
خبرگزاری بسیج اردبیل: انگار طبیعت در بلندترین نقطهی تنفسش، جعبهای از شفا را گشوده و هزاران نسخهی سبز را روی دامنهها پخش کرده است. آنجا، باد که میوزد، بوی گیاهان دارویی در هوا میپیچد؛ بویی گرم، تلخ، شیرین و آرامبخش که از لابهلای سنگها، چمنزارها و شکافهای کوه بالا میآید و روح را نرم میکند.سبلان را اگر از نزدیک ببینید، میفهمید چرا بسیاری آن را یک داروخانهی طبیعی میدانند؛ داروخانهای بیدیوار، بیقفسه و بینسخهنویس، اما سرشار از درمان و زندگی. در این پهنهی بلند و خنک، هزاران گونه گیاهی روییدهاند؛ گیاهانی که هرکدام، همچون واژهای در کتابی کهن، معنایی از سلامت و آرامش را با خود دارند. بعضیشان با گلهای ریز و بنفششان چشم را مینوازند، بعضی با برگهای باریک و معطرشان در باد میلرزند، و بعضی دیگر در سکوتِ سنگ و خاک، آنقدر آرام و استوار قد کشیدهاند که گویی سالهاست راز تندرستی را در دل خود حفظ کردهاند.در دامنههای سبلان، آویشن کوهی با عطر تند و دلنشینش میوزد؛ گویی نفسِ کوه را میشود در برگهای کوچک و سبزش حس کرد. گلگاوزبان وحشی با رنگهای لطیف و آرامشبخشش، مثل مرهمی برای دلهای خسته مینشیند.
تنفس در هوای پاک
شیرینبیان، با ریشهای پنهان در خاک سرد و زندهی کوهستان، نشانهای از قدرتی آرام و عمیق است؛ قدرتی که بیصدا کار میکند، اما اثرش ماندگار است. و گیاهان دیگری نیز هستند؛ مریمگلی، کاکوتی، پونهی کوهی، و صدها نام دیگر که هرکدام بخشی از حافظهی شفابخش این سرزمیناند.آنچه سبلان را خاص میکند، فقط فراوانی گیاهانش نیست؛ کیفیتِ نفسکشیدن آنهاست. اینجا گیاهان در هوای پاک، زیر آفتابِ روشنِ کوهستان و کنار برفهای دیرمانده روییدهاند.
رقص عطر در کوهستان
همین هم به آنها طراوتی دیگر بخشیده است؛ طراوتی که در عطرشان میماند، در رنگشان پیداست و در خواص داروییشان جلوه میکند. انگار طبیعت، برای هر گیاه در این کوهستان، نسخهای دقیق و مهربان نوشته است.وقتی در سکوتِ صبحگاهی سبلان قدم میزنی، میان مهِ نازکی که روی دامنهها نشسته و نورِ ملایمی که آرامآرام روی گیاهان میلغزد، احساس میکنی وارد باغی از درمان شدهای. هر بوته، هر گل، هر برگ، یادآور این حقیقت است که طبیعت هنوز هم میتواند پناهی برای تن و تسکینی برای جان باشد.سبلان، با آن شکوه سرد و سپیدش، تنها جای صعود و تماشا نیست؛ جایی است برای یافتنِ عطرِ زندگی در میان گیاهان کوچک و خاموشی که بیادعا، سالهاست شفابخش ماندهاند.