: «اگر در مسیر خدا باشی خودش پشتت است. برکت میدهد آرامش میدهد و سختیها را شیرین میکند. فقط نباید توقع زیاد از دنیا داشت.
جمعبندی صحبت هاتون رو لطفا بفرماید!
زندگی ما شاید ساده باشد، اما پر از عشق، همکاری و لطف خداست.
چهار فرزند، چهار برکت زنده از جانب خدا هستند که هرکدام نوری تازه به خانهمان آوردهاند. ما با صبر، عشق و ایمان به نان حلال یاد گرفتهایم آرامش را در همین لحظهها پیدا کنیم. میان صدای خندهی بچهها چای عصرگاهی و دلِ راضی از زندگی.
انتهای خبر/