به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

امام رضا (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمودهاند که آن حضرت در روز اول محرم، دو رکعت نماز میخواندند و پس از اتمام آن، دستهای خود را بالا برده و این دعا را سه مرتبه زمزمه میکردند (کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) یصَلِّی أَوَّلَ یوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ رَکْعَتَینِ فَإِذَا فَرَغَ رَفَعَ یدَیهِ وَ دَعَا بِهَذَا الدُّعَاءِ ثَلَاثَ مَرَّات): «اللَّهُمَّ أَنْتَ الْإِلَهُ الْقَدِیمُ وَ هَذِهِ سَنَةٌ جَدِیدَةٌ فَأَسْأَلُکَ فِیهَا الْعِصْمَةَ مِنَ الشَّیطَانِ وَ الْقُوَّةَ عَلَى هَذِهِ النَّفْسِ الْأَمَّارَةِ بِالسُّوءِ وَ الِاشْتِغَالَ بِمَا یقَرِّبُنِی إِلَیکَ...» (إقبال الأعمال، ج۲، ص ۵۵۳).
در ابتدای سال، حضرت به ما یاد میدهند که به سه چیز توجه کنیم:
۱. مصونیت از دشمنی شیطان که «عدو مبین» است: «إِنَّ الشَّیطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبینٌ» (یوسف: ۵).
۲. قدرت برای غلبه بر هوای نفس که: «أَعْدَى عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَینَ جَنْبَیکَ» (مجموعة ورام، ج۱، ص ۵۹).
۳. تمرکز بر سلوک در مسیر غایت خلقت و اشتغال به آنچه به خدا نزدیک میکند (مقربات الی الله) و اجتناب از سایر امور: «الْعَاقِلُ لَا یشْتَغِلُ إِلَّا بِصَلَاحِ آخِرَتِهِ» (غررالحکم، ص ۹۲).
این روایت ارزشمند، پرده از حقیقتی عمیق برمیدارد: اول محرم، آغاز سال قمری، نهتنها یک تغییر تقویمی، بلکه نقطه عطفی برای شروع سلوک معنوی و مراقبه نفس است.
این دعا، نقشه راهی است برای سالی که پیشروست؛ سالی که میتواند با مراقبه و خودسازی، به بهاری معنوی تبدیل شود؛ بنابراین ماه محرم، از ماههای مهم سیر و سلوک است و سلوک حسینی (ع) که آداب ویژه آن را امام رضا (ع) به ما یاد دادند.
حضرت، راه سلوک حسینی (ص) را طوری ترسیم کردهاند؛ که گامهای اصلی آن قلبی و دلی است؛ چرا که به فرمایش امام جواد (علیه السلام): «توجه قلبى به خدا، رساتر است از زحمت دادن اعضا و جوارح به عمل» (الْقَصْدُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِنْ إِتْعَابِ الْجَوَارِحِ بِالْأَعْمَالِ (تنبیه الخاطر، ص ۱۳۴)).
نیت و توجه قلبی به خداوند از اهمیت بیشتری نسبت به صرف انجام اعمال ظاهری برخوردار است.
اگر قصد و نیت انسان در انجام اعمال، برای تقرب به خداوند و جلب رضایتش باشد، این امر ارزشمندتر از صرف خستگی و زحمت در انجام اعمال بدون توجه قلبی است.
این سلوک مسیری است که قلب را به امام حسین (ع) پیوند میدهد و این پیوند را نقطه آغاز حرکت انسان به سوی همراهی با امام زمان (ع) و زیست مهدوی هدایت میکند.
این سلوک، با پنج توصیه اساسی، نقشهراهی است برای رسیدن به درجات عالی بهشت و معیت با پیامبر و اهل بیت علیهمالسلام و مداومت در این سلوک، مثل مداومت بر عبادت، جدای از اصل عبادت، مزیتی خاص دارد.
در کتاب شریف کافی بابی به نام بَابُ اسْتِوَاءِ الْعَمَلِ وَ الْمُدَاوَمَةِ عَلَیْه وجود دارد که روایات این باب بر مداومت بر عمل تأکید دارند.
در روایتی از این باب آمده است که «إِیَّاکَ أَنْ تَفْرِضَ عَلَى نَفْسِکَ فَرِیضَةً فَتُفَارِقَهَا اثْنَیْ عَشَرَ هِلَالًا» (الکافی، ج ۲، ص ۸۳.)؛ مبادا عبادتی را بر خود لازم گردانی و دوازده ماه از آن دست برداری-.
مداومت، تأثیری مضاعف دارد و این سلوک عبارت است:
۱. اشک
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام... یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ بَکَیْتَ عَلَی الْحُسَیْنِ علیه السلام حَتَّی تَصِیرَ دُمُوعُکَ عَلَی خَدَّیْکَ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِیراً کَانَ أَوْ کَبِیراً قَلِیلًا کَانَ أَوْ کَثِیراً.
۲. زیارت
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَلْقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَیْکَ فَزُرِ الْحُسَیْنَ علیه السلام.
۳. تبری، لعن و نفرت مقدس
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَسْکُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِیَّةَ فِی الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِیِّ وَ آلِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَیْنِ علیه السلام.
با این سه توصیه، آماده دو کار بزرگ میشویم:
۴. تولی (آرزو و نیت معیت و یاری امام)
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ یَکُونَ لَکَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَیْنِ علیه السلام فَقُلْ مَتَی مَا ذَکَرْتَهُ یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً.
۵. مهدیزیستی (تنظیم حزن و فرح با امام، مدیریت حبّ و بغض)
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَکُونَ مَعَنَا فِی الدَّرَجَاتِ الْعُلَی مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَیْکَ بِوَلَایَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّی حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ (امالی صدوق، ص ۱۳۰).
سه توصیه (اشک، زیارت، و تبری)، انسان را برای دو گام بزرگتر در سلوک حسینی آماده میکند.
تولی و آرزوی معیت و یاری امام که ثواب شهدای کربلا را دارد (مهدیباوری، مهدییاوری) و تنظیم حزن و فرح با اهل بیت (مهدیزیستی).
پس این پنج توصیه، سه مرحله از سلوک حسینی (ع) را شکل میدهند:
- مهدیباوری: سه توصیه اول (اشک، زیارت، و تبری) پایههای اعتقادی و عاطفی ارتباط با امام حسین علیهالسلام را تقویت میکنند و باور به راه حسینی را در قلب استوار میسازند.
- مهدییاوری: توصیه چهارم، یعنی نیت یاری امام، انسان را به سوی عمل و همراهی با آرمانهای حسینی سوق میدهد.
- مهدیزیستی: توصیه پنجم، زندگیای را ترسیم میکند که در آن، شادی و اندوه، محبت و بیزاری، همه با محوریت اهل بیت علیهمالسلام تنظیم میشود.
خطبه دوم
تسلیت ماه عزای سید الشهداء (ع) و تسلیت فرارسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی (ع) و آرزوی قبولی طاعات و عبادات و عزاداریهای شما محبین آل الله
یاد آمام راحل و امام شهیدمان و شهدای عزیز عرصه پر افتخار انقلاب اسلامی و شهدای عزیز حزب الله قهرمان و سایر شهدای این نبرد و جهاد مقدس را گرامی میداریم.
دو نکته مهم را در خطبه دوم باختصار محضر شما عزیزان عرض کنم اولا در خصوص مذاکرات، اصل مذاکره چیه؟
اصل مذاکره یک بده بستانی است برای تحقق دغدغهها و موضوعات طرفین مذاکره و طبیعتا آن طرفی که از قدرت بیشتری برخوردار باشد، قدرت چانه زنی و تحمیل خواستهها را بیشتر در اختیار دارد.
ما در این کشور تحربههای پر هزینهای و برخی اوقات پر خسارتی را انجام دادیم و آن هم بیشتر در دورههای شکل گرفت که نوع نگاه جریان حاکم به قدرتها چیز دیگری بود و آنها را همه کاره میدانستند، خب این اتهام نیست در وقایع آن زمانها و مصاحبهها و سایر موضوعات بررسی بفرمائید، نتیجه بدست میآید.
خب در این زمان هم مذاکره اتفاق افتاده و هر وقتی دشمن نتوانست در میز مذاکره پاسخ مثبتی دریافت کند، ابزار نظامی را آورد به میان تا قدرت تاثیرگذاری خودش را بیشتر کند، اما با مقاومت سخت مردم و رهبری عزیز برخورد کرد لذا با همچو شخصیتی امام ما فرمود هوشمندانه و عاقلانه، شرافتمندانه نیست، دلیل تجربه!
یک تفاوت داشت این مذاکره و آن هم اینکه هرچند ایران بلحاظ از دست دادن شخصیتهای برجسته خود خسارت بزرگ و جبران ناچذیری را خورد، اما قدرت و اقتدار در اختیار ایران قرار گرفت و با این نکته وارد جریان مذاکره شد، ما یک اصل پذیرفته شده دینی و قانونی داریم طبق قانون اساسیمان، اصل ولایت فقیه، وی سنگربان و پاسدار این انقلاب عزیز در همه عرصهها است لذا اگر شروط و مسیری را تعریف میکند بهخاطر این وظیفه خطیر است، برخی افراد که متوجه این نکته نیستند یا نمیخواهند متوجه باشند، حرف از مانع تراشی میزنند، در حالیکه مطلب چیز دیگری است.
به هر حال در شرایط کنونی و جریان مذاکرات فعلی امام جامعه شروطی را گذاشتهاند و اصرار بر تحقق آن دارند و از مردم هم خواستهاند، اعتماد، احترام و مطالبه را در دستورکارشان قرار دهند، هر کسی قاعده و منظومه فکری امامین انقلاب را داشته باشد، اقدام به موقع و صحیح را در کارزارهای مختلف به سرانجام میرساند.
در جریان مذاکرات بدلیل عدم صحبت با مردم و خطای محاسباتی که در ذهن داشتند که اگر با مردم صحبت کنند فلان و بهمان میشود، کار به خوبی پیش نرفت و چند صدایی در کشور خلاف نگاه و توصیه رهبری ایجاد شد و آن هم بواسطه عدم تسلط برخی بر توصیهها و نکات مهم مطرح شده بود، ما به بیانات رهبری عزیز از ابتدای رهبری تا کنون را باید با هم ببینیم تا نومن ببعض و نکفر ببعض نشیم، در جایی فرمود اتحاد، در جایی فرمود اعتماد به مسئولان و در جایی هم مانند پیام دیشب نکات مهمی در خصوص روند مذاکره و بیام ملاحظات نکاتی را فرمودند، اگر کسی منظومهای توجه نکند، با پیام شب گذشته ممکن است شروع کند به تخطئه مسئولان و بی احترامی و برچسب زدن، حضرت آقا ضمن بیان ملاحظات و ترسیم اصلاح مسیر، ساختار و مسئولان را به رسمیت شناختند.
در جایی که فرمودند: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم.»
البته با هوشمند و حکمت بسیار بالایی هم بیان فرمودند، تعهد رئیس جمهور و قبول مسئولیت به عنوان رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، یعنی شخص و ساختار رسمیت دارد و برای تحقق شروط اعلامی خود و مردم را ناظر معرفی کردند، یعنی ساختار مردمی و اصالت مردم در این کشور را هم به رسمیت شناختند.
در نتیجه مسئولان ما باید مراقبت جدی کنند و تحقق شروط را در برنامه کاری خودشان داشته باشند و با بی اعتمادی کامل به دشمن گامها را پیش ببرند و محقق کنند، مردم هم در خیابان هستند و مطالبه میکنند تا اقتدار ایران اسلامی تثبیت شود و الیته باید حواسمان به تحرکات دشمن باشد نشود غافل شویم و غرق در جریان مذاکره و حواسمان از دشمن پرت شود، آن دشمن قسم خورده به نابودی انقلاب اسلامی هرچند نخواهد توانست، اما بالاخره تلاش و دشمنی خودش را انجام میدهد، متوجه باشیم او با چه هدف آمد به میدان مقابله با ما، دست از آن هدف نکشیده و معاویه وار با تبلیغات و فریب و خدعه کارش را پیش میبرد.
نکته دوم هشداری است نسبت به تحرکات برخی به اصطلاح روشنفکران و جریان غربگرای داخلی در عرصههای مختلف، امام شهید ما براساس مشخص کردن راه انقلاب توسط امام راحل فرمودند مقاطع حرکت انقلاب عزیز در ۵ مرحله رخ باید بدهد، مرحله اول انقلاب، دوم تشکیل نظام اسلامی سوم تشکیل دولت اسلامی و چهارم تشکیل جامعه اسلامی و پنجم تمدن اسلامی و نسخهای است در امتداد راهبرد زمینه سازی تحقق دولت کریمه حضرت حجت صلوات الله علیه که هم مبنای عقلائی دارد و هم مبنای دینی و امام راحل تعبیری دارند که هر مسئولی در حوزه مسئولیتی و تصمیم گیری خودش نگاه به زمینه سازی ظهور نداشته باشد تعبیر خیانت را بکار بردهاند.
حالا عده روشنفکر بر اساس تفکرات غربی فروپاشیدهی منقرض شده، موضوع جمهوری سوم را هر چندسالی مطرح میکنند الان هم در دروه جدید رهبری مقاله مینویسند و مفاهیمی را که جنبههای عام پسند هم دارد از جمله عدالت اجتماعی و آزادی و تغییر نگرش در سیاست داخلی و خارجی را بیان میکنند که در ظاهر واژههای خوبی است، اما پشت پرده آن ناثواب است، پشت پرده آن اصلاح قانون اساسی است البته به صلاحدید کلان کشور و رهبری مانعی ندارد، اما حرف از جمهوری میزنند، اما مولفههای جمهوری دمکراتیک را مدنظر دارند، میگویند محل تولد قانون اساسی ایران فرانسه است و اشاره به جریانات آن زمان و میگویند جمهوری اول و ۱۰ سال بعد آن که بازنگری شد در قانون اساسی جمهوری دوم و الان در دوره رهبری جدید میگویند جمهوری سوم باید رخ دهد با همان تعابیر و رویکردی که عرض کردم، اینجاست که اندیشمندان انقلاب و حوزههای علمیه باید به تبیین ۵ گام انقلاب روی بیاورند و مبانی و مولفهها و مدل حکمرانی مبتنی بر آن را مطرح کنند و مجلس شورای اسلامی بر آن اساس تورم قوانین را بررسی و به تقنین هدفمند روی بیاورد براساس سیاستهای کلی، اساسا سیاستهای کلی ابلاغی رهبری معظم شهیدمان برای تحقق همین مراحل انقلاب است، اما متاسفانه بی توجهی میشود و این میشود که با ادبیات منقضی شده، مراحل حرکت انقلاب فرانسه حرف میزنند، جمهوری اول و دوم و سوم و غیره.
اولا انقلاب فرانسه کجا و انقلاب اسلامی ایران کجا؟!
ثانیا اهداف آن انقلاب کجا و اهداف انقلاب اسلامی ما کجا؟!
ثالثا استحاله شدن آرمانها و اهداف انقلاب فرانسه در ابتدای شکل گیری که تبدیل به همان پادشاهی شد و جمهوریها هم کلا ماهیت و هویت انقلابشان را دگرگون کرد و انقلاب اسلامی ایران هنوز شعارها و اهداف و آرمانهای اول انقلاب سر دست مردم عزیزماست.
رابعا حکومت آنها مبتنی بر علم برخاسته از عقول بشر است و انقلاب ما برخاسته از وحی و معارف قرآنی و اهل بیت (ع)، حالا با این تفاوتهای ماهیتی شما ادبیات آن انقلاب را به میان بیاوری که جمهوری دمکراتیک از دل آن برآید، مردم ایران اسلامی همان رای اول انقلاب را الان هم دارند، جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر.