
غزلِ «مشهد تا مشهد»
ز مشهد تا به مشهد، کاروانِ عشق در راه است
امینِ ما در این جاده، انیس و هادی و ماه است
دل از طوس آمد و بازآمد این سو بر درِ جانان
که این سیرِ مبارک، شاهراهِ قلبِ آگاه است
خوشا راهی که آغاز و سرانجامش رضا جان است
پناه و ملجأ گوهر زبان، روح امین، شاه خراسان است
لوایِ خدمت و ایمان به دستِ مَردِ میدان است
امین است آن که در سختی، رفیق و یارِ جانان است
به همراهِ امینِ جان، سفر معنایِ دیگر یافت
که در هر گامِ این ره، لطفِ حق با دلبر جان است
خوشا آنان که در این ره، کمر بستند بر خدمت
که اجرِ خادمانِ حق، فراتر از " خراسان " است
از این مشهد به آن مشهد، تجلیگاهِ توحید است
مسیرِ بندگی روشن، طلوع طوس خورشید است
قدم در جاده ی حق زن، میندیش از فراز ره
که لطفِ حضرتِ جانان، شروع صبح امید است
«هزاوه» نغمه سرکن در رثای آن امینِ پاک
که شعرِ تو در این درگه، اقلِ شرح آن ماه است!
«محمدرضا بیک محمدی هزاوه»
انتهای پیام/