به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، در ادامه بازخوانی سیره مجاهدانه شهید «سامر شریعتمدار»، این بار برادر شهید در گفتگویی، از ابعاد پنهان شخصیت این رزمنده دلاور یگان فاتحین پرده برداشت؛ جوانی که در عین شوخطبعی و وابستگی عاطفی شدید به مادر، در انتخاب مسیر ایثار، صلابتی پولادین داشت.

خادمیاریِ بیت رهبری؛ آرزویی که محقق شد
برادر شهید با افتخار از ارادت سامر به ولایت یاد کرده و میگوید: وی با عشق و سختی فراوان، عنوان خادمیار بیت حضرت آقا را از آن خود کرد، با اینکه مسیر شهرستان طالقان تا تهران بسیار دشوار بود، اما وی با جان و دل این مسئولیت را پذیرفت، امروز خوشحالم که سامر به آرزوی دیرینهاش رسید و عاقبتبهخیر شد.
ته تغاریِ خانواده و وابستگی بی حد به مادر
در خاطرات برادر، سامر همواره «بچه عزیزکرده و تغاری خانواده» بود، برادرش میگوید: با اینکه مردی رزمنده بود، اما وقت غذا خوردن حتماً باید کنار مادر مینشست و فقط دستپخت وی را میخورد، تمام فکر و ذکرش "ننه" بود، از کودکی هم همینطور بود؛ به یاد دارم وقتی کوچک بود و زنبور او را نیش زد، با همان زبان کودکی تقصیر را گردن مادر میانداخت که چرا وی را به باغ برده است، او در عین شجاعت، قلبی بسیار رئوف و وابسته به خانواده داشت.
آخرین معامله با برادر: «مانع رفتنم نشو»
برادر شهید که محرم راز و سنگصبور وی بود، از آخرین گفتگوی دو نفرهشان پیش از شهادت روایت میکند: ما دو دوست و همراز بودیم، همیشه ماموریتهایش را به من میگفت اما تاکید میکرد که مادر مطلع نشود.، صبح پنجشنبه که میخواست برود، به او گفتم سامر جان، تو حالا همسر و فرزند داری، بیشتر مراقب باش، اما وی با نگاهی مصمم به من گفت: "داداش، از تو ممنونم که همیشه راهنمایم بودی، اما این بار از تو خواهش میکنم به من نه نگو، من مسیرم را انتخاب کردهام؛ فقط به ننه چیزی نگو تا تکلیفم روشن شود."
رویای صادقه و پیامی از آن سوی مرزهای دنیا
برادر شهید از دو رویای معنادار پس از شهادت سامر سخن میگوید که نشان از حضور زنده شهید دارد: یک بار در خواب دیدم قرآن به دست دارد و از من خواست که همسر و فرزندش را همراه مادر به زیارت امامزاده ببرم، او گفت ماشینش خراب است و شاید روشن نشود (که بعداً متوجه شدیم واقعاً ماشینش در دانشگاه دچار نقص فنی شده است)، در خوابی دیگر، سامر بر درستی مسیری که انتخاب کرده بود مهر تایید زد و از لذت و آرامشی که در جایگاه جدیدش دارد سخن گفت.
میثاق برادرانه برای ادامه راه
در پایان این گفتگو، برادر شهید شریعتمدار با روحیهای انقلابی بر ادامه راه برادرش تاکید کرد: آرزویم این است که در همان یگانی که سامر خدمت میکرد (یگان فاتحین)، به عنوان خادم حضور یابم؛ حتی اگر کارم جفت کردن کفش رزمندگان یا نظافت باشد، میخواهم ادامهدهنده راه برادرم باشم.

یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان
یادداشت|