
خبرگزاری بسیج اردبیل: «منابع آبی استان اردبیل در صورت رعایت الگوی کشت برای یک میلیون هکتار اراضی کشاورزی پاسخگو باشد اما اکنون به علت بی اعتنایی به این موضوغ منابع آبی استان جوابگوی ۲۲۵ هکتار اراضی کشاورزی است».در حالی که تغییرات اقلیمی و بحران بیسابقه کمآبی، ساختار سنتی کشاورزی را با تهدیدی جدی روبهرو کرده است، کارشناسان بر این باورند که تکیه بر الگوهای کشت قدیمی، دیگر نه تنها سودآور نیست، بلکه میتواند به نابودی منابع زیرزمینی و امنیت غذایی کشور منجر شود. اکنون «اصلاح الگوی کشت» از یک پیشنهاد فنی، به یک ضرورت امنیتی و اقتصادی تبدیل شده است.تصویر مزارعی که با خشکسالی دست و پنجه نرم میکنند و سفرههای زیرزمینی که با سرعتی بیسابقه در حال تخلیه هستند، زنگ خطری برای سیاستگذاران است. در سالهای اخیر، تضاد میان «آنچه کشت میشود» و «آنچه زمین و آب توان تولید آن را دارند»، شکاف عمیقی در بخش کشاورزی ایجاد کرده است. اما راه حل چیست؟ پاسخ در کلمهای نهفته است که اکنون در کانون بحثهای اقتصادی قرار دارد: اصلاح الگوی کشت.
از بحران آب تا جیب کشاورز؛ زنجیرهای از چالشها
گزارشهای میدانی و دادههای آماری نشان میدهد که یکی از بزرگترین آسیبهای وارد شده به بخش کشاورزی، عدم تطابق محصولات استراتژیک با ظرفیتهای اقلیمی است. کشت محصولات پرآببر در مناطق خشک و نیمهخشک، نه تنها باعث هدررفت بیرویهی منابع آبی شده، بلکه هزینههای تولید را نیز به شدت افزایش داده است.در مناطق مختلف استان اردبیل نیز بارها شاهد این موضوع بودهایم که کشاورزان به علت عدم رعایت الگوی کشت و عدم اطلاع از نیاز بازار محصولات مزارع خود را رها کردهاند.
برخی دادههای آماری از کشاورزی استان اردبیلاستان اردبیل، با وجود آنکه کمتر از یک درصد از مساحت کل کشور را در اختیار دارد، اما ستون اصلی امنیت غذایی ایران محسوب میشود؛ جایی که سالانه ۴.۵ میلیون تن محصول (معادل ۴ درصد از کل تولیدات کشور) از دل زمینهای آن بیرون میآید.این استان با برخورداری از ۷۵۰ هزار هکتار اراضی قابل کشت، نقش حیاتی در اشتغال و تولید ناخالص داخلی منطقه ایفا میکند، اما این شکوهِ تولید، در گروی یک مدیریت هوشمندانه است.چالش اصلی در این میان، مدیریتِ توزیعِ منابع آبی است. در حال حاضر، ۸۰ درصد از آب استان تنها در ۲۲۵ هزار هکتار از اراضی مصرف میشود؛ اما این یک چالش نیست، بلکه یک فرصت است. طبق تحلیلهای کارشناسی، با تکیه بر بهرهوری علمی و اصلاح دقیق الگوی کشت، میتوان این حجم از آب را به گونهای مدیریت کرد که نه تنها نیاز امروز، بلکه نیاز یک میلیون هکتار از اراضی را نیز پوشش دهد.این یعنی با گذار از روشهای سنتی به سوی کشاورزی هوشمند، میتوان ظرفیت تولید را چندین برابر و پایداری زیستمحیطی را تضمین کرد.
توجه به تولید داخل نیاز به واردات را از بین میبرد
زمانی که کشاورز بر اساس نیاز بازار یا عادتهای سنتی، محصولی را میکارد که با کمآبی منطقه در تضاد است، در نهایت یا با ورشکستگی مواجه میشود و یا با کاهش شدید کیفیت محصول، بازار را از دست میدهد.یکی از ابعاد حیاتی که در گزارشهای اقتصادی به آن اشاره میشود، رابطه مستقیم الگوی کشت با امنیت غذایی ملی است. وابستگی شدید به واردات در برخی محصولات اساسی، ناشی از عدم برنامهریزی صحیح برای تولید داخلی در مناطق مناسب است. اصلاح الگو میتواند با جایگزینی محصولات پرآببر با محصولات دارای «ارزش افزوده بالا» و «نیاز آبی کم»، دو هدف را همزمان محقق کند:1. کاهش فشار بر منابع طبیعی: حفظ خاک و جلوگیری از فرسایش اراضی.2. تثبیت درآمد کشاورز: تبدیل شدن کشاورزی از یک فعالیت سنتی و پرریسک به یک صنعت سودآور و پایدار.
چرا الگوی کشت رعایت نمیشود؟با وجود وضوح اهمیت این موضوع، مسیر اصلاح الگوی کشت هموار نیست. گزارشها نشان میدهند که «ترس از ریسک» بزرگترین مانع در برابر کشاورزان است. کشاورز زمانی حاضر به تغییر محصول نیست که از وجود بازار تضمینی برای محصول جدید مطمئن باشد. علاوه بر این، نبود دادههای دقیق و لحظهای از وضعیت خاک و اقلیم و همچنین ضعف در سیستمهای بازاریابی، باعث شده است که بسیاری از طرحهای اصلاح الگوی کشت، در سطح تئوری باقی بمانند و در مزارع عملی نشوند.
چاره چیست؟
برای عبور از این بنبست، کارشناسان بر اجرای یک استراتژی چندجانبه تأکید دارند که شامل موارد زیر است؛توسعه کشاورزی هوشمند: استفاده از فناوریهای ماهوارهای و سامانههای پایش هوشمند برای تصمیمگیری بر پایه واقعیتهای اقلیمی.حمایتهای مشروط: ارائه تسهیلات و بیمههای ویژه به کشاورزانی که داوطلب تغییر الگوی کشت به سمت محصولات سازگار با اقلیم هستند.اتصال تولید به بازار: ایجاد زنجیره ارزش قوی تا کشاورز بداند محصول جدیدش بلافاصله پس از برداشت، خریدار مشخصی دارد.در نهایت، اصلاح الگوی کشت دیگر یک انتخاب برای بهبود کیفیت نیست، بلکه یک «تکلیف برای بقا» است. اگر کشور بخواهد در برابر طوفان تغییرات اقلیمی و نوسانات اقتصادی ایستادگی کند، باید از الگوی «بیشترین تولید به هر قیمت» به سمت الگوی «بهترین تولید با کمترین هزینه منابع» حرکت کند. زمان آنکه کشاورزی با منطق طبیعت و اقتصاد مدرن همسو شود، فرا رسیده است.