به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

یکی از ابواب معارف امام رضا (ع)، ادراک حقیقت نعمت و حقیقت شکر است.
بعضی از اساتید و اهل معرفت، شکر را ثمره باورناب توحیدی میدانند.
به این معنا که هرکس توحیدش قویتر باشد یعنی فقیر بودن محض خود و ربوبیت الهی را روشنتر واضحتر درک نماید، شکرش هم بیشتر و عمیقتر است.
شکرگزاری هم فقط شکر قلبی و زبانی نیست، شکر یعنی، دیدن و درک نعمت و بهکارگیری آن نعمت در مسیر تعالی و تحقق هدف خلقت خود و جامعه؛ برای تخلق بأخلاق الله.
مهمترین آیه قرآن در باب شکر، این آیه است: «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ» (ابراهیم: ۷). خدای متعال در مقابل نعمتی که به ما عنایت کرده، از ما شکر خواسته و فرموده: اگر شکر کنید، نعمتهایم را بر شما میافزایم و اگر کفران کنید، عذابم شدید است.
یکی از ابواب معرفتی امام رضا (ع)، تدبر در همین آیه است؛ اینکه سؤال اینجاست: این کدام نعمت است که خدا اینگونه بر آن تاکید و سختگیری کرده است؟
البته همهی نعمتهای خدا مهم هستند و در مقابل همه باید شکر کرد، اما این نعمت ویژه چیست که چنین سفارش شده است؟ در روایات ملاحظه میکنیم که خدای متعال دو چیز را از بنده میخواهد: در مقابل نعمتها شکر کند تا نعمت افزوده شود (چون اگر انسان شکر نکند، باب افزودن نعمت بسته است) و در مقابل غفلتها و خطاها استغفار کند تا خداوند وی را تطهیر کند و اگر در میان شکر و استغفار حرکت کنیم، خداوند جبران میکند.
شکر چند رکن دارد: ۱. توجه به نعمت: ما غرق در نعمتهای خدا هستیم و این نعمتها قابل شمارش نیست: هرچه بیشتر توجه کنیم، این پردههای غفلت کنار میرود و نعمتهای باطنیتر را درمییابیم.
شرط اول شکر، توجه به نعمت است، انسانی که غافل باشد، نمیتواند شکر کند.
۲. نسبت ندادن نعمت به خود، وقتی انسان به نعمت توجه کرد، نباید آن را به خود نسبت دهد؛ مانند قارون که گفت: «این ثروت را با دانش خود به دست آوردهام» (إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدی (قصص: ۷۸))، اگر امکانات را در راه خدا خرج نکنیم، نابود میشوند و اگر در راه خدا خرج کنیم، ماندگار میشوند.
۳. نسبت ندادن نعمت به دیگران: نباید نعمت را به دیگران هم نسبت دهیم و نگوییم این سفره از زمین، کشاورزی، بارشهای باران، بذر مناسب، بهتعبیر بسیاری از دانشمندان غربی «طبیعت» و... است.
اگر دیگران را ببینیم، در نهایت مشرک میشویم و دست نیاز به سوی آنان دراز میکنیم. یادمان هم باشد، برای تحقق اصل و غایت «لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید: ۲۵)، باید کنار هم باشیم و مردمدار باشیم، نباید با نگاههای صفروصدی و مطلق، و به اسم توحید، واسطههای نعمت و مجاری الهی نعمت را ندید گرفت. اما این واسطهها را اصیل نبینیم؛ اصالت با خدای متعال است، اوست که مسبب الاسباب است. پس انسان باید نعمت را ببیند، آن را نه از خود بداند و نه از دیگران، بلکه از خدا بداند، این قدم اول در وادی شکر است. اگر حمد زبانی هم گفت، کاملتر میشود.
اما آن نعمت ویژه که خداوند بر شکر آن تاکید کرده چیست؟ در حدیثی از امام رضا (ع) نقل شده که حضرت فرمودند: «خداوند در دنیا هیچ نعمت حقیقی قرار نداده است» (لَیسَ فِی الدُّنْیا نَعِیمٌ حَقِیقِی (عیون أخبار، ج۲، ص۱۲۹)).
شخصی برایش سؤال شد که قرآن میفرماید: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» (تکاثر: ۸). امام (ع) فرمود: منظور از نعمت در آن آیه، آب گوارا و خواب شیرین و ... نیست؛ بلکه نعمت حقیقی، «ولایت ما» است: «وَ لَکِنَّ النَّعِیمَ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَیتِ وَ مُوَالاتُنَا».
چرا ولایت و امامت نعمت است؟ زیرا اگر از ولیّ و امام جدا شویم، در وادی کوری قرار میگیریم، امام چراغ هدایت است.
اگر به امام برسیم، با نور او عالم را میبینیم و اگر نرسیم، در تاریکی و گمراهی خواهیم بود.
امام باب الله و صراط مستقیم است و اگر امام نباشد، راه بندگی و شکر بسته است.
در روایات آمده که همهی علوم به امیرالمؤمنین (ع) داده شد و وی باب مدینهالعلم است، راه رسیدن به معرفت الله از این باب میگذرد و شکر واقعی یعنی عبادت خداوند؛ یعنی از وی بگیریم و به وی برگردانیم. این ممکن نیست مگر از راه ولایت امام، امام واسطهی فیض و باب توحید است.
در زیارت جامعه میخوانیم: «بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یخْتِمُ». پس آن نعمتی که خداوند بر شکر آن تاکید کرده، نعمت ولایت است.
اگر این نعمت را شکر کنیم (یعنی در مسیر امام حرکت کنیم)، شکر همهی نعمتها تحقق یافته است؛ و اگر کفران کنیم، گویا همهی نعمتها را ناسپاسی کردهایم.
خطبه دوم/شنبه/۵ اردیبهشت/شکست حمله نظامی آمریکا در طبس (۱۳۵۹ ش) دوشنبه/۷ اردیبهشت/روز ایمنی حمل و نقل چهارشنبه/۹ اردیبهشت/۱۱ ذیالقعده/ ولادت امام رضا علیهالسلام (۱۴۸ ق) شکست آمریکا در ویتنام (۱۹۷۵ م) پنجشنبه/۱۰ اردیبهشت/ روز ملی خلیج فارس و آغاز عملیات بیت المقدس (۱۳۶۱ ش)
نبی مکرم صلی الله علیه و آله سالها قبل از تولد امام رضا علیه السلام فرمودند: «سَتُدْفَنُ بَضْعَةُ مِنِّی بِخُرَاسَانَ» تعبیر "بضعة منی" که در مورد امام رضا علیه السلام بیان فرمودند و قبلا در خصوص وجود مبارک حضرت زهرا علیها السلام ذکر کردند، بسیار قابل توجه است.
حضرت در ادامه فرمودند: «مَا زَارَهَا مَکْرُوبُ إِلَّا نَفَّسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ کَربَهُ» هر کسیکه غم و اندوه و ناراحتیای در دل دارد، امام رضا را زیارت کند غمش برطرف میشود، «وَ لَا مُذْنِبُ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ» (الفقیه، ج۲، ص۵۸۳)؛ هیچ گناهکاری به زیارت او نمیرود مگر آن که با آمرزش گناه برمیگردد.
هم غمزُدایی، هم گناهزُدایی برکاتی است که نبی مکرم صلی الله علیه و اله سالها قبل از تولد امام رضا علیه السلام درباره ثواب زیارت آن حضرت بیان فرمودند، ماه ذیقعده ماه انس با امام رضا علیه السلام است.
شکست نیروی دلتای نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا در عملیات پنجه عقاب در منطقه عمومی طبس به گونهای واضح و آشکار معجزهگون بود که حتی هارولد براون (وزیر دفاع آمریکا) وقتی در برابر این سؤال که چگونه این فاجعه بزرگ به وقوع پیوست در حالی که به شدت متحیر بود چنین پاسخ میدهد: «آیتالله خمینی در بالکن محل سکونت خود حضور یافت و با هر حرکت دست او یک هواپیما به زمین افتاد».
بهبیان رهبر شهید انقلاب: «مناسبتهای تاریخی غالباً حکم یک نماد و یک سمبل را دارند. نماد یعنی یک رمزی که پشت سر خود، در دل خود، معانی فراوانی نهفته دارد.
انسان یک کلمه بر زبان میآورد، معانی و حقایق بسیاری در دل این کلمه هست. آن روزی که لانهی جاسوسی تسخیر شد، دولت آمریکا آبرو و اعتبار و هیمنهاش چندین برابر امروز بود؛ اما آمریکای با آن هیمنه و با آن عظمت، ناگهان در چشم ملتها فروکش کرد.
کار به جائی رسید که رئیس جمهور آمریکا برای نجات این گروگانها دست به حملهی نظامیِ پنهانی و شبانه به ایران زد.
با هلیکوپتر و هواپیما حمله کردند، آمدند در طبس پیاده شدند؛ که آن ماجرای معروف طبس اتفاق افتاد، خدای متعال آبروی اینها را برد، هواپیماها و هلیکوپترهاشان آتش گرفت و مجبور شدند از همان طبس برگردند و بروند» (نک: ۱۲/۰۹/۱۳۸۹).
پس از چهلوشش سال از گذشت این واقعه، هنوز پیام امام خمینی (ره) که همان روز پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹ صادر شده است، بهترین تحلیلها است.
گزارههایی را که امام راحل بیان میکنند، به مثابه تبیین ابعاد حمله، علل و عوامل و پیامدهای آن برای استکبار و نحوه مواجهه ملت ایران است.
در پیام امام (ره) آمده است: همان کلام را بخواهیم بروز کنیم به جای کلمه کارتر، بگوئیم ترامپ، «اینجانب که کراراً گفتهام «کارتر» [میتوانیم بخوانیم «ترامپ»]براى وصول به ریاست جمهورى حاضر است به هر جنایتى دست بزند و دنیا را به آتش بکشد، شواهد آن یکى پس از دیگرى ظاهر شده و مىشود.
اشتباه کارتر [ترامپ]در آن است که گمان مىکند با دست زدن به این مانورهاى احمقانه مىتواند ملت ایران را که براى آزادى و استقلال خویش و براى اسلام عزیز از هیچ فداکارى رویگردان نیست، از راه خودش که راه خدا و انسانیت است منصرف کند.
کارتر [ترامپ]باز احساس نکرده با چه ملتى روبهرو است و با چه مکتبى بازى مىکند. ملت ما ملت خون و مکتب ما جهاد است.
کارتر [ترامپ]باید بداند که این عمل احمقانه او در ملت امریکا چنان اثرى خواهد گذاشت که طرفداران او را مخالفان او خواهد کرد.
کارتر [ترامپ]باید بداند که با این عمل بسیار ناشیانه حیثیت سیاسى خود را به صفر رساند و از ریاست جمهورى باید قطع امید کند.
کارتر [ترامپ]با این عمل خود ثابت کرد که قدرت تفکر را از دست داده و از اداره یک کشور بزرگ مثل آمریکا عاجز است.
کارتر [ترامپ]باید بداند که ملت ما با مکتبى بزرگ شدهاند که شهادت را سعادت و فخر مىدانند و سر و جان را فداى مکتب خود مىکنند.
اکنون که شیطان بزرگ دست به کار احمقانه زده است، ملت شریف و رزمنده ما از این مانور احمقانه که به امر خداى قادر شکست خورد، هراسى به خود راه ندهند که حق با ما و خدا پشتیبان ملت مسلمان است» (نک: جلد ۱۲ صحیفه امام خمینی (ره)، از صفحه ۲۵۵ تا صفحه ۲۵۷).
معجزه طبس تمام نشده است، چون بهبیان شهید امام خامنهای: «دشمن نمیتواند بفهمد که در این عالم به غیر از محاسبات سیاسی، محاسبات دیگری هم وجود دارد که همان سنتهای الهی هستند.
ملت ایران در دهه شصت با قرار گرفتن در مدار یکی از سنتهای الهی یعنی جهاد و ایستادگی توانست دشمن را ناامید کند.
امروز نیز همان قاعده و قانون جاری است و خداوند امسال همان خداوند دهه شصت است و باید تلاش کنیم خود را مصداق سنتهای الهی قرار دهیم تا نتیجه آن پیشرفت و پیروزی باشد» خب مهلت دو هفتهای آتش بس تمام شده و حالا خود آمریکا یک جانیه ادامه داده هر چند در طول این دوهفته شیطنتهایی را انجام داده، اگر بخواهد اقدامی بکند محکمتر از از گذشته پاسخ او را خواهیم داد و دیگر آتش بسی نباید باشد تا رفع فتنه وی باید پیش برویم لکن لازم است خطاب به مسئولین عزیز چند نکتهای را عرض کنم،
اولا با در نظر داشتن شرایط حساس کنونی، انتظار میرود که مسئولین برای جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده دشمن و ایجاد اختلاف و بدبینی در جامعه و از سوی دیگر برای جلب اعتماد و حمایت قاطع مردم، تا جایی که امکان دارد و مربوط به اسرار نظامی و مسائل خاص امنیتی نمیشود، مردم باید در جریان جزئیات امور قرار بگیرند.
راز از پرده برون افتاده، دیگر راز نیست! در زمینه مذاکرات یا هر چیز دیگر، اگر موضوعی است که آمریکاییها در جریان آن قرار دارند، صهیونیستها از آن خبردار شدهاند، واسطهها از آن مطلع هستند، رسانههای معاند و غیرمعاند خارجی خبردار شدهاند، در این صورت دیگر اسرار نیست و معنا ندارد که مردم آن را از زبان دشمنان بشنوند.
همچنان که خبر دادن به مردم و رسانهها در مورد مسائلی که یک پای آن، دشمن خارجی است، نباید بهصورت کلی و یا مبهم باشد که زمینه سوءاستفاده ایجاد کند و فضایی را برای روایت دشمن باز کند.
برخی جزئیات که حساس هستند باید بازگو شود، برای نمونه، توییت ابهامدار وزیر امورخارجه کشورمان در مورد بازشدن تنگه هرمز موجب شد که ترامپ با چندین پیام، روی آن موجسواری کند.
اعتماد ملی، سرمایهای ارزشمند و حیاتی برای نظام جمهوری اسلامی است که دشمن از هر طریقی درصدد تخریب آن برمیآید.
از یک سو، مردم باید با حُسن ظن به مسئولان، در برابر توطئههای دشمن برای ایجاد بدبینی و ناامیدی هوشیار باشند و از سوی دیگر، مسئولان نیز با صداقت و صراحت، بیان واقعیتها و اطلاعرسانی سریع و دقیق، زمینهساز جلب و حفظ این اعتماد شوند.
در عصر سلطه رسانهای دشمن، تنها با اتخاذ رویکردی فعال در عرصه اطلاعرسانی و پرهیز از ابهامگویی، میتوان میدان روایت را از تصرف دشمن خارج کرد و از خدشه به اعتماد ملی جلوگیری کرد.
ثانیا ملت ایران آمادگی کامل دارد و این در پویش جانفدا که ۳۰ میلیون و اندی ثبت نام کردند، مشخص است، در این ۵۳ شبی که در هر شرایطی بوده آمدهاند و هیچ منتی هم مردم به کسی ندارند، برای اعتقاد و باورشان بوده که آمدند، برای اسلام و انقلاب و ایران و امام شهدیدشان که دوستشان دارند و حاضر به جانفشانی هستند، اما انتظار دارند به دغدغه هایشان رسیدگی بیشتر شود، نباید در این شرایط سخت اقتصادی که مردم با نجابت کامل تحمل و صبوری میکنند، عدهای باشند که گرانفروشی کنند و قلدری هم بکنند!
ثالثا این گرانی بدون در نظر گرفتن شرایط حاملهای انرژی و برخی خدمات دیگر مانند گاز و ... بارها مراجعه داشتیم، از قیمتهای سرسام آور، خب مگر چقدر درآمدها رفته بالا که از اینطرف این گران سازیها رخ میدهد، مقداری مردم را درک کنید. هزینهها را عمده اش را از مسیر دیگری مهیا کنید.
رابعا خبرهایی شنیدهایم که بررسی هم مردم درست است که تامین اجتماعی قرار است منتقل شود ار ماهدشت به کرج، بدلیل عدم تامین هزینههای جاری مانند اجاره و حقوق و ... که از محل درصدی از درآمد بیمهای تامین میشده و موضوع کوچک سازی و کم کردن هزینهها و استفاده از برنامههای مجازی غیر حضوری، خب عرض ما این است که تا زیر ساختهای خدمات غیر حضوری را آمده نکردید، چرا مردم را به زحمت میاندازید که هم محمد شهر و هم ماهدشت تا کرج بیایند، حالا بخشی از خدمات غیرحضوری خواهد بود، خدمات حضوری که بر سر جای خودش باقی است، پس برخی مراجعهها و حضور مردم خواهد بود با این تفاوت که یک مسیر و ترافیک و وقت گذاری مردم بیشتر و بیشتر خواهد شد، بنده بارها عرض کردم، مسئولان خودشان را باید به زحمت بیندازند تا مردم در رفاه بیشتری بهلحاظ دریافت خدمات باشند لذا در این تصمیم عزیزان باید تجدید نظر کنند از آقای استاندار محترم میخواهیم که در مورد این نوع تصمیمات جانب مردم را بیشتر بگیرند و در استان موضوع را حل و فصل کنند و برای مردم نگرانی ایجاد نکنند.