شهادت، راهی است که پایان ندارد؛ مسیری که در آن انسان اگرچه از نگاه ظاهری رفته است، اما در حقیقت زندهتر از همیشه در جریان تاریخ حضور دارد.
شهید میرود، اما منش، رفتار و اندیشه او باقی میماند و به یک الگوی ماندگار برای جامعه تبدیل میشود؛ الگویی که راه را نشان میدهد و مسیر را زنده نگه میدارد.
این راه، بهویژه در دفاع از حرم، به سرمشق روشن مقاومت و پایداری بدل شد؛ مقاومتی آگاهانه در برابر نقشههای شوم دشمنان خارجی که تلاش کردند با نفوذ در افکار عمومی، بخشی از جامعه را به تقابل داخلی سوق دهند و جبههای از درون ایجاد کنند.
دشمن با جنگ روایتها، تحریف واقعیت و سوءاستفاده از مطالبات اجتماعی، بهدنبال تضعیف باورها و شکستن خطوط اصلی مقاومت بود.
دشمنان چنین میپنداشتند که با هدف قرار دادن حرم، حذف چهرهها و خاموش کردن صداهای مؤثر، میتوانند ریشه ایمان و ایستادگی را بخشکانند؛ غافل از آنکه حرم، صرفاً یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه نماد یک باور عمیق و پیوندخورده با هویت و غیرت دینی و ملی است.
شهادت نه پایان این باور، بلکه آغاز تکثیر آن است، هر قطره خون شهید، به حریمی تازه در دلها و اندیشهها بدل میشود و مسیری را میگشاید که با حذف افراد متوقف نمیشود.
شهید میرود، اما راه میماند و مسئولیتی سنگینتر بر دوش جامعه باقی میگذارد؛ مسئولیت ادامه دادن مسیری که با خون، ایمان و آگاهی ترسیم شده است.
در ادامه گفت و گوی تفصیلی خبرنگار خبرگزاری بسیج، با خانواده و پدر شهید مصطفی علیخانی از استان اصفهان را میخوانیم.

لطفا شهید والامقام علیخانی را معرفی کنید.
پدر شهید: بسم الله الرحمن الرحیم ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیلالله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون، پسرم شهید مصطفی علیخانی و متولد ۲۴ مرداد ماه ۱۳۸۰، دانشجوی دانشکده نظامی سپاه بود.
پسرم پاسدار و ۴ ماه پیش همسرش را عقد کرده بود و بسیار علاقمند به خدمت در سپاه پاسداران و بنا به گفته فرماندهانش بسیار با استعداد در مسائل نظامی و رشتههای تخصصی موشکی و هوافضا بود و در ۲۱ دیماه ۱۴۰۴ به آرزو و فیض شهادت نائل آمد.
به نظر شما، چرایی حضور دهه هشتادیها در عرصه جهاد و شهادت چیست؟
یکی از دلایل حضور دهه هشتادی در عرصه جهاد، وجود شور و شوق و هیجان در سن جوانی و ارتباط صحیح با شهدا بهویژه سردار دلها شهید قاسم سلیمانی است.
ویژگی بارز اخلاقی یا رفتاری شهید که همیشه در ذهن شما باقی مانده است، چیست؟
ویژگی بارز اخلاقی، رأفت و مهربانی همیشه لبخند به لب داشت، حجب و حیا و نجیب بودن و شجاعت در حد اعلا داشتنش.
شهید بیشتر اوقات فراغت خود را چگونه میگذراند؟ آیا اهل مطالعه، ورزش یا فعالیت خاصی بود؟
بیشتر اوقات فراغت را در پایگاه بسیج و کانون فرهنگی مسجد و با جمع دوستان و نیز اهل ورزش شنا و فوتسال بود.
اکثراً زندگینامه شهدا و گاهی کتب مذهبی مطالعه میکرد.
به نظر شما، مهمترین دغدغه شهید در زندگی روزمره چه بود؟
مهمترین دغدغه، دفاع از نظام و رهبری و ایجاد آرامش و امنیت بود.
خاطرهای شیرین و به یادماندنی از دوران زندگی با شهید را تعریف کنید.
پسرم مصطفی از دوران کودکی نوشابه خیلی دوست داشت، بهش میگفتیم نوشابه برات ضرر داره. این علاقه به نوشابه تا همین سن ادامه داشت و به شوخی میگفت: برای من نوشابه نذر کنید و یا مثلاً در سن یک سالگی به توپ خیلی علاقه داشت و به توپ میگفت: اَپ اَپ.
خاطرات تلخ و شیرین زیاده ولی مجال بیان آنها نیست.

آیا شهید پیش از شهادت، صحبت خاصی در مورد آرمانها، انقلاب یا شهادت داشت؟
همیشه دغدغه اش اقتدار نظام و رهبری بود و آرزوی شهادت داشت، به گونهای که در جلسه آشنایی و خواستگاری گفته بود که شغل من شغل راحتی نیست و احتمال شهادت است و یا به دوستانش که عکس میگرفتند گفته بود طوری عکس بگیرید که برای حجله شهادت خوب باشد.
نقش نماز، دعا و مسائل مذهبی در زندگی روزمره اش چگونه بود؟
از سنین کودکی اهل نماز و مسجد و هیئات مذهبی بود.
در طول هفته مصطفی در هیأتهای مختلف در سطح شهر اصفهان از جمله هیأت یاحسین و هیأت انصارالحسین و هیأت هفتهای بچههای مسجد شرکت میکرد، ذکر میگفت و مداحی میکرد و نیز هرسال در پیادهروی اربعین شرکت میکرد.
از نظر شما، شهید بیشتر تحت تأثیر کدام شخصیتهای دینی یا انقلابی بود؟
به آقا ابا عبدالله الحسین (ع) و حضرت رقیه (س) بسیار بسیار علاقه داشت به گونهای که معمولا برای رمزها و کدهای شخصی حتماً عدد ۳۱۵ که حروف ابجد حضرت رقیه (س) است استفاده میکرد و بازوبند یا رقیه را همیشه با خود داشت و به شهید قاسم سلیمانی نیز خیلی علاقمند بود.
آیا شهید فعالیتهای اجتماعی یا کمک به نیازمندان داشت؟ اگر بله، نمونهای ذکر کنید.
پسرم مصطفی، عضو کانون فرهنگی مسجد بود و به اتفاق دوستان در ایام محرم و دهه فاطمیه و همچنین نیمه شعبان و مناسبتهای دیگر، موکب میزدند و از مشتاقان ائمه اطهار پذیرایی میکردند و گاهی هم اگر غذای نذری داشتند، درب خانه افراد نیازمند توزیع میکرد.
در چند سال اخیر هم در موکبهای کربلا فعالیت داشت و کمک میکرد.
روحیه اش در مواجهه با سختیها و مشکلات چگونه بود؟
مسلما کسی که وارد عرصه نظامی میشود، روحیه مقاومی در مواجهه با مشکلات دارد.
لحظه خداحافظی و رفتنش به محل خدمت را چگونه توصیف میکنید؟
معمولا برای اینکه خاطر ما نگران نشود نمیگفت کجا میخواهد برود، اما به بیان حضرت امام (ره) با قلبی مطمئن و ضمیری روشن میرفت.
ارتباط شما در دوران حضورش چگونه برقرار بود؟
ارتباط من و مادرش، با مصطفی مثل دو دوست صمیمی بود.
به نظر شما چه شد که شهید، در عرصه جهاد قدم گذاشت؟
پسرم مصطفی از دوران نوجوانی و جوانی وارد بسیج شد و در برنامههای متنوع آن شرکت میکرد و همانطور که بزرگتر میشد فکر، اندیشه و قلبش نیز رشد میکرد و احساس مسئولیتش نسبت به انقلاب و نظام اسلامی نیز بیشتر میشد و این حس یعنی دفاع از امنیت مردم درونش رشد کرد، تا جایی که علاقه خود به شهادت را همه جا عنوان میکرد.

آیا شهید نگرانیای از بابت خانواده در این مسیر ابراز میکرد؟
هر انسان با عاطفهای نسبت به خانواده خود نگران است، اما این نگرانی هیچ خللی در اراده اش ایجاد نمیکرد، چون تصمیم خود را در این راه گرفته بود.
مهمترین توصیهای که شهید پیش از رفتن یا در طول دوران این فتنه به شما و افراد دیگر کرد، چه بود؟
با اینکه خودش برای مقابله با فتنهها سرجلو بود و تقریباً اغلب ساعات شبانه روز را در حوزه مأموریت بسیج سپری میکرد و به ما سفارش میکرد که از منزل خارج نشوید، چون خطرناک است.
لحظه اولی که خبر شهادتش را شنیدید، چه احساسی داشتید و واکنش اولیه شما چه بود؟
داغ از دست دادن جوان بسیار سخت و طاقت فرسا تست، اما وقتی بنده در بیمارستان خبر شهادت مصطفی را شنیدم گفتم انا لله و إنا الیه راجعون و گفتم گریه من از ضعف نیست بلکه گریه شوق شجاعت پسرم است که دشمن را ناامید خواهد کرد.
چه کسی اولین بار این خبر را به شما اطلاع داد و آن لحظه چگونه گذشت؟
پدر یکی از دوستان مصطفی خبر شهادتش را داد.
لحظاتی در شوک بودم و خیلی سخت بود.
شهید علیخانی چگونه به فیض شهادت رسید؟
یک شب بعد از فروکش کردن اغتشاشات، مصطفی و دونفر از دوستانش از یک مأموریت و گشت بسیج برمیگردند که متأسفانه یک دستگاه خودرو با شیشههای دودی کمین کرده و وقتی مصطفی و دوستانش از ماشین پیاده میشوند، سرنشین خودروی سواری شیشه را پایین داده و رگبار گلوله را به سمت مصطفی و دوستانش گرفته که تنها مصطفی با سه گلوله مورد اصابت قرار میگیرد که بلافاصله به بیمارستان دکتر غرضی منتقل میشود، اما قبل از اینکه به اتاق عمل برده شود، جان به جان آفرین تسلیم و شهید میشود.
به نظر شما، مهمترین درسی که زندگی شهید میتواند به نسل امروز بدهد، چیست؟
مهمترین درس این است که میشود هم جوان دهه هشتادی بود و با بازیها و شیطنتهای دوران خودش و هم میشود با الگو گرفتن از سرور و سالار شهیدان و شهدای کربلا، زندگی شرافتمندانه و مرگ سرخ هوشمندانه را انتخاب کرد و یک شبه راه صد ساله را پیمود.
اگر قرار بود یک جمله را به عنوان پیام شهید به جامعه امروز منتقل کنید، آن جمله چه بود؟
پیام شهید در شعر قیصر امین پور آمده است که
مبادا خویشتن را وا گذاریم
امام خویش را تنها گذاریم
ز خون هر شهیدی لالهای رست
مبادا روی لاله پا گذاریم
بزرگترین آرزوی شما در مورد یاد شهید چیست؟
آرزوی بنده و مادر شهید این است که نوجوانان و جوانان عزیز جامعه ما با بصیرت راه شهیدان را ادامه دهند و تحت تأثیر فضای مجازی که توسط دشمنان اداره میشود، قرار نگیرند.
دوست داریم که دختران و پسران نوجوان و جوان ما از انحرافات اخلاقی دور باشند، تا ان شاءالله در آینده، جامعهای متعالی داشته باشیم.

پیام و صحبتی با مسئولین، نهادها یا مردم محلی اگر دارید، لطفا بیان کنید.
از مردم عزیز میخوام که راه شهدا را ادامه دهند و پشت سر رهبری و ولایت فقیه حرکت کنند و از مسئولان تقاضا دارم که از دستورات حضرت آقا تبعیت کنند، با بصیرت حرکت کنند و مسئولان قضایی نیز با اغتشاشگران مماشات نکنند و با شدت با آنها برخورد کنند.
سخن آخر
از شما و همه کسانیکه در عرصه رسانه فعالیت میکنند تشکر کرده و امیدواریم در مسیر تبیین حقایق و تواناییهای موجود در کشور تمام تلاش خود را به کار ببندید تا افراد خودباخته که دچار خودتحقیری شدهاند، از خواب غفلت بیدار شوند.
