۰۸ / خرداد / ۱۴۰۵ - 29 May 2026
21:35
کد خبر : ۹۷۵۴۴۹۲
۱۸:۰۸

۱۴۰۵/۰۱/۲۸
پدر شهید در مصاحبه با خبرگزاری بسیج؛

شهید امیرحسین دهقان‌نژاد با زندگی شهیدانه به مقام شهادت رسید؛ نمادی از نخبگی، تعهد و ایثار بود

پدر شهید امیرحسین دهقان‌نژاد از ویژگی‌های شخصیتی، سابقه تحصیلی و خدمتی وی در نیروی هوافضا و نحوه شهادتش سخن گفت و تاکید کرد که شهید جوانی نخبه، متدین و پرتلاش بود که با زندگی شهیدانه، به آرزوی شهادت نائل آمد.

 محمد باقر دهقان‌نژاد پدر شهید امیرحسین دهقان‌نژاد از شهدای جنگ تحمیلی رمضان، در گفت و گوی اختصاصی با رقیه دین محمدی خبرنگار خبرگزاری بسیج از البرز، از ویژگی‌های شخصیتی فرزندش، سابقه تحصیلی و خدمتی وی در نیروی هوافضا و نحوه شهادتش سخن گفت.

 وی تاکید کرد که شهید امیرحسین دهقان‌نژاد جوانی نخبه، متدین و پرتلاش بود که با زندگی شهیدانه، به آرزوی شهادت نائل آمد و شهادتش پاداش ایثار و تعهدش به میهن و انقلاب اسلامی بود.

او با زندگی شهیدانه به مقام شهادت رسید؛ نمادی از نخبگی، تعهد و ایثار

محمدباقر دهقان‌نژاد در این مصاحبه بیان کرد: امیرحسین متولد سال ۱۳۷۳ و اولین فرزند خانواده است، شهادت وی در دهم اسفندماه ۱۴۰۴ رخ داد و در هفدهم اسفندماه به خاک سپرده شد، امیرحسین یک فرزند یک سال و هشت ماهه دارد، ما او را از امام رضا (ع) گرفتیم و به حضرت زهرا (س) نذر کردیم، امیرحسین از همان دوران کودکی علائم فرزندی با آینده‌‌ی بسیار درخشان را داشت و جزو دانش‌آموزانی بود که دوران تحصیلش را با هوش بالا و درس‌خوانی سپری کرد، در دوران دبیرستان، جزو دانش‌آموزان رتبه‌های برتر مدرسه بود، پس از ورود به دانشگاه، در رشته برق دانشگاه شاهرود پذیرفته شد و جزو دانشجویان نخبه بود، پیش از رسیدن به سن بلوغ، نمازهایش را می‌خواند و روزه‌هایش را می‌گرفت، همسرم نیز می‌گوید یکی از دلایل رسیدن امیرحسین به این جایگاه، این بود که من سعی کردم در بسیاری از اوقات با وضو به وی شیر دهم، به ویژه در دوران بارداری، مادرش بسیار مراعات می‌کرد تا در محیط نامحرم قرار نگیرد و در فضاهایی که ممکن است تأثیر منفی بر کودک بگذارد، حاضر نشود، تمام این عوامل باعث شد که به مقام شهادت برسد و به این جایگاه دست یابد، به قول معروف، ابزارش را داشت و خداوند این سعادت را نصیبش کرد.

وی در ادامه به سابقه خدمتی شهید اشاره کرد و گفت: امیرحسین پس از اخذ مدرک کارشناسی، جزو دانشجویان نخبه‌ای بود که از طریق نیروی هوافضا جذب شد و وارد مهندسی هوافضا شد، او با شرایطی که داشت به راحتی می‌توانست در دانشگاه‌های خارج از کشور جذب شود، اما خودش خواست که در نیروی هوافضا به کشور خدمت کند. امیرحسین در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه زخمی شده بود و ۴۰ درصد بدنش سوخته بود و جانبازی ۲۵ درصد داشت، اما با این حال به دفاع از میهن ادامه داد، یک‌بار به وی گفتم تو دین خود را به میهن ادا کرده‌ای، از قسمت عملیات خارج شو و به قسمت ستادی برو اما پاسخ داد من در جنگ ۱۲ روزه سه تن از دوستانم را جلوی چشمانم از دست دادم؛ آنها سوختند و من نمی‌توانم در آن دنیا پاسخ بچه‌ها را بدهم، من در قسمت عملیات می‌مانم و در نهایت در بمباران پایگاهشان به شهادت رسید و پنج روز بعد پیکرش از زیر آوار پیدا شد.

محمدباقر دهقان‌نژاد با تاکید بر سبک زندگی شهید بیان داشت: کسی که بخواهد شهید شود، باید شهیدگونه زندگی کند و امیرحسین همین‌گونه بود، من از دو سال پیش، از رفتارهایی که داشت، می‌دانستم که به شهادت می‌رسد، امیرحسین اصلاً مال این دنیا نبود، بسیار مهربان بود و همراهی برای پدر و مادرش به شمار می‌رفت، در دوران زندگی ۳۲ ساله‌اش، حتی یک بار از فرزندم نرنجیدم؛ نه من و نه مادرش، با خواهرش، مادرش و با من رفیق و همراه بود، من بچه از دست نداده‌ام، بلکه رفیق از دست داده‌ام، همراه از دست داده‌ام، وی جوانی فوق‌العاده بود؛ از نظر اعتقادی، فکری و از همه نظر، اگر شرایط روحی‌ام فراهم شود، می‌خواهم زندگینامه‌اش را بنویسم؛ داستان به دنیا آمدنش و دورانی زندگی‌اش را.

وی ادامه داد: روایت است که فوت عالم و بزرگان، ثلمه است و شاید بتوان گفت از دست دادن امیرحسین برای ما ثلمه بود و خیلی برای ما سخت می‌گذرد، اما افتخار می‌کنیم؛ برای اینکه فرزندمان این مسیر را رفته و به کشورمان این‌گونه خدمت کرده است، امیرحسین امانتی بود که خدا به ما سپرده بود و حالا امانت را پس دادیم، فرزندی آرام، متین، اهل دیانت، اهل روضه، اهل نماز؛ اهل احترام به پدر و مادر، ما از وی حتی یک لحظه ناراحت نشدیم؛ یعنی واقعاً شهید شد و طوری رفتار کرد که به عنوان یک پدر خوب، همسر خوب و فرزند خوب رفت، به ویژه به خانواده همسرش این‌قدر محبت کرده بود که آنها بیشتر از ما در فراقش سوگوارند، خداوند گلچین می‌کند، امام صادق (ع) می‌فرماید که دنیا بزنگاه دارد؛ هر کس از این بزنگاه‌ها درست استفاده کند، برنده می‌شود و شهدا برندگان این بزنگاه‌ها هستند.

پدر شهید درباره آخرین مکالمه با فرزندش، گفت: آخرین مکالمه‌ام با شهید تقریباً شب شهادت، پنج یا شش ساعت پیش از شهادتش بود، تماس گرفت، با همسر و مادرش صحبت کرد و سپس گوشی را به من دادند، گفتم امیرحسین جان، چطوری؟ گفت خوبم، دیدم خیلی خسته است؛ صدایش خیلی خسته بود، گفت نگران من نباشید و خداحافظی کرد، این آخرین صحبت ما بود.

وی افزود: پنجشنبه پیش از شهادتش، یعنی دو روز پیش از حمله به ایران، صبح از خواب بیدار شده بود و به همسرش گفته بود آمریکا به ایران حمله می‌کند و من شهید می‌شوم، وی علاقه زیادی به امیرالمؤمنین (ع) داشت و به همین جهت تربت کربلا، نجف و امام رضا (ع) را جمع کرده و در یک پلاستیک پیچیده بود و به همسرش سپرده بود که بعد از شهادتش آن را داخل کفنش بگذارند، همسرش شروع به گریه و ناراحتی کرده بود که چرا چنین می‌گویی، در پاسخ گفته بود می‌دانم که عاقبتم شهادت است، اینها همه پیام‌هایی برای جوانان امروز است؛ برای آنان که این صحنه‌ها را می‌بینند، شهدا پیش‌قراولان ما هستند و مردم هم پشت سر شهدا در حرکت هستند، مسیری که شهدا رفته‌اند و سمتی که مردم شب‌ها در خیابان‌ها ایستاده‌اند، مسیر درستی است، اگر می‌خواهید بدانید چه کسانی سرباز امام زمان (عج) خواهند شد، این جمعیتی که در این خیابان‌ها و میدان‌ها هستند، امام زمان (عج) آنان را به عنوان سربازان خود انتخاب خواهد کرد، مردم الحمدلله بیدارند؛ ما باید در کنار مردم باشیم و از مردم عقب نیفتیم.

محمدباقر دهقان‌نژاد خطاب به نسل جوان، گفت: به نسل جوان فقط یک نکته می‌خواهم بگویم که اگر می‌خواهند مسیر درست را بروند، باید مسیر شهادت را طی کنند، امیرحسین از اولین حقوقی که گرفته بود، خمس پرداخت کرد؛ یک جوان بیست و دو سه ساله، اولین کاری که کرده، خمس حقوقش را داده است، باید اینها را بگوییم و در جامعه رواج دهیم، امیرحسین با اختیار خودش و به محض اینکه به سن بلوغ رسید، نماز خواند و روزه گرفت و آخر هم با زبان روزه به شهادت رسید.

وی در پایان به بهترین خاطراتش با شهید اشاره کرد و بیان داشت: بهترین خاطراتم با امیرحسین، مسافرت‌هایی بود که باهم به مشهد می‌رفتیم، امیرحسین مقید بود که سالی یک بار یا دو بار به زیارت امام رضا (ع) برود، آخرین خاطره‌ای که از امیرحسین دارم، تقریباً یک ماه پیش از شهادتش بود که با هم به مشهد رفتیم، امیرحسین عادت نداشت تنها به حرم برود، اما این بار پس از زیارت خانوادگی، ما را به محل اقامتمان می‌رساند و خودش دوباره تنها به حرم برمی‌گشت، فکر می‌کنم بهترین اتفاقی که برای امیرحسین افتاد، همان زیارت‌هایی بود که آخر وقت پس از ما خودش تنها رفت و به نوعی امیرحسین شهادت را از امام رضا (ع) گرفت، وی با امام رضا (ع) معامله کرد. یک‌بار گفتم امیرحسین، دخترت را بغل کن، نگذار زیاد گریه کند در حالی که خیلی دوستش داشت، گفت بابا، بگذار زیاد عادت نکند به من، من آن موقع نفهمیدم چه گفت، اما پس از شهادتش فهمیدم که این مسیر را برای خودش باز می‌کرد تا حداقل به این بچه وابسته نشود.

پدر شهید افزود: وقتی در جنگ ۱۲ روزه پس از زخمی شدنش برای دیدنش به بیمارستان رفتم، بسیار گریه می‌کرد، گفتم چرا گریه می‌کنی؟ گفت خیلی پشیمانم که شهادت نخواستم، بچه‌ها یکی یکی از من خداحافظی کردند و گفتند دعا کن شهید شویم، وقتی موشک زدند، آنان سوختند، من هم سوختم اما آنها شهید شدند و من ماندم، ای کاش من هم طلب شهادت کرده بودم، اما دیری نپایید که به آرزوی خود رسید و رزق شهادت نصیبش شد، خوشا به حال امیرحسین که از ما خیلی جلوتر بود.


گزارش خطا

ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید