
جنگ با ائتلاف آمریکایی صهیونی همچنان و با شدت در جریان است، اما در صحنه سیاسی و دیپلماسی و کاملاً با پشتیبانی و قدرت آفرینی ماشین نظامی کشور.
پیچیدگی این صحنه نبرد ترکیبی به اضافه جنگ شناختی دشمن، بخشی از جامعه را دچار سردرگمی نموده است. عمده تردید ها درباره حقانیت به کارگیری اسلحه دیپلماسی در این مرحله از کارزار است.
استدلال های بی شماری نیز توسط طرفداران و منتقدان مذاکره ارائه شده است. در این مجال اجازه می خواهم به یک سند و قضاوت بسیار مهم ولی کمتر مورد توجه تحلیل گران دغدغه مند و دلسوز ایرانی اشاره نمایم:
دبیر کل عزیز حزبالله لبنان به مناسبت چهلمین روز شهادت آیتالله العظمی خامنهای پیامی صادر نمودند که یک بخش مهم آن فراز ذیل بود:
« جمهوری اسلامی موفق شد با رهبری آیتالله سیّدمجتبی خامنهای میدان را تثبیت کند و با این پیروزی بزرگ، دشمن با خواری و تسلیم در برابر شروط ایران پای میز مذاکره آمد.»
تصور می نمایم برای اصل به کارگیری دیپلماسی در شطرنج جنگ، آن هم از بیان آن شخصیت محترم و مطلع، تمام کننده باشد، بویژه آنکه اتفاقاً در همان ایام یکی از نگرانی ها، احساس بی توجهی به نقش حزب الله در پایان جنگ بود.
هنگامی که آن فرمانده مقاومت با شناخت دقیق صحنه، چنین نکته راهبردی را یادآور می شوند، مخاطب پرشور ایرانی می بایست درباره نوع قضاوت های خود از میدان نبرد و تصمیمات مسئولان کشور با دقت نظر و عمق اندیشی بیشتری سخن بگوید.
✍جواد بیژنی
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛