به گزارش خبرگزاری بسیج، اشکان صفری، فعال حوزه تعلیم تربیت در استان خوزستان، در یادداشتی تحلیلی به تبیین ابعاد حماسی تشییع پیکر پاک رهبر شهید و پیامهای راهبردی این حضور عظیم پرداخته است. متن این یادداشت به شرح زیر است:
بدرقهای که در تاریخ میماند
تشییع پیکر پاک رهبر شهید، امام عزیزمان، تابلوی زندهای از آیه شریفه «فاما الزبد فیذهب جفاءً و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض» بود. شنزارهای بیابان، هرچند ظاهری یکدست دارند، اما محکوم به نابودیاند؛ آنچه برای خدا و مردم میماند، چون کوهی استوار و تاریخساز است. این حضور عظیم و دریاوار ملت، صرفاً یک بدرقه جانگداز نبود، بلکه تفسیر عینی «انا لله و انا الیه راجعون» در قدمهای استوار میلیونها زائر دلسوخته بر پهنه خیابانهای تهران، قم، مشهد، کربلا و نجف بود.
شهادت؛ نقطه آغاز، نه پایان
دشمن اهریمنی که سالها در پسپرده نیرنگ و فریب نقشه ترور را میکشید، در وهم خام خود میپنداشت با شهادت پرچمدار انقلاب اسلامی، میتواند خط نورانی ولایت را به پایان برساند؛ غافل از سنت الهی که «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون». آنان گمان کردند شهادت آقای شهیدمان نقطه پایان است، اما در مکتب عاشورا، شهادت نقطه آغاز است. شمشیر بیداد، گلوی نور را میبرد، اما چشمه نور را نمیخشکاند. شهادت، پل فتحهای بزرگتر است؛ پلی که از روی خون اساطیر و حنجر بریده اباعبدالله الحسین (ع) میگذرد و به قلههای رهایی میرسد.
خشم مقدس و سیلاب اشک؛ دو روی یک میثاق
این تشییع، تجسم عینی آیه «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» بود. از یک سو، خشم مقدس و غرش «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» چون صاعقه بر سر قدرت اهریمنی معاصر فرود آمد و معادلات امنیتی دشمن را در هم ریخت. رجزخوانی سخیف وزیر جنگ رژیم غاصب که از روی ترس و استیصال تهدید به حمله به تشییعکنندگان کرده بود، در برابر این اقیانوس خروشان به سخرهای تاریخی بدل شد. ملت با پیکر امام شهیدش چنان کرد که «یعز المؤمنین و یذل الکافرین» را در میدان عمل به نمایش گذاشت. از سوی دیگر، سیلاب اشکها و شانههای داغدار، عمق پیوند عاطفی امت با مرجعیت و ولایت را فریاد زد؛ پیوندی که با پوست و گوشت و خون این مردم عجین شده است.
خون شهید، حجتی تمامکننده
خون امام شهیدمان حجت را بر همه ما تمام کرد. این خون که بر خاک ریخت، طوفان بیداری در دل نسلهای آینده خواهد شد. تشییع ایشان، یک میثاق مقبولیت عظیم و مانوری برای انسجام ملی بود؛ همانگونه که عالمان فرمودند: این حضور، قدرتنمایی بینظیر برای دفاع از اسلام ناب محمدی و نشان دادن ارج و قرب مرجعیت و ولایت در اعماق دلهای ملت ایران بود. این مانور اقتدار، حیثیت اطلاعاتی و عملیاتی دشمن را برای همیشه نزد تحلیلگران جهان زیر سؤال برد و ثابت کرد که ملتی ولایتمدار، از تهدید و ترور هراسی به دل راه نمیدهد.
وارثان حماسه؛ وظیفه امروز ماست
امروز، وارثان این حماسه ماییم. وظیفه شرعی، انقلابی و تاریخی ما در قبال این خونهای پاک، در دو راهبرد قرآنی خلاصه میشود: نخست، صبر و مقاومت که خداوند فرمود «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون». حضور در صحنه، در میدان جهاد تبیین و نظامی، و گره نزدن دل به سازش، مصداق این صبر استراتژیک است. دوم، وحدت و انسجام ملی که حبلالله المتین است: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا». باید مراقب بود که شیاطین جن و انس با دمیدن در شیپور اختلاف، این انسجام را نشانه نروند. سربازان گمنام و آشکار این جبهه، چشم به راه دلگرمی ملتاند.
به فضل الهی، از دل این ماتم سرخ، صبحی روشن خواهد دمید.
«سنشد عضدک باخیک» همچنان جاری است. علم از دست امامی رفته، بر دوش امامی دیگر به اهتزاز درآمده و راه، تا قدس شریف ادامه دارد. انشاءالله که پرچمدار واقعی این میثاق باشیم و از کاروان ولایت جامانده نشویم. والسلام علی من اتبع الهدی.