۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
17:34
کد خبر : 9749841
۰۱:۵۰

۱۴۰۴/۱۲/۱۷
خبرنگار بسیج گزارش می دهد؛

دلم قرص است به سربازان امام(ره)

یک رزمنده دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار بسیج در حاشیه اجتماع مردمی در شهرک شهید رجایی مشهد، از دلواپسی هایش برای انقلاب گفت.

به گزارش خبرگزاری بسیج استان خراسان رضوی از مشهدمقدس، امشب برای تهیه گزارش از اجتماع مردمی هفتمین شب شهادت رهبر انقلاب به بلوار حر در مشهد رفتیم؛ جایی که مردم شهرک شهید رجایی مثل همیشه با حضوری پرشور و مقتدرانه در صحنه حاضر شده بودند.

جمعیت آرام‌آرام درحال حرکت بود و صدای زمزمه دعا و شعارهای مردمی در فضا پیچیده بود. کمی از اجتماع فاصله گرفتم تا مسیر بازگشت را در پیش بگیرم. هنوز خیلی از جمعیت دور نشده بودم که چشمم به زن و مرد سالمندی افتاد که روی یک سبد پلاستیکی مقابل مغازه‌ای نشسته بودند و در سکوت، اجتماع مردم را تماشا می‌کردند.

به نظر می‌رسید برای دیدن این اجتماع آمده‌اند؛ اما وقتی نزدیک‌تر شدم فهمیدم ماجرا فراتر از تماشا است. آن‌ها آمده بودند چون دلواپس انقلابشان بودند.

به سراغشان رفتم و سلام کردم. از حال دلشان پرسیدم. مرد سالمند با چهره‌ای آرام اما چشمانی نمناک گفت: پسرجان، من در زمان دفاع مقدس حضور داشتم؛ شهادت تک‌تک رفقایم را دیدم.

لحظه‌ای مکث کرد و ادامه داد: اما هیچ‌وقت سختی شهادت آنها به اندازه شهادت رهبر عزیزمان برایم سنگین نبود. روزی که خبر شهادتش را شنیدم خیلی گریه کردم.

حال دلش آمیخته‌ای از اندوه و دلبستگی بود. حرف‌های زیادی داشت؛ اما من در آن لحظه نمی‌دانستم چه باید بپرسم تا بتوانم به عمق حرف‌هایی که در دل داشت برسم. احساس می‌کردم در پشت آن سیمای نورانی، گنجینه‌ای از خاطرات و ناگفته‌ها نهفته است؛ حرف‌هایی که شاید نسل ما کمتر شنیده است.

او از نسلی بود که قبل از انقلاب را دیده است؛ نسلی که طعم آن روزها را چشیده و تفاوت آن دوران با امروز را با تمام وجود لمس کرده است. قدر انقلاب را شاید بیشتر از ما جوانان می‌دانند؛ ما فقط شنیده‌ایم، اما آنها دیده‌اند.

مرد سالمند از روزهای جنگ گفت؛ از زخم‌هایی که هنوز یادگار آن روزها بر پیکرش مانده است. از روزهایی که به گفته او «جنگ به ایران تحمیل شده بود و بسیاری از قدرت‌های دنیا مقابل ایران ایستاده بودند».

در میان حرف‌هایش بارها خدا را شکر می‌کرد. می‌گفت: با برکت انقلاب امام خمینی(ره) و بصیرت مردم شجاع و ولایت‌مدار ایران، امروز کشور به این اقتدار رسیده است.

او به جمعیتی که در خیابان حضور داشتند اشاره کرد و ادامه داد: الان یک هفته از شهادت رهبرمان گذشته، اما ببین مردم چگونه ایستاده‌اند. سربازان این انقلاب همان‌طور که در زمان حضور ایشان ایستادگی می‌کردند، امروز هم در خط مقدم هستند.

در چشمانش اندوهی عمیق موج می‌زد؛ اما در دل حرف‌هایش امیدی بزرگ نیز دیده می‌شد. امیدی که می‌گفت راه این انقلاب ادامه دارد.

وقتی از او خداحافظی کردم، همچنان کنار همسرش در همان گوشه نشسته بود و به جمعیت نگاه می‌کرد؛ جمعیتی که هر کدام شاید روایت‌هایی شبیه به روایت او در دل داشتند.

و در دل این اجتماع، یک جمله بیشتر از همه در ذهنم ماند: در دل‌ها غوغایی برپاست؛ غوغایی که می‌گوید این انقلاب تنها نیست و امام عصر(عج) ناظر و راهبر مسیر آن است.

انتهای خبر/


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید