
خبرگزاری بسیج _ در هفتههای گذشته، دستگاه عملیات روانی آمریکا با تکیه بر شبکه رسانهای گسترده خود، بهطور منظم در حال القای فضای هراس از جنگ در افکار عمومی ایران بوده است. همزمان با اعزام تجهیزات و ادوات نظامی گرانقیمت به غرب آسیا، فشار تبلیغاتی و روانی افزایش یافته تا جامعه ایرانی در وضعیت نگرانی دائمی قرار گیرد و بر تصمیمسازی کشور اثر بگذارد.
واشنگتن با تمرکز نیروهای نظامی پیرامون ایران و تبلیغات تهدیدآمیز، در پی آن است که تهران در مسیر مذاکرات عقبنشینی کند و توان دفاعی و منطقهای خود را کاهش دهد. با این حال، چنین هدفی بیش از آنکه بر واقعیت استوار باشد، از توهم راهبردی ناشی میشود؛ چراکه هرگونه درگیری برای ایران معنای موجودیتی دارد و واکنش آن نیز متناسب با چنین وضعیتی خواهد بود.
آمریکا ظاهراً به سناریوی «جنگ محدود» امید بسته است، اما آرایش نظامی موجود این کشور در منطقه – شامل چند ناو هواپیمابر و شمار نسبتاً اندکی جنگنده – با یک درگیری گسترده و طولانیمدت همخوانی ندارد. مقایسه با حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ نشان میدهد توان فعلی آمریکا بسیار کمتر از آن است که بتواند جنگی تمامعیار را پیش ببرد.
بنابراین، اقدام احتمالی واشنگتن بیش از هر چیز تلاشی برای اعمال فشار روانی و سیاسی است؛ اما همین تصور محدود بودن جنگ، میتواند به نقطه آسیبپذیری آمریکا بدل شود، زیرا ایران خود را برای نبردی طولانی و پرهزینه آماده کرده است و هر درگیری میتواند به جنگ فرسایشی تبدیل شود که بهمرور توان و اعتبار آمریکا را تحلیل میبرد.
تحولات اخیر از جمله رزمایشهای نظامی گسترده و مواضع صریح رهبر معظم انقلاب، گویای سطح بالای آمادگی و اراده دفاعی ایران است.
پایگاههای متعدد آمریکا در منطقه و دهها هزار نیروی مستقر در آنها، در صورت وقوع درگیری، در معرض تهدید قرار خواهند گرفت؛ حتی پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند نیز در محاسبات جدید ایران لحاظ شده و برد موشکهای اعلامشده نشان میدهد فاصله جغرافیایی دیگر مانع محسوب نمیشود. از این رو، هر برخورد نظامی میتواند دامنهای فراتر از پیشبینی اولیه پیدا کند و توازن امنیتی منطقه را تغییر دهد.
در چنین شرایطی، راهبرد رسمی ایران ممکن است از مدیریت تنش به تقابل تمامعیار تغییر یابد؛ تغییری که پیامد آن بازآرایی موازنه قدرت در غرب آسیا خواهد بود.
نگاه غالب در تهران این است که مذاکرات کنونی بیشتر جنبه تحمیلی دارد تا توافقی؛ بنابراین حتی امتیازدهی یکجانبه نیز نمیتواند مانع از درگیری شود. جامعه ایران نیز در برابر تهدید خارجی معمولاً به سمت انسجام بیشتر حرکت میکند و تجربههای گذشته نشان داده که فشار بیرونی موجب فروپاشی داخلی نمیشود، بلکه همبستگی ملی را تقویت میکند.
در نهایت، تحلیلها حاکی از آن است که آمریکا با سه دسته چالش مواجه است: نخست، ضعف عملیاتی برای اجرای جنگ گسترده و پایدار؛ دوم، پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی که میتواند بازارهای جهانی و موقعیت متحدان را بیثبات کند؛ و سوم، خطر شکست راهبردی که موجب تقویت جایگاه منطقهای ایران و تضعیف اعتبار واشنگتن خواهد شد. نتیجه این معادله حساس آن است که تهران اعلام کرده توافق منطقی را میپذیرد، اما در برابر اجبار به تسلیم، قاطعانه ایستادگی خواهد کرد؛ و انتخاب مسیر آینده، در نهایت به تصمیم طرف مقابل بازمیگردد.
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛