۱۲ / شهريور / ۱۴۰۵ - 03 September 2026
07:26
کد خبر : 9762193
۱۴:۳۰

۱۴۰۵/۰۳/۰۶
یادداشت تحلیلی راهبردی؛

معادله معکوس: از «جنگ محدود» تا «صلح فرسایشی»

راهبرد کنونی آمریکا علیه ایران، آغاز یک جنگ تمام‌عیار نیست، بلکه تحمیل یک «صلح فرساینده» است. تحلیل دقیق صحنه، ما را به یک «معادله معکوس» و عقلانی می‌رساند؛ هزینه یک رویارویی محدود و کنترل‌شده برای شکستن این بن‌بست، به مراتب کمتر از هزینه تداوم این صلح فرسایشی و پرهزینه است.

قزوین_راهبرد کنونی آمریکا علیه ایران، آغاز یک جنگ تمام‌عیار نیست، بلکه تحمیل یک «صلح فرساینده» است، وضعیتی که در آن، کشور نه درگیر جنگ است و نه در آرامش صلح. هدف از این «سایه جنگ» دائمی، ایجاد یک «فلج‌سازی محاسباتی» در سیستم تصمیم‌گیری و یک «فرسایش روانی-اقتصادی» در بدنه اجتماعی است. در این بازی، دشمن با هزینه صفر، تلفات روزانه‌ای را بر اقتصاد و امنیت روانی ما تحمیل می‌کند. ادامه دادن این بازی در زمین دشمن، یک خطای راهبردی است.

 

باخت «اقتصاد جنگ» در «خشم حماسی» 

 

تحلیل دقیق صحنه، ما را به یک «معادله معکوس» و عقلانی می‌رساند؛ هزینه یک رویارویی محدود و کنترل‌شده برای شکستن این بن‌بست، به مراتب کمتر از هزینه تداوم این صلح فرسایشی و پرهزینه است. چرا؟ زیرا موازنه قدرت به شکل بنیادین تغییر کرده است. عملیات «خشم حماسی» و نبردهای اخیر، یک حقیقت انکارناپذیر را ثابت کرد؛ آمریکا «اقتصاد جنگ» را به ایران باخته است. منطق نبرد، دیگر بر برتری تجهیزات گران‌قیمت استوار نیست. موشک‌های پدافندی چند میلیون دلاری آن‌ها در برابر پهپادها و کروزهای ارزان‌قیمت ما دچار استیصال شده و ذخایر استراتژیک‌شان رو به اتمام است. آن‌ها توان ورود به یک جنگ فرسایشی را ندارند، در حالی که ما استاد این نبردیم.

 

 «جنگ» به مثابه «گنج» 

 

جنگ نه یک مصیبت، بلکه فرصتی برای دفع دائمی دشمن و ایجاد ثبات بلندمدت و به عنوان ابزاری برای حل ریشه‌ای مشکلات امنیتی و بازدارندگی است. در این منطق، «وضعیت تعلیق» که ناشی از عدم قطعیت و سایه جنگ است، از خود جنگ زیان‌بارتر تلقی می‌شود، زیرا به طور مداوم به اقتصاد و روحیه جامعه آسیب می‌زند. آمریکایی‌ها برای بازگشت به شرایط نظامی و تسلیحاتی قبل از جنگ رمضان اسفند، یعنی زمان آغاز، به پنج سال زمان نیاز دارند؛ یعنی ارتش آمریکا دیگر توان و یارای ایستادگی در برابر قدرت ایران را ندارد.

 

 «صلح واقعی» یا «جنگ واقعی»

 

بنابراین، منطق حکم می‌کند که ابتکار عمل را از دشمن بگیریم. هدف از یک «جنگ محدود»، جنگ‌طلبی نیست، بلکه «تحمیل شفافیت» به دشمن است. دشمن باید بفهمد که گزینه «سایه جنگ» از روی میز حذف شده و باید بین دو گزینه مشخص انتخاب کند: «صلح واقعی» یا «جنگ واقعی». در شرایطی که برتری نظامی و اقتصادی در میدان نبرد از آن ماست، این انتخاب برای دشمن بسیار پرهزینه خواهد بود.

 

راهبرد ما نباید منفعلانه باشد. باید به شکل فعال، این وضعیت تعلیق را در هم شکست. هدف نهایی، پایان دادن به جنگ نیست، بلکه پایان دادن به «امکان تهدید به جنگ» است. آمریکایی ها از سیاست «سایه جنگ» دو هدف اصلی را دنبال می‌کنند؛ نخست، ایجاد بازدارندگی روانی در برابر قدرت‌نمایی ما در تنگه هرمز و عملیات انتقام ما، دوم، تصعید و بالا نگه داشتن فضای تهدید و سایه جنگ در جامعه، به‌گونه‌ای که افکار عمومی به‌جای تمرکز بر «حق مسلم انتقام» و «حاکمیت ملی بر تنگه هرمز»، درگیر نگرانی از عواقب احتمالی جنگ مجدد شود.

 

دکتر مرتضی امیری نژاد

 

انتهای پیام/۱۰۱۰


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید