
به گزارش خبرگزاری بسیج خراسان رضوی، محمدرضا عطاردی در گفتوگو با خبرنگار بسیج اظهار کرد: در عصر هوش مصنوعی، فضای مجازی دیگر یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه به زیرساخت اصلی زندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. ایران با تکیه بر تجربه تبدیل تنگه هرمز به دارایی راهبردی، میتواند «تنگه هرمز سایبری» را به عنوان نماد استقلال دیجیتال و اقتدار فناورانه خلق کند.
وی با اشاره به اینکه در ادبیات راهبردی برخی داراییها فراتر از مزیت اقتصادی به منبع تولید قدرت ملی تبدیل میشوند، افزود: تنگه هرمز به واسطه ترکیب موقعیت جغرافیایی، توانمندیهای دفاعی و اراده ملی، به یکی از مؤلفههای قدرت جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. پرسش اساسی این است که آیا فضای مجازی نمیتواند «تنگه هرمز جدید» ایران در قرن بیستویکم باشد؟
عطاردی بیان کرد: در نسل جدید فضای مجازی، آنچه اهمیت راهبردی دارد صرفاً دسترسی به اطلاعات نیست، بلکه توانایی تولید، ذخیرهسازی، حفاظت و پردازش دادههاست. دادهها در حال تبدیل شدن به همان نقشی هستند که نفت در قرن بیستم ایفا میکرد. کشورهایی که بتوانند مالکیت و بهرهبرداری مؤثر از دادههای خود را تضمین کنند، بازیگران اصلی نظم جدید جهانی خواهند بود.
تنگه هرمز سایبری؛ از استعاره تا واقعیت راهبردی
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: ایران برای دستیابی به جایگاه کنونی خود در تنگه هرمز، صرفاً بر موقعیت جغرافیایی تکیه نکرد. این موقعیت حاصل دههها سرمایهگذاری بر توان داخلی، توسعه ظرفیتهای دفاعی، نوآوری فناورانه و مهمتر از همه، اتکای راهبردی به سرمایه انسانی و اراده ملی است. همین منطق میتواند در فضای مجازی نیز راهگشا باشد، با این تفاوت که میدان رقابت امروز، بیش از آنکه فیزیکی باشد، دیجیتال است.
عطاردی تصریح کرد: در این میدان، کشورها برای تسلط بر زیرساختها، دادهها، سیستمهای عامل، پلتفرمها، مراکز داده، الگوریتمهای هوش مصنوعی و شبکههای ارتباطی رقابت میکنند. هرگونه وابستگی ساختاری در این حوزهها میتواند به یک آسیبپذیری راهبردی تبدیل شود.
رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند در ادامه با ارائه تشبیهی از سرمایههای ملی گفت: یکی از چالشهای موجود، تمرکز بیش از حد بر لایه کاربردی فضای مجازی و غفلت نسبی از لایههای زیرساختی و منطقی آن است. شبکههای اجتماعی بخش قابل مشاهده فضای مجازی هستند، اما قدرت واقعی در لایههای عمیقتر قرار دارد؛ جایی که سیستمهای عامل، پروتکلهای ارتباطی، مراکز داده، پردازندهها و خدمات ابری قرار گرفتهاند.
سه الزام راهبردی برای تحقق «تنگه هرمز سایبری»
عطاردی در تبیین الزامات عملیاتی این رویکرد گفت: الزام اول، بازنگری در حکمرانی فضای مجازی از یک مسئله صرفاً فناورانه به یک مسئله امنیت ملی و قدرتآفرین است. الزام دوم، فعالسازی سرمایه انسانی، مشارکت مردم، اکوسیستم نوآوری و شرکتهای دانشبنیان به عنوان بازیگران اصلی این عرصه است. بدون حضور فعال مردم و احساس تعلق، هیچ الگوی حکمرانی دیجیتال پایداری شکل نخواهد گرفت.
وی ادامه داد: الزام سوم، عبور از نگاه مصرفی به فضای مجازی و تلقی آن به مثابه یک دارایی راهبردی است. تجربه تنگه هرمز نشان داده که قدرت، بیش از آنکه حاصل برخورداری از منابع باشد، نتیجه شناخت ظرفیتها و تبدیل آنها به مزیت راهبردی است. اگر چنین نگاهی بر سیاستگذاری فضای مجازی کشور حاکم شود، «تنگه هرمز سایبری» نمادی از استقلال دیجیتال، اقتدار فناورانه و نقشآفرینی مؤثر ایران در نظم جدید جهانی خواهد بود؛ نظمی که در آن قدرت نه فقط در مرزهای جغرافیایی، بلکه در مرزهای داده، الگوریتم و هوش مصنوعی تعریف میشود.
خبرنگار: ابوالفضل مودب