
خبرگزاری بسیج، کریم عباس پور؛ هیأت یا حسن مجتبی (ع) این بار با شعار آتشین «مَثلی لایُبایع مِثل یزید» علم میدارد و جمعیت را به تلاطمی مقدس فرا میخواند. صدای «بو گون من اوز خیالیمی حسین باشینان آتمشام» که از نیهای دل شکسته بلند میشود، داستان عشق را از زبانی که با خون دل عجین شده، روایت میکند.
«توکوپ عذاری خون دل گوزوم یاشینا قاتمشام»؛ این یعنی خاکستر ماتم، با اشکهایی که از حریم دل برمیخیزد، گلگون میشود.
سخنران این محفل، حجتالاسلام ماندگاری، از بلندای منبر، حقیقتی را فریاد میزند که فراتر از زمان است: «فاصله انسان تا بهشت و جهنم، تنها یک نفس است؛ همان دم که مرگ، پردهها را کنار میزند و حقیقت شرافت را آشکار میکند.» او میگوید خداوند انسان را نیافرید تا ذلیل باشد، بلکه او را با کرامت خویش آراست تا انتخابگر راهی باشد که به شهادت ختم میشود؛ راهی که شهدای کربلا پیمودند و نشان دادند که «شهادت، کرامت است»؛ کرامتی که نه در عمر طولانی، که در لحظهای عاشقانه معنا میشود.
در اوج ظهر عاشورا، وقتی آفتاب بر نیزهها میدرخشد و خیمهها در آتش اندوه میسوزند، مداحان اهل عصمت و طهارت، رجزهایی از جنس آسمان سر میدهند. شعرها از آن روز، از آن خاک، از آن تشنگی بیکران میگویند. مردان و زنان، کودکان و پیران، همه یکصدا با ریتم ضربهای سینهزنی، ضربان دلی را زمزمه میکنند که برای آزادگی، از هستی خود گذشت.
تبریز در این روز، دیگر فقط یک شهر نیست؛ آینهای است که تصویر کرامت انسانی را در آن میتوان دید، جایی که هر قطره اشک، یادآور شرافتی است که برای همیشه در تاریخ ماندگار شد. و این حقیقت که کریمترین انسانها، همانها هستند که در روزگار سخت، بهای ایمان را با جان خود پرداختند.
در پایان، صدای یا حسین(ع) اوج میگیرد، و دل ها یکی میشوند با شهدایی که در صحرای کربلا، با مرگ خود، مرگ ذلت را به خاک نشاندند و به ما آموختند که زیباترین زندگی، زیستن با کرامت است، حتی اگر به قیمت شهادت تمام شود.
یادداشت | فرشاد عالی
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان